مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 1,140
» آخرین کاربر: یاسین سائل
» موضوعات انجمن: 1,388
» ارسالهای انجمن: 5,491

آمار کامل

آخرین موضوعات
بازگشت تمامی مرجحات به مر...
انجمن: مطالب علمی (اصولی)
آخرین‌ارسال: مهدی خسروبیگی
23-ارديبهشت-1398, 06:05
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 120
اثبات اولویت ترک محتمل ال...
انجمن: مطالب علمی (اصولی)
آخرین‌ارسال: ارادتمند آیت الله مکارم
20-ارديبهشت-1398, 15:49
» پاسخ‌ها: 11
» بازدید: 505
ملاک اصلی مسافت شرعی: ۸ ف...
انجمن: سوالات علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: ارادتمند آیت الله مکارم
18-ارديبهشت-1398, 00:35
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 77
کفر ولد الزنا
انجمن: فقه استاد قائینی
آخرین‌ارسال: مهدی خسروبیگی
17-ارديبهشت-1398, 05:35
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 272
نقد نظر آیه الله زنجانی د...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: مومن
14-ارديبهشت-1398, 19:40
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 136
نظریه تعویض سند
انجمن: قواعد رجال
آخرین‌ارسال: حسین بن علی
14-ارديبهشت-1398, 19:29
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 151
تقريرات ميرزا حبیب الله ر...
انجمن: مطالب علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: tallebelm
10-ارديبهشت-1398, 18:05
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 114
تمامیت دلالت آیه بر انتها...
انجمن: فقه استاد گنجی
آخرین‌ارسال: سید محسن حائری
10-ارديبهشت-1398, 11:45
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 70
ثمره بحث از مقتضای اصل ثا...
انجمن: اصول استاد قائینی
آخرین‌ارسال: مالک
10-ارديبهشت-1398, 00:12
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 61
میزان اعتماد قدماء بر قرا...
انجمن: قواعد رجال
آخرین‌ارسال: محمود رفاهی فرد
9-ارديبهشت-1398, 11:33
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 55

 
  استفاده از استخر طی چه معامله ای است؟
ارسال‌شده توسط: اشکذری - 17-فروردين-1393, 22:00 - انجمن: فقه استاد گنجی - بدون‌پاسخ

استفاده از اموری مثل حمام، استخر، ابزار و وسایل پارکها و... طی چه عقدی اتفاق می افتد؟

الف. اجاره: ممکن است کسی این ها اجاره بداند.
ب. ممکن است از باب جعاله باشد.
ج. ممکن است اذن مشروط باشد.
د. ...

آراء برخی از بزرگان در این زمینه:

صاحب عروه: از ظاهر عبارتش به دست می اید اذن مشروط به بنا بر پرداخت اجرت دانسته است.(عروه، ج1، ص302)

مرحوم خویی و مرحوم حکیم (البته حکیم در برخی از صور): اذن مشروط به پرداخت اجرت دانسته اند. (موسوعه ج6 ص417- مستمسک ج 3 ص105)

حکیم(در جایی که طرفین بر پرداخت نسیه ای توافق کرده اند): اذن مشروط به ضمان اجرت

حضرت استاد گنجی دیدگاه مرحوم خویی را درست دانسته اند. (درس خارج فقه 18/12/92)


ثمره:
در صورت اخیر عقد تمام شده است و با عدم پرداخت اجرت استفاده از اب و انجام اعمال عبادی مثل وضو و غسل با آن مشکلی ندارد بر خلاف صور سابق.

چاپ این بخش

  یارانه و سبد کالا
ارسال‌شده توسط: مهدی منصوری - 16-فروردين-1393, 21:11 - انجمن: سوالات علمی (فقهی) - پاسخ‌ها (3)

یارانه و سبد کالا از چه بابی به ملک افراد در می آید و آیا به این دو مورد خمس تعلق می گیرد؟

چاپ این بخش

  کیفیت استقبال قبله در هنگام خواب
ارسال‌شده توسط: سید حسین منافی - 3-فروردين-1393, 14:12 - انجمن: مطالب علمی (فقهی) - بدون‌پاسخ

یکی از مستحبّات خواب، إستقبال قبله است.
بحث در این واقع می شود که مراد از استقبال قبله ای که یکی از مستحبّات در هنگام خواب می باشد، همان نحوه احتضار است به این صورت که کف پاها رو به قبله باشد یا به نحوه ای که مرده را در قبر قرار می دهند، یعنی به گونه ای که صورت او رو به قبله باشد.
«قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السّلام):‏ النَّوْمُ‏ عَلَى أَرْبَعَةِ أَصْنَافٍ الْأَنْبِيَاءُ تَنَامُ عَلَى أَقْفِيَتِهَا مُسْتَلْقِيَةً وَ أَعْيُنُهَا لَا تَنَامُ مُتَوَقِّعَةً لِوَحْيِ رَبِّهَا وَ الْمُؤْمِنُ يَنَامُ عَلَى يَمِينِهِ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ وَ الْمُلُوكُ وَ أَبْنَاؤُهَا تَنَامُ عَلَى شِمَالِهَا لِيَسْتَمْرِءُوا مَا يَأْكُلُونَ وَ إِبْلِيسُ وَ إِخْوَانُهُ وَ كُلُّ مَجْنُونٍ وَ ذِي عَاهَةٍ تَنَامُ عَلَى وَجْهِهِ مُنْبَطِحاً. »
از آنجا که مستقبل القبلۀ را در مورد نوم انبیاء فرض نکرده است، استظهار می شود که مراد از استقبال القبلۀ، استقبال با صورت است که در مورد نوم استلقائی امکان پذیر نیست.
و هم چنین در برخی از روایات و کلمات فقهاء همین تعبیر در مورد میّت به کار رفته که می تواند شاهد بر کیفیّت آن باشد.
در کتاب فقه الرضا آمده است: «فإذا تناولت الميّت فقل: بسم الله و بالله و في سبيل الله و على ملّة رسول الله (صلّی الله علیه و آله) ثمّ ضعه في لحده على يمينه مستقبل القبلة و حلّ عقد كفنه و ضع خدّه على التراب. »
هم چنین شیخ صدوق می فرماید: «قال الصادق (عليه السلام): إذا وضعت الميّت في لحده فضعه على يمينه، مستقبل القبلة، و حلّ عقد كفنه، و ضع خدّه على التراب. »
علّامه مجلسی در ذیل روایت امیر المؤمنین (علیهم السلام) می فرماید: «قوله: على أيمانهم، لتوجّههم إلى القبلة مع إعتمادهم على أشرف الجانبين. »
ایشان نحوه مستحبّ از خواب را مثل حالت قرار گرفتن میّت در قبر دانسته است.
ولی از طرفی روایاتی که نوم را موت أصغر معرّفی کرده و این نکته را بیان می کند که شاید روح به جسم او باز نگردد، با این مناسبت دارد که کیفیّت آن همانند استقبال قبله در حال احتضار باشد، مثل این روایت: «قَالَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): إِذَا نَامَ أَحَدُكُمْ فَلْيَضَعْ يَدَهُ تَحْتَ خَدِّهِ الْأَيْمَنِ فَإِنَّهُ لَا يَدْرِي أَ يَنْتَبِهُ مِنْ رَقْدَتِهِ أَمْ لَا. »
«وَ قِيلَ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ (علیهما السّلام) مَا الْمَوْتُ؟‏ قَالَ: هُوَ النَّوْمُ‏ الَّذِي يَأْتِيكُمْ كُلَّ لَيْلَةٍ إِلَّا أَنَّهُ طَوِيلٌ مُدَّتُهُ لَا يُنْتَبَهُ مِنْهُ إِلَّا يَوْمَ الْقِيَامَةِ. »
«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) قَالَ: كَانَ فِيمَا وَعَظَ بِهِ لُقْمَانُ (علیه السلام) ابْنَهُ أَنْ قَالَ: يَا بُنَيَّ! ... وَ إِنَّمَا النَّوْمُ‏ بِمَنْزِلَةِ الْمَوْتِ‏ وَ إِنَّمَا الْيَقَظَةُ بَعْدَ النَّوْمِ‏ بِمَنْزِلَةِ الْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ‏. »
«فی مصباح الشريعة قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام):‏ فَإِنَّ النَّوْمَ‏ أَخُ الْمَوْتِ‏ فَاسْتَدْلِلْ بِهِ عَلَى الْمَوْتِ‏ الَّذِي لَا تَجِدُ السَّبِيلَ إِلَى الِانْتِبَاهِ فِيهِ وَ الرُّجُوعِ إِلَى إِصْلَاحِ مَا فَاتَ عَنْك‏. »
ولی انصاف، این است که این استدلال، به حدّ ظهور نمی رسد و تاب مقاومت با ادلّه قول مخالف را ندارد.
بنابر این کیفیّت استقبال قبله در هنگام خواب، همان کیفیّت استقبال قبله میّت در قبر است، نه کیفیت استقبال قبله در حال احتضار.

چاپ این بخش

Heart معنای ضروری دین چیست؟
ارسال‌شده توسط: م. مظفری - 25-اسفند-1392, 18:49 - انجمن: سوالات علمی (فقهی) - بدون‌پاسخ

برخی از معاصرین در توضیح معنای ضروری دین گفته اند :

ضروري دين آن است كه مورد اتفاق شيعه و سني باشد و نيازي به استدلال حتي اجماع بر صحّت آن نباشد.

نظر شما چیست ؟

چاپ این بخش

  نهی از صرف الوجود یعنی چیه ؟
ارسال‌شده توسط: م. مظفری - 25-اسفند-1392, 11:16 - انجمن: اصول استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

منتقی الاصول :که نهی از صرف الوجود :

اگر به این معنا باشد که نهی شده است از جمیع وجودات طبیعت به نهی واحد، در این صورت هر فرد از افراد طبیعت نهی ضمنی پیدا می کند، لذا می شود در فرد مشکوک برائت جاری کرد،

اما اگر مراد از نهی :

نهی از اول الوجود است، :

یعنی مولا که به عبدش می گوید لاتتکلم تا مردم گمان کنند اصم است یعنی لاتوجد اول تکلم، پس متعلق نهی واضح است وما شک در آن نداریم، یا مثلا در لا تشرب الخمر بنا بر اینکه نهی از صرف الوجود باشد یعنی لاتوجد اول شرب خمر، اولین شرب خمر حرام است، بنابراین : متعلق حرمت معلوم است، اگر در خارج ده تا خمر باشد یا صدتا فرق نمی کند وحرمت زیاد نمی شود، چون حرمت رفته روی عنوان اول وجود الخمر، ولذا تکلیف محدَّد و مشخص است شکی نداریم در حدّ ومقدار آن، بلکه شک داریم در امتثال که اگر ما این فرد مشکوک الخمریه را مرتکب بشویم آیا با این کار ایجاد کرده ایم اول شرب الخمر را یا نه، الاشتغال الیقینی یقتضی الفراغ الیقینی، و برائت جاری نیست.
استاد شهیدی مد ظله :
اولا این خلاف ظاهر است
ثانیا : بر فرض که مراد از صرف الوجود اول الوجود باشد : نهی انحلالی است.
کل من طبق علی اول وجود التکلم او اول شرب الخمر فهو حرام،
انحلالی است چون حرمت انحلالی است، هر فردی که منطبق باشد بر آن عنوان حرام فهو حرام

..................
ملاحظه : آیا ممکن است بگوییم نهی از صرف الوجود گاه به صورت اول الوجود است و گاه به صورت نهی از طبیعت الحرام؟ به هر دو عرفا نهی صرف الوجود میگویند.

چاپ این بخش

  در تحریم معلوم ، عدم احراز عصیان کافی نیست
ارسال‌شده توسط: م. مظفری - 25-اسفند-1392, 11:04 - انجمن: اصول استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

استاد شهیدی مد ظله:

همانطور که در تکلیف وجوبی باید احراز کنیم امتثال را در تکلیف تحریمی معلوم هم باید احراز کنیم امتثال را، نه اینکه صرفا احراز نکینم عصیان را، اینطور نیست که درتکلیف تحرمی احراز عصیان قبیح باشد، بلکه آنجا هم مثل تکلیف وجوبی عقل می گوید باید احراز کنیم امتثال را،

چاپ این بخش

Exclamation فیس بوک شرعا باید فیلتر شود حتی اگر ابزاری مفید باشد
ارسال‌شده توسط: م. مظفری - 20-اسفند-1392, 00:21 - انجمن: مطالب علمی (فقهی) - بدون‌پاسخ

کسی یک قاچو را ( که الت مشترکه است ) به دست 1 ساله یا دو ساله میدهدو کودک که قدرت کنترل چاقو را ندارد به واسطه در دست داشتن چاقو زخمی میشود. حال آیا کسی که چاقو را به دست این صبی و طفل داده ضامن است یا خیر؟
از لابلای کلمات استفاده میشود که بله ضامن است.
نظیر جایی که کسی طفلی را سوار بر اسبی میکند که طفل قدرت کنترل مرکب را ندارد و لذا به دیگری میخوردو یا دچار حادثه میشود.
.........
حال اگر کسی کتابی را که مشتمل بر مطالب غلط است در اختیار کسی قرار دهد که قدرت درک و تفکیک مضامین فاسد و صحیح ان را ندارد، آیا این کار جایز است ؟
.......

اگر کسی ماهواره یا فیس بوک را ( لو سلم که جزو الات مشترک باشد ) در اختیار کسی قرار دهد که قدرت تشخیص مطالب صحیح و غلط ان را ندارد ، آیا این کار جایز است ؟

( ما قبلا ادله حرمت فیس بوک را مطرح کردیم اما بر فرض که ان هارا رد کردید اما باز هم جایز است چنین وسیله ای در اختیار عموم قرار گیرد ؟ نظیر همان چاقو که وسیله ای نافع و مفید است اما در دست طفل نباید باشد ماهواره هم وسیله ای مفید است که در دست عموم نباید باشد. فیس بوک هم نظیر چاقویی مفید که در دست نوجوان و کودک 6 ساله اگر واقع شود باعث انحراف قطعی او میشود.)[/code]

...............
آیا این مطلب برای مسدود کردن چنین سایت هایی قانع کننده نیست؟

چاپ این بخش

Star شبهه مصداقیه در تکلیفی که متعلق آن متعلق المتعلق نداشت
ارسال‌شده توسط: م. مظفری - 20-اسفند-1392, 00:10 - انجمن: اصول استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

مرحوم نائینی : تکلیف یک متعلقی دارد که فعل اختیاری انسان است، این متعلق تکلیف اگر متعلق المتعلق نداشت مثل تکلم ونماز نمی شود برای آن شبهه مصداقیه فرض کرد، چون معنا ندارد که انسان در هنگام عمل در فعل ارادی خودش شک کند، مگر اینکه فعل مباشری نباشد بلکه فعل تسبیبی باشد، مثل سقوط از شاهق(بلندی) که شک بکند که فعل او سبب تولیدی قتل هست یا نیست که مجرای قاعده اشتغال است چون از موارد شک در محصل می شود چون نمی داند که آیا القاء من الشاهق سبب قتل هست یا نیست باید قاعده اشتغال جاری بشود، اما فعل مباشری لایعقل الشک فی مصداقه حین العمل.

استادشهیدی در نقد کلام نائینی میفرماید :: این فرمایش ناتمام است زیرا بالوجدان انسان در عمل اختیاریش شک می کند که این مصداق چیست، مثلا غناء عبارت است از صوت مشتمل بر ترجیع مطرب مثلا بنا بر تفسیر قدماء، یا بنا بر تفسیر متأخرین صوت مناسب با مجالس لهو ولعب، خوب انسان شک می کند که آیا این صوتش مشتمل بر ترجیع هست یا نیست، یا مثلا جهر فی القرائة گاهی انسان شک می کند به علت همهمه وسر وصدا که آیا این حمد وسوره که می خواند مصداق جهر فی القرائة است یا مصداق اخفات فی القرائة است، یا مثلا مولا می گوید دو جمله متساویه بگو یا نگو شک می کند که این دوجمله که می گوید متساوی هستند از لحاظ حروف یا متساوی نیستند، چطور می گوئید که فعل مباشری شبهه مصداقیه ندارد؟

چاپ این بخش

  تبیین نظریه استاد شهیدی راجع به انحلال در جعل
ارسال‌شده توسط: سید حسین منافی - 2-اسفند-1392, 12:41 - انجمن: اصول استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

تبیین نظریه استاد راجع به انحلال در جعل:

إنحلال فقط در شمولی ها متصوّر است و در بدلی ها انحلالی رخ نمی دهد.
در بحث انحلال در جعل دو نظریّه وجود دارد:
1- إنکار إنحلال در جعل: این قول شهید صدر و إمام خمینی می باشد.
مراد اینها تطابق إثبات با ثبوت در مورد عامّ و مطلقاست. یعنی اگر در مقام اثبات، عامّی وجود داشت، کاشف از این است که در مقام ثبوت نیز به نحو عموم اخذ شده است و اگر به نحو مطلق بود، کاشف از این است که در مقام ثبوت نیز به نحو مطلق می باشد. جعل متعلّق به نحو عموم، به نحو وضع عامّ، موضوعٌ له خاصّ می باشد، ولی جعل متعلّق به نحو مطلق، به نحو وضع عامّ، موضوعٌ له عامّ می باشد که مصاذیق و أفرادی دارد.
طبق این نظریّه انحلال در جعل مختصّ به صورتی است که در مقام اثبات عموم وجود د اشته باشد، نه إطلاق. امّا در صورتی که در مقام اثبات، مطلق وجود داشته باشد، انحلال در مجعول رخ می دهد، یعنی در مقام فعلیّت انحلال رخ می دهد.
2- پذیرش انحلال در جعل: استاد شهیدی پور این نطریّه را قائل است.
مراد از این نظریّه، این است که چه لسان اثباتی به نحو عموم باشد و چه به نحو إطلاق، در مقام ثبوت، به نحو عموم یعنی به نحو وضع عامّ، موضوعٌ له خاصّ می باشد.
إن قُلتَ: این نظریّه مخالف إجماع اُصولیّین است؛ زیرا در بحث تعارض عامّ بر مطلق که برخی قائل به تقدیم عامّ شده اند، هیچ کس اشکال نکرده که در مقام ثبوت همه احکام به نحو عموم می باشد.
قُلتُ: بحث تعارض عامّ و مطلق، بحثی إثباتی است، نه ثبوتی.
دلیل بر این نظریّه این است که وجدان درک می کند که بین جعل های شمولی و جعل های بدلی تفاوت در جعل وجود دارد و از آنجا که در بدلی ها انحلال در جعل وجود ندارد، پس در شمولی ها انحلال در جعل رخ می دهد.
و اینکه تفاوت بین این دو جعل را به غیر انحلال بگذاریم، به این صورت که قائل شویم، متعلّق احکام بدلی، طبیعت نیست، بلکه اوّلین فرد از طبیعت است خلاف وجدان عرفی می باشد.
مؤیّد این نظریّه، این است که دو نحوه جعل (جعل به نحو عموم و جعل به نحو إطلاق) خلاف وجدان است، به این صورت که متعلّق برخی أحکام به نحو عموم باشد و متعلّق أحکام دیگر به نحو إطلاق باشد.
چه نکته ای وجود دارد که شارع این تفصیل را در مورد گوناگون انجام دهد؟!!
در پایان لازم به ذکر است که شهید صدر در بحث إستصحاب حکم جزئی کلامی دارد که ظاهر آن إنکار مطلق إنحلال در جعل است (چه در موارد عموم إثباتی و چه در موارد إطلاق إثباتی) که کلامی غریب است و وجهی ندارد. ایشان می فرماید: «و قرّب في الدراسات الإشكال، بأنّ جعل وجوب الحجّ على كلّيّ المستطيع لا شكّ في ثبوته، و جعل وجوب الحجّ على خصوص هذا الشخص بعنوان مخصوص لا شكّ في عدم تحقّقه، فأيّ شي‏ء يستصحب؟! و أجاب عنه بأنّ الحكم انحلاليّ ينحلّ بعدد أفراد الموضوع، فالشكّ في فرد زائد يستتبع الشكّ في جعل زائد يستصحب عدمه‏.
و يرد عليه: أنّ التعدّد و الإنحلال‏ الحاصل بتعدّد الموضوع إنّما هو في عالم المجعول بالعرض و فعليّة الحكم الّذي يتحقّق بتحقّق الموضوع. و أمّا الجعل الثابت في نفس المولى على موضوع كلّي فهو شي‏ءٌ واحدٌ عرفاً و عقلاءاً، و المفروض أنّ حدوث الفرد في الخارج إنّما يوجب في ذاته تعدّد المجعول و فعليّة الحكم لا بما هو معلوم للمولى، فقد يتّفق حدوث الفرد من دون علم المولى به، أو مع غفلة المولى عن أصل الجعل و يوجب تكثّر المجعول و فعليّته، في حين أنّه يستحيل أن يؤثّر أمرٌ خارجيٌّ في ذاته و من دون علم المولى به في عالم نفس المولى.
و الخلاصة: أنّ الإنحلال ليس في مرحلة الجعل الّتي هي عالم المجعول بالذات و إنّما هو في مرحلة التطبيق التي هي عالم المجعول بالعرض. »

چاپ این بخش

  نظر شیخ در مورد علم اجمالی
ارسال‌شده توسط: محمد 68 - 2-اسفند-1392, 08:15 - انجمن: رسائل شیخ - پاسخ‌ها (1)

بسم الله الرحمن الرحیم؛
سلام؛
نظر شیخ در مورد علم اجمالی چیه؟ آیا علم اجمالی رو علت تامه میدونه یا مقتضی؟

چاپ این بخش