مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 1,029
» آخرین کاربر: حسینیان
» موضوعات انجمن: 1,080
» ارسالهای انجمن: 4,712

آمار کامل

آخرین موضوعات
بررسی دلیل استحاله جعل ول...
انجمن: مطالب علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: 89194
22-مرداد-1397, 09:29
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 500
آیت الله تبریزیان و عمل ب...
انجمن: مطالب علمی (اصولی)
آخرین‌ارسال: 89194
18-مرداد-1397, 11:39
» پاسخ‌ها: 10
» بازدید: 1,180
تقریرات فقه استاد شهیدی 9...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: 89195
13-تير-1397, 10:12
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 302
ملازمه عقلیه در مساله اجز...
انجمن: الموجز و اصول فقه
آخرین‌ارسال: عبدخدا
26-ارديبهشت-1397, 15:53
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 2,799
روش شیخ الطائفه در جمع بی...
انجمن: سوالات علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: سید محسن حائری
25-ارديبهشت-1397, 02:44
» پاسخ‌ها: 3
» بازدید: 2,146
آیا استصحاب لازم برای صدق...
انجمن: سوالات علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: 89194
23-ارديبهشت-1397, 14:27
» پاسخ‌ها: 4
» بازدید: 1,199
فقه های مضاف, رویکردها و ...
انجمن: مطالب علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: vahidabed
22-ارديبهشت-1397, 19:52
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 1,315
آیا از این روایات نقد ولا...
انجمن: سوالات علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: سید محمد صادق رضوی
22-ارديبهشت-1397, 17:05
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 250
اثبات توثیق بدون لفظ ثقه
انجمن: قواعد رجال
آخرین‌ارسال: هادی
22-ارديبهشت-1397, 10:50
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 345
تفکیک بین قبح مقید و قبح ...
انجمن: مکاسب شیخ
آخرین‌ارسال: محمود رفاهی فرد
20-ارديبهشت-1397, 09:52
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 1,009

 
  چند سوال در لاحرج
ارسال‌شده توسط: فقیه - 30-بهمن-1391, 08:46 - انجمن: اصول استاد شهیدی - پاسخ‌ها (9)

چند سوال مربوط به درس دیروز:
1: اینکه استاد لاحرج را امتنانی گرفتند دلیل واضحی ندارد ظاهرا،‌
امتنان میتواند حکمت جعل باشد ولی چون در خطاب اخذ نشده
به هیچ وجه موضوع نیست. این را اقای صدر هم در لاضرر قبول دارند.

2: اگر بپذیریم، باز چرا لاحرج را مثل لاضرر تفسیر میکنند ونه مثل
رفع ما لایعلمون؟ در لاضرر فرموده اند که امتنان بر شخص لازم
است نه اینکه خلاف امتنان بر دیگران نباشد چون قید امتی در
ان نیست، بلکه باید برای هر شخصی امتنانی باشد، بسیار خب
در لاحرج ایه که میفرماید ما جعل علیکم فی الدین من حرج ملة
ابیکم ابراهیم،‌ خب این ملة ابیکم کار هم عن امتی رفع ما لایعلمون
را میکند دیگر.
پ.ن : توجه کنید که اقای صدر هم که اصل این کلام از ایشان است دیگر
این تفصیل بین حدیث رفع و لاضرر را نداده اند
3: اینکه اگر بقاء‌ زوجیت حرجی باشد زوجیت برداشته میشود،
أولا: این لازم می اید ضرر به شوهر.( البته استاد فرمودند
اگر اضرار باشد را حدیث نمیگیرد،‌منتها همیشه این ضرر هست
ومثال عرفی پیدا نمیشود که ضرر صادق نشود)
لایقال :که لاضرر تعارض داخلی دارد و با لا حرج نمیجنگد
فانه یقال: بله ولی اینکه اصل مرده زنده نمیشود مبناءا درست
نیست بلکه اصل مختص ولاضرر در طرف زوجه، معارض است
با لاضرر در طرف زوج ولذا لاحرج در طرف زوجه هم جاری نخواهد شد.

ثانیا: چنانکه زنا برای این زوجه حرام است جداشدن از زوج هم
بی اذن او حرام است، اگر شما قبول دارید که لاحرج محرمات را
برمیدارد اگر مشکل این زن شهوت اوست،‌لاحرجی که توانست
محرمات را بردارد چه فرقی هست که زوجیت شرعی را بردارد
ویا حرمت زنا را بردارد. واگر مشکل او نفقه است در اینجا فرقی
میان زوج و سائر مردم نیست،‌ چرا زوج جور حرج او را بکشد و
طلاق از دست او گرفته شود؟ خب حرج او را بقیه مردم رفع کنند
وبه او پول ونفقه بدهند. بعبارة اخری حرج در صورت نفقه از مجموع
ولایت بر طلاق و إعطاء نفقه از طرف دیگران لازم می اید، وهر یک
از این دو اگر باشند حرجی نخواهد بود.
ثالثا: شارع لاضرر ولاحرج را در باب طلاق الغاء کرده روایت شخص
عنّین که میفرماید انما هو بلاء‌فلتصبر ویا روایت مفقود
که دارد فلتصبر اللهم الا ما خرج بالنص.

چاپ این بخش

Rainbow حمل عام یا مطلق بر فرد نادر
ارسال‌شده توسط: سید علی - 29-بهمن-1391, 17:44 - انجمن: فقه استاد شهیدی - پاسخ‌ها (4)

به نام خدا
مشهور حمل عام بر فرد نادر یا مطلق بر فرد نادر را مستهجن میدانند فلذا از چنین جمعی در حین تعارض روایات ابا دارند، لکن آیت الله زنجانی بین عام و مطلق تفصیل میدهند و حمل مطلق بر فرد نادر را مستهجن نمیدانند بر خلاف حمل عام بر فرد نادر، چرا که حمل مطلق بر فرد نادر کاشف از مراد جدی و یا حتی مراد استعمالی متکلم میکند، استاد شهیدی توجیه را برای مطلق قبول ندارند بلکه تفصیل دیگری در ناحیه مطلقات میدهند و آن اینکه حمل اگر شیئی شرط برای متعلق حکم و یا متعلق متعلق باشد در این صورت اگر این شرط باعث حمل مطلق بر فرد نادر شود، استهجانی پیش نمیآید به همان بیان آیت الله زنجانی و لی اگر طبیعت مطلق در خطاب موضوع حکم باشد در این هنگام اگر موضوع را با خطاب منفصل حمل بر فرد نادر کنیم ، مستهجن است، نظر شما در مورد کلام آیت الله زنجانی و اشکال استاد چیست؟

چاپ این بخش

  قید ((حتی تلقی امامک ))
ارسال‌شده توسط: amirabas - 29-بهمن-1391, 13:21 - انجمن: اصول استاد شب زنده دار - بدون‌پاسخ

در مجموعه ای از روایات تعابیری مانند حتی تلقی امامک ، حتی تلقی صاحبک ،حتی یاتیکم البیان من عندنا ..... آمده است ، به نظر شما این تعابیر کنایه از روشن شدن حق هستند یا از آنها اختصاص به زمان حضور فهمیده می شود ؟ لطفا نظر خودتان را بیان کنید.

چاپ این بخش

  تواتر اجمالی
ارسال‌شده توسط: amirabas - 29-بهمن-1391, 13:12 - انجمن: سوالات علمی (اصولی) - پاسخ‌ها (4)

آیا تواتر اجمالی مثمر همواره در دل خود یک تواتر معنوی ندارد؟ اگر اینگونه است چرا مستقیما به همان تواتر معنوی استدلال نمی شود ؟

چاپ این بخش

  استاد شهیدی:دلیل لاحرج رافع محرمات نیز هست
ارسال‌شده توسط: وکیلی - 29-بهمن-1391, 01:03 - انجمن: اصول استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

حضرت آیت الله زنجانی (دام ظله) لا حرج را رافع محرمات نمی دانند اما دلیل خاص بر خلاف داریم
سعد بن عبد الله عن محمد بن الحسين عن جعفر بن بشير عن الهيثم بن عروة التميمي قال: سأل رجل أبا عبد الله عليه السلام عن المحرم يريد إسباغ الوضوء فيسقط من لحيته الشعرة أو الشعرتان فقال: ليس بشي‏ء ما جعل عليكم في الدين‏. تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏5، ص: 340
*البته به نظر ما با توجه به قرینه لبی متصله به کلام که همان ارتکازات متشرعه باشد لاحرج رافع محرمات موبقه و بزرگ نیست و حرج هم مطلق مشقت نیست بلکه مشقت شدیده زائد براصل تکلیف می باشد.

چاپ این بخش

  ترکیب عیاله الواجبی النفقه چیست
ارسال‌شده توسط: حسینی - 27-بهمن-1391, 01:43 - انجمن: شرح لمعه - پاسخ‌ها (2)

به نام خدا
مرحوم شهید ثانی در شرح لمعه، چندین بار تعبیر «عیاله الواجبی النفقه» را به کار برده اند.
اساتید محترم اگر محبت کنید بفرمایید ترکیب این جمله چگونه است.
چند نکته که به نظرم رسیده:
النفقه از نظر شکلی (ال دارد) مثل صفت برای الواجبی است ولی صفت بودن آن معنی ندارد.
الواجبی در واقع الواجبین بوده که ظاهرا به خاطر مضاف شدن، نون آن افتاده است ولی اگر مضاف است چرا «ال» دارد؟!
اگر النفقه معمول الواجبین هم باشد، که به آن اضافه شده است، باز هم اشکال قبلی پیش خواهد آمد.
راه حل چیست؟

چاپ این بخش

  کشف انقلابی و کشف حکمی
ارسال‌شده توسط: العبد - 27-بهمن-1391, 01:00 - انجمن: فقه استاد شهیدی - پاسخ‌ها (1)

استاد می فرمایند که کشف انقلابی با دو بیان قابل تقریب است.
بیان اول:
از زمان اجازه حکم می کنیم به تحقق ملکیت واقعی از زمان عقد. یعنی مثلا اگر زید روز شنبه مبیع را از فضولی خریده و دو شنبه مالک اجازه کرده باشد، تا روز دو شنبه حکم میکنیم که همان مالک اول حقیقتا و واقعا مالک مبیع است. از روز دوشنبه به بعد حکم میکنیم که زید از روز شنبه واقعا مالک مبیع بوده است.
کشف به این بیان غیر معقول است کما این که آقای خویی در بحث نکاح و همچنین حضرت امام فرموده اند. نامعقول بودن آن از این جهت است که در مثال فوق اگر روز یکشنبه از شارع بپرسیم که چه کسی الان مالک واقعی مبیع است می گوید همان مالک اول. اگر بگوییم ای شارع فردا هم که مالک بیع را اجازه می کند اگر از شما بپرسیم که چه کسی روز یکشنبه مالک واقعی مبیع بوده باز هم می گویید مالک اول؟ شارع جواب میدهد نه خیر اگر فردا بپرسید می گم زید. همین موجب تهافت است که شارع با علم به این که فردا مالک اجازه خواهد کرد در مورد مالک واقعی مبیع در روز یکشنبه دو نظریه متفاوت بدهد.
بیان دوم:
استاد می فرمایند می توانیم طوری کشف انقلابی را تقریب کنیم که نامعقول نباشد و آن این که شارع در روز دوشنبه حکم می کند که از حالا به بعد زید را به منزله مالک در روز شنبه قرار می دهم. نه این که بگوید که زید از روز شنبه مالک واقعی مبیع بوده که مشکل تهافت یا انقلاب در ملکیت واقعی پیش آید بلکه زید را فرد تنزیلی و ادعایی مالک در روز شنبه قرار می دهد و آثارش را بار می کند. (شبیه بیانی که در مورد حکومت گفته می شود)
ان قلت:
این بیان دوم چه تفاوتی با کشف حکمی دارد؟
قلت: در کشف حکمی حکم به مالکیت زید از روز شنبه حتی به صورت ادعایی هم نمی شود. بلکه می گوییم ای زید تو از امروز مالک واقعی مبیع و همچنین مالک نماءاتی که از شنبه تاکنون برای مبیع ایجاد شده هستی.
به عبارت دیگر در کشف انقلابی می گوییم زید از روز شنبه مالک بوده ولی در کشف انقلابی می گوییم از امروز مالک می شود ولی مالک چه چیزی؟ مالک اصل مبیع و نماءات دو روز قبل تا حالا

چاپ این بخش

  چگوگی تشخیص علت از حکمت آن
ارسال‌شده توسط: وکیلی - 25-بهمن-1391, 12:58 - انجمن: سوالات علمی (اصولی) - بدون‌پاسخ

در مورد اثرات علت و حکمت از نظر تعمیم و تخصیص اختلاف است که شاید اکثر آنها نزاع لفظی باشد. ولی در مقام ثبوت تعلیل های ذکر شده برای احکام را می توان به یکی از صورت های زیر برگرداند.در خصوص تعمیم و یا تخصیص، حکم هر صورت واضح است. اما مهم مقام اثبات است که علت ذکر شده در لسان دلیل به کدام یک از حالات زیر باز می گردد؟حالا اسمش را علت بگذاریم یا حکمت یا چیز دیگر.

1 علت تامه منحصره برای کلی حکم شرعی
2 علت تامه غیر منحصره برای کلی حکم شرعی
3 علت ناقصه منحصره برای کلی حکم شرعی
4 علت ناقصه غیرمنحصره برای کلی حکم شرعی
5 علت تامه منحصره برای حکم مذکور
6 علت تامه غیر منحصره برای حکم مذکور
7 علت ناقصه منحصره برای حکم مذکور
8 علت ناقصه غیر منحصره برای حکم مذکور
9 دخیل است در شخص حکم مذکور
10 فقط فایده و نتیجه
11 هیچ کدام فقط اسکات و اقناع

مثال برای صورت 6: پزشک می گوید ورزش کن تا لاغر شوی. (لاغر شدن فقط برای وجوب ورزش علت غیر منحصره است) ولی لاغری ناشی از ورزش فقط مطلوب اوست (نه رژیم غذایی یا عمل جراحی یا دارو)و منافات ندارد که اگر چربی خون هم بالا بود بگوید ورزش کن تا چربی خونت پائین بیاید.

خواهشمند است دوستان راه های تشخیص این صور را در مقام اثبات بیان نمایند.

چاپ این بخش

  عصیان و سقوط تکلیف
ارسال‌شده توسط: خط شکن - 25-بهمن-1391, 12:57 - انجمن: اصول آیت الله شاهرودی - بدون‌پاسخ

نظر استاد درمورد اینکه آیا با عصیان ، عجز حاصل می شود(تکلیف ساقط می شود)یاخیر ؟ این است که عجز(سقوط تکلیف) بعد از آنی است که عصیان در آن صورت می گیرد ولذا در تزاحم بین اهم و مهم ( که مهم مشروط بر ترک اهم است )،درآن اول که اهم عصیان می شود، هم امر به مهم وجود دارد (به علت حاصل شدن موضوعش )وهم امر به اهم (زیرا در زمان عصیان هنوز ساقط نشده است ودر آن بعدی ساقط می شود )
حال اشکال این است که در تزاحم بین اهم ومهم در واجبین مضیقین که محل بحث است ، شروع در فعل یکی مساوق است با شروع عجز ازدیگری مثلا در مثل صلاة آیات و صلاة عصر در آخر وقت که مثلا برای هر کدام 5 دقیقه وقت است ، شروع در یکی از این دو مساوی است با عجز از دیگری وسقوط آن وفرقی بین آن اول ودیگر آنات نیست وحتی شروع در آن اول هم مساوی با سقوط دیگری است نه اینکه بعد از آن اول تکلیف به دیگری ساقط شود

چاپ این بخش

  نظر استاد شب زنده دار در مورد کتاب «فقه الرضا»
ارسال‌شده توسط: 83068 - 25-بهمن-1391, 04:32 - انجمن: فقه استاد شب زنده دار - پاسخ‌ها (2)

استاد محترم، حاج آقای شب زنده دار معتقدند کتاب معروف به فقه الرضا که از قدیمی ترین کتب موجود در دست ماست، در واقع کتابی است که یکی از فقها نوشته است و در آن فتاوای خودش را آورده است و طبق شواهد، این کتاب به احتمال زیاد، همان «کتاب التکلیف» شلمغانی می باشد.
کتاب التکلیف در زمان خودش رواج زیادی داشته و بعد از انحراف شلمغانی و طرد او از طرف امام زمان علیه السلام، مردم نسبت به عمل به این کتاب مردد شدند که تاییدی از حسین بن روح نسبت به کتاب آمده است.

شاهد
شاهد بر این که نویسنده این کتاب شلمغانی است این است که وی چند فتوای متفرد دارد از جمله فتاوای مربوط به کر و ... که این گونه متفردات در این کتاب موجود است.

چرا فقه الرضا نامیده شده؟
علت اينکه اين کتاب به علي بن موسي الرضا علیه السلام منسوب شده اين است که مرسوم بوده در اول کتاب، اسم راوي کتاب را مي‌نوشتند و راوي کتاب التکليف علي بن موسي بن بابويه بوده ولو ايشان علي بن حسين بن موسي بن بابويه مي‌باشد ولي چون جدشان اشهر بوده نسبت به جد داده اند و اينگونه اسناد مشهور بوده است و چون اول کتاب علي بن موسي نوشته شده است خيال کرده‌اند منظور امام رضا عليه السلام بوده است و معروف به فقه الرضا شده است.

چاپ این بخش