مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 1,037
» آخرین کاربر: رباط جزی
» موضوعات انجمن: 1,083
» ارسالهای انجمن: 4,721

آمار کامل

آخرین موضوعات
جایگاه افعال مطلق در کفای...
انجمن: کفایه
آخرین‌ارسال: 82036
46 دقیقه قبل
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 11
بررسی اطلاق در فکلوا مما ...
انجمن: کفایه
آخرین‌ارسال: 82036
2 ساعت قبل
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 6
بررسی دلیل استحاله جعل ول...
انجمن: مطالب علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: رضا
11-مهر-1397, 18:10
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 702
دوری بودن تبادر
انجمن: کفایه
آخرین‌ارسال: رضا
11-مهر-1397, 11:39
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 102
تفکیک بین قبح مقید و قبح ...
انجمن: مکاسب شیخ
آخرین‌ارسال: رضا
9-مهر-1397, 12:52
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 1,103
اقسام موضوعات حکم شرعی
انجمن: اصول استاد قائینی
آخرین‌ارسال: رضا
9-مهر-1397, 12:35
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 201
آیت الله تبریزیان و عمل ب...
انجمن: مطالب علمی (اصولی)
آخرین‌ارسال: 89194
18-مرداد-1397, 11:39
» پاسخ‌ها: 10
» بازدید: 1,526
تقریرات فقه استاد شهیدی 9...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: 89195
13-تير-1397, 10:12
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 392
ملازمه عقلیه در مساله اجز...
انجمن: الموجز و اصول فقه
آخرین‌ارسال: عبدخدا
26-ارديبهشت-1397, 15:53
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 2,878
روش شیخ الطائفه در جمع بی...
انجمن: سوالات علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: سید محسن حائری
25-ارديبهشت-1397, 02:44
» پاسخ‌ها: 3
» بازدید: 2,279

 
  نکاتی در رابطه با انحلال
ارسال‌شده توسط: مسعود عطار منش - 27-فروردين-1397, 07:03 - انجمن: اصول استاد سیدجواد شبیری - بدون‌پاسخ

انحلالی به دو قسم تقسیم می شود :انحلال ثبوتی و اثباتی .
انحلال اثباتی انحلال در دوالّ ( دلالت کننده ها ) می باشد بطور مثال شهادت شیخ طوسی به وثاقت مشایخ ابن ابی عمیر که می تواند منحل به تک تک مشایخ وی شود و یا شهادت به وثاقت مطلق که می تواند منحل به دو شهادت یکی در مذهب و یکی در صداقت شود ؛ این طرح بحث بود و لکن باید نکاتی را در مورد انحلال توجه داشت :
تفکیک قول به حجیت تعبدی شهادات و حجیت عقلائی آن : اگر شهادات را تعبدا حجت بدانیم ممکن است شارع موضوع حجیت شهادات را شهادت ثقه قرار داده باشد و برای الفاظ وی هم به نحو جزء الموضوع تأثیر قائل باشد که در نتیجه اگر با لفظ واحد شهادت داد به صحت مذهب و صداقت مثلا گفت فلانی ثقه طبیعتا چون لفظ واحد است شهادت نیز واحد بوده و انحلال تصویر نمی شود و در نتیجه اگر مثلا فساد مذهب آن شخص ثابت شد نمی توانیم به شهادت مذکور برای اثبات صداقتش تمسک کنیم ؛ و لکن اگر حجیت شهادات را  عقلائی دانستیم باید بین جایی که منشأ واحد دارد و جایی که منشأ متعدد دارد تفکیک قایل شویم چون اگر منشأ واحد داشته باشد باز در نگاه عقلائ شهادت مذکور وحدانی بوده و منحل نمی شود بخلاف جایی که مناشء متعدد دارد مثلا اگر شهادت به وثاقت مشایخ ابن ابی عمیر را لحاظ کنیم و در برخی موارد نقض روشن را پیدا کردیم ممکن است این اشتباه شیخ طوسی را ناشی از منشئی بدانیم که با اشتباه در بقیه موارد واحد بوده و طریقیت شهادت به کلی زیر سئوال می رود و ممکن است ناشی از منشئی بدانیم که مختص به همین مورد نقض باشد وفلذا طریقیت شهادت در بقیه موارد زیر سئوال نرود .

چاپ این بخش

  بررسی نظر استاد سید محمود مددی در مورد حدسی یا حسی بودن قول رجالی
ارسال‌شده توسط: 89194 - 26-فروردين-1397, 16:01 - انجمن: قواعد رجال - پاسخ‌ها (5)

با سلام
استاد سید محمود مددی در جلسه 20/12/96  خارج اصول ذیل بحث حجیت قول رجالیین اماراتی را اقامه کردند مبنی بر این که توثیقات رجالیین حدسی است و این گونه نیست که سینه به سینه و عن حسّ باشد.
از جمله این که افراد مشهوری مثل جناب حسن بن محبوب را جناب نجاشی توثیق نکرده در حالی که سایر رجالیین توثیقش کردند و یا جناب ابراهیم بن هاشم را هیچ یک از رجالیین توثیق نکردند و یا مرحوم شیخ مفید افراد زیادی را توثیق نموده و حال آن که شاگردش یعنی شیخ طوسی آن ها را توثیق نکرده است.
استاد نظر بر این دارد که اگر واقعا سینه به سینه و کابر عن کابر نقل می شده پس بایستی از استاد به شاگرد انتقال می یافت و شاگرد هم توثیق میکرد.
مسئله ای که جای بحث دارد این است که واقعا این اتفاقات بر چه اساسی بوده؟ آیا احتمالات دیگری هم در این عدم توثیق ها داده می شود؟

چاپ این بخش

  انحلال علم اجمالی در دلیل انسداد
ارسال‌شده توسط: 89194 - 26-فروردين-1397, 15:50 - انجمن: اصول استاد سید محمود مددی - پاسخ‌ها (7)

استاد مددی در جلسه روز 15/1/97  خارج اصول در مقام بررسی حجیت مطلق ظن به #دلیل انسداد پرداختند و مقدمه اول و دوم آن را  نپذیرفتند. 
اشکال ما به رد مقدمه اول است.
توضیح این که مقدمه اول عبارت بود از این که ما علم اجمالی به وجود تکالیف فعلیه ای در دایره شبهات داریم.
استاد در مقام رد این گزاره فرمودند که این علم اجمالی #انحلال پیدا می کند؛ چرا که در یکی از اطراف شبهات یعنی در محدوده اخبار ثقه، به مقدار آن تکالیفی که ما علم اجمالی به وجود آن در مجموع شبهات داشتیم، تکالیف معلوم بالاجمال داریم. لذا علم اجمالی منحل می شود.
اشکال ما این است که شرط این انحلال آن است که علم اجمالی در غیر آن طرف یقینا باقی نماند.  در حالی که چطور این یقین حاصل می شود؟! در حالی که یقینا باقی می ماند چرا که موارد شبهه منحصر در احکام نیست بلکه شامل شبهات موضوعیه هم می شود. قطعا در میان این همه شبهات موضوعیه ای که مکلف با آن ها رو برو است تکالیفی وجود دارد به نحو علم اجمالی.
لذا انحلال مخدوش است. Idea

چاپ این بخش

  روش شیخ الطائفه در جمع بین متعارضین
ارسال‌شده توسط: محمود رفاهی فرد - 25-فروردين-1397, 22:08 - انجمن: سوالات علمی (فقهی) - پاسخ‌ها (3)

مرحوم شیخ در این مساله که کسی که خانه اش را وقف می کند، آیا می تواند در آن خانه بماند دو روایت نقل می کنند. یکی از ابی الجارود که دال بر جواز است و دیگری از طلحه بن زید که دال بر حرمت است. اما هم در تهذیب و هم در استبصار، گویی روایت ابی الجارود مسلم است و در دلالت روایت طلحه بن زید تصرف می کنند. وجه این کار چیست؟
تهذيب الأحكام؛ ج‌9، ص: 134
567- 14- أَبَانٌ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَا يَشْتَرِي الرَّجُلُ مَا تَصَدَّقَ بِهِ وَ إِنْ تَصَدَّقَ بِمَسْكَنٍ عَلَى ذِي قَرَابَتِهِ فَإِنْ شَاءَ سَكَنَ مَعَهُمْ وَ إِنْ تَصَدَّقَ بِخَادِمٍ عَلَى ذِي قَرَابَتِهِ خَدَمَتْهُ إِنْ شَاءَ.
تهذيب الأحكام؛ ج‌9، ص: 138
عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ رَجُلًا تَصَدَّقَ بِدَارٍ لَهُ وَ هُوَ سَاكِنٌ فِيهَا فَقَالَ الْحِينَ اخْرُجْ مِنْهَا.
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ: هَذَا الْخَبَرُ مَحْمُولٌ عَلَى ضَرْبٍ مِنَ الِاسْتِحْبَابِ لِأَنَّا قَدْ بَيَّنَّا فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع جَوَازَ أَنْ يَسْكُنَ الْإِنْسَانُ دَاراً أَوْقَفَهَا مَعَ مَنْ وَقَفَهَا عَلَيْهِ وَ أَنَّ ذَلِكَ لَيْسَ بِمَحْظُورٍ.

(در استبصار به گونه ی دیگری روایت طلحه را توجیه می کنند)

چاپ این بخش

  نگاه جابر به صورت حضرت زهرا و تقریر معصوم
ارسال‌شده توسط: مومن - 23-فروردين-1397, 18:57 - انجمن: فقه استاد شهیدی - پاسخ‌ها (3)

یکی از ادله ای که بر جواز نگاه به صورت نامحرم به آن استدلال می شود روایتی است که جابر به همراه پیامبر وارد خانه حضرت زهرا سلام الله علیها شدند و جابر نگاه به صورت حضرت نمود و زردی صورت حضرت را مشاهده نمود
و از آنجا که رسول خدا و امام باقر که ناقل این روایت است نسبت به این کار جابر نهی نفرمودند این روایت دلیل بر جواز نگاه به صورت نامحرم خواهد بود
استاد شهیدی در این روایت چند مناقشه ذکر کردند
اولین سند این روایت به جهت عبید بن معاویه و عمر به شعر ضعیف است
ثانیا احتمال دارد رسول خدا متوجه نگاه جابر نشده بودند بنابراین تقریری از جانب ایشان نسبت به کار جابر وجود ندارد نقل امام باقر نیز دلالت بر جواز کار جابر ندارد چون در مقام بیان این امر نبودند
البته به نظرم اشکال دلالی به این روایت صحیح نیست و عرف از نقل این روایت تقریر امام را نسبت به کار جابر درک می کنند

چاپ این بخش

  نقد دلیل حرمت ریش تراشی
ارسال‌شده توسط: مومن - 23-فروردين-1397, 18:50 - انجمن: فقه استاد شهیدی - پاسخ‌ها (3)

استاد شهیدی در درس خارج فقه در ضمن روایت اعفوا اللحیه فرمودند
مرحوم آقای تبریزی و همچنین مرحوم آقای خویی قائل بودند در صورتی که مأموربه مردد بین دو چیز باشد که یکی از آنها قطعاً واجب نیست ظهور امر در وجوب نیز از بین می رود
در این روایت نیز چون احتمال دارد عفو به معنای رها کردن تا یک قبضه باشد نه به معنای ریش گذاشتن که این مسئله قطعاً واجب نیست پس از ظهور امر در وجود از بین می رود
ولی به ذهن حقیر می رسد که ظهور امر در وجوب قرینه بر این است که مراد از مأمور به آن چیزی است که در میان متشرعه احتمال وجوب آن برود
بنابراین ظهور امر قرینه متصله در تعیین مراد از مأمور به است

چاپ این بخش

  اعراب لفظی و اعراب معنوی
ارسال‌شده توسط: محمود رفاهی فرد - 23-فروردين-1397, 11:26 - انجمن: فقه استاد سید محمد جواد شبیری زنجانی - بدون‌پاسخ

مرحوم آیه الله سید احمد شبیری مطلبی دارند که در مثل فی الدار رجل، مخبر عنه حقیقی الدار است و نه رجل. یعنی مراد اصلی این است که دار خالی نیست.
استاد در بسط این نکته بیان نمودند که یک مبتدا و خبر لفظی داریم و یک مبتدا و خبر معنوی. برخی احکام مربوط به مبتدا و خبر لفظی است و برخی مربوط به مبتدا و خبر معنوی. به هر حال در فی الدار رجل مبتدای لفظی همین رجل است و لذا وقتی اِنّ بر سز این جمله می آید رجل منصوب می شود. این اعراب ها مربوط به مبتدا و خبر لفظی است. اما برخی احکام مربوط به مبتدا و خبر معنوی است. مثلا این که مبتدا باید معرفه باشد مربوط به مبتدای معنوی است. مخبر عنه واقعی است که باید معرفه باشد.
در آیه 234 سوره بقره (و الذین یتوفون منکم و یذرون ازواجا یتربصن بانفسهن ارعه اشهر و عشرا) بحثی است که عائد از خبر به مبتدا چیست. از زجاج نقل شده که چون مخبر عنه اصلی در مبتدا همان ازواج است رجوع ضمیر یتربصن به ازواج برای عائد مبتدا به خبر کفایت می کند.
این مطلب را می توان در قالب نکته ای که طرح شد بیان کرد. یعنی لزوم وجود رابط، در مورد مبتدای معنوی و مخبر عنه حقیقی است و نه مبتدای لفظی.فلیتامل
خارج فقه، فروردین97

چاپ این بخش

  سیره مانع از ظهور در وجوب
ارسال‌شده توسط: محمد 68 - 22-فروردين-1397, 17:50 - انجمن: فقه استاد شب زنده دار - پاسخ‌ها (3)

حضرت استاد در جلسه 87 در تاریخ 97/1/19 فرمودند روایت حقوق مسلمین بر یکدیگر با توجه به دو فرازش بر وجوب دلالت دارد.

فراز اول «لِلْمُسْلِمِ عَلَى أَخِيهِ ثَلَاثُونَ حَقّاً لَا بَرَاءَةَ لَهُ مِنْهَا إِلَّا بِالْأَدَاءِ أَوِ الْعَفْو»

و فراز دوم «إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَدَعُ مِنْ حُقُوقِ أَخِيهِ شَيْئاً فَيُطَالِبُهُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيُقْضَى لَهُ وَ عَلَيْهِ»

ولی با توجه به اینکه سیره بر عدم التزام به این حقوق وجود دارد، از این ظهور رفع ید می شود.
مرحوم امام در همین زمینه می فرماید: «هو (النصر) بهذا المعنى العامّ لا يمكن الالتزام بحرمة تركه، كما لا يمكن الالتزام بوجوب الإعانة و النصر الشاملين لأنحائهما نفسا و مالا و يدا و في جميع الموارد، فإنّ عدم وجوبهما بهذا المعنى الوسيع من الواضحات، و بناء المسلمين من الصدر الأوّل إلى الآن على إهمال النصر بهذا المعنى الوسيع، فلو كان واجبا لصار ضروريّا مع كثرة الابتلاء به»

پس سیره می تواند رادع ظهور شود.

چاپ این بخش

  برخی از نکات مؤثر در استفادۀ عموم از تعلیل
ارسال‌شده توسط: مسعود عطار منش - 22-فروردين-1397, 06:49 - انجمن: اصول استاد سیدجواد شبیری - بدون‌پاسخ

بیان علت مناشئ مختلفی دارد که یکی از آنها از بین بردن غرابت موجود در حکم است. مثلا شارع روزه را برای افراد جعل کرده و چون  با روزه گرسنگی و تشنگی بر افراد تحمیل می شود، این تصور حاصل می شود که شارع اراده کرده عباد را به سختی بیاندازد. شارع با این بیان « يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»[1] این که هدف از جعل روزه به سختی انداختن را نفی کرده و بیان می کند علل دیگری در جعل صوم وجود دارد. پس در برخی از موارد، تعلیل برای این بیان می شود که غرابت هایی که در سویدای ذهن افراد وجود داشته و گاه به زبان نیز می آید، از بین برود و مثلا گفته می شود: «صوموا تصحوا»[3] تا استغراباتی که باعث تضعیف باعثیت امر به صوم می شود، از بین برود.
در برخی از موارد، علت برای گنجاندن قضیه ای جزئی در قالب قضیه کلی معهود شرعی است. مثلا در شرع و عقل، چنین کبرایی کلی وجود دارد که نباید عقل را زائل کرد. شارع با بیان «الخمر حرام لانه مسکر» بیان می کند خمر نیز یکی از جزئیاتی است که عقل را زائل کرده و داخل در کبری معهود شرعی است. در برخی از روایات به همین مطلب اشاره شده و بیان شده: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يُحَرِّمِ الْخَمْرَ لِاسْمِهَا وَ لَكِنْ حَرَّمَهَا لِعَاقِبَتِهَا فَمَا فَعَلَ فِعْلَ الْخَمْرِ فَهُوَ خَمْرٌ»[4]
باید دانست: تأثیر تناسبات حکم و موضوع و ارتکاز عقلی یا عقلایی یا شرعی، در فهم تعلیل و عمومیت از آن بسیار تأثیر گذار بوده و نوع بیان تعلیل، به اندازه تأثیر این امور، اثر گذار نیست. 




[1] سوره بقره، آيه 185.

[3]  دعائم الإسلام، ج‏1، ص: 342

[4] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج6، ص412.

چاپ این بخش

  امکان تمسک به اطلاق هیئت در واجب مردد بین غیری و نفسی
ارسال‌شده توسط: میرزا رضا نائینی - 21-فروردين-1397, 18:50 - انجمن: کفایه - بدون‌پاسخ

 
در مواردی که واجب معلوم نیست غیری است یا نفسی مشهور به اطلاق الهیئة تمسک کرده اند
شیخ : موضوع له هیئت امری جزیی است و در ثانی متعلق الطلب به اعتبار تعلق مصلحت و مفسده خارج است و این دو قابلیت تقیید ندارند و امکان اطلاق در موارد مشکوک وجود ندارد
آخوند : اولا این مبنا را در موضوع له هیئت قبول نداریم
در ثانی البته اگر کسی بگوید امکان قید زدن اگر چه بعد از اطلاق وجود ندارد اما میتوان تصور کرد که از اول مقید و بالحمل الشایع ایجاد و انشاء شده باشد
 اما در جواب آخوند میفرماید : متعلق طلب هم طلب الحمل الشایع نیست چون سنخ انشا با خارج یکی نیست و نمیتواند انشا که علت طلب است از سنخ دیگر باشد و با قاعده سنخیت بین علت و معلول نمیسازد
و تنها میتواند طلب بالحمل الشایع علت برای انشا باشد
البته متعلق الطلب طلب الحمل الاولی و مفهوم بما هو مفهوم نیست بلکه ماهیت خارج دیده شده به قول آقا ضیا است
تبریزی : بر فرض هم که معنای جزئی باشد اما تقیید احوالی مانع ندارد و همان جزیی اگر تعلیق شود مانعی برای قید خوردن ندارد
 
آخوند : شاید اشتباه شیخ منشاش آن بوده که شیخ توهم کرده که مراد علما از این  که فرمودند موضوع له و متعلق هیئت طلب است این است که بالحمل الشایع مرادشان  بوده است
اصفهانی :  از آخوند سوال کردم  که چطور شما میگویید مشهور بالحمل الاولی گرفته اند در حالی که تصریحی وجود ندارد؟
جواب آخوند : به دلالت اقتضا مشخص میشود که مفهوم الطلب بوده چون آن ها بعد از این حرف از هیئت  اطلاق گرفته اند و تنها در این صورت که حمل اولی باشد اطلاق گیری صحیح است
اصفهانی : صرف اطلاق گیری دال بر این نیست که موضوع له طلب بحمل اولی باشد چون میتوانیم فرض کنیم که موضوع له بالحمل الشایع باشد اما  اطلاق را  از ماده  میگیرند نه ار هیئت  و با تعبیر اطلاق الامر معلوم نیست اطلاق کلامی باشد و ممکن است اطلاق مقامی باشد پس تعیین در اطلاق هیئت و کلامی بودن در کلمات قدما محرز نیست پس از عبارات  فرد طلب یا  حمل اولی بالتعیین  فهمیده نمیشود

 

چاپ این بخش