مباحثه، تالار علمی فقاهت
نکته علمی تفکیک بین قبح مقید و قبح اقتضائی - نسخه قابل چاپ

+- مباحثه، تالار علمی فقاهت (http://mobahathah.ir)
+-- انجمن: بخش فقه (http://mobahathah.ir/forumdisplay.php?fid=5)
+--- انجمن: مباحثات دروس سطح (فقه) (http://mobahathah.ir/forumdisplay.php?fid=6)
+---- انجمن: مکاسب شیخ (http://mobahathah.ir/forumdisplay.php?fid=8)
+---- موضوع: نکته علمی تفکیک بین قبح مقید و قبح اقتضائی (/showthread.php?tid=1147)



تفکیک بین قبح مقید و قبح اقتضائی - محمود رفاهی فرد - 20-ارديبهشت-1397

مرحوم شیخ در ذیل بحث کذب در مکاسب نوشته اند:
و العقل مستقلّ بوجوب ارتكاب أقلّ القبيحين مع بقائه على قبحه، أو انتفاء قبحه؛ لغلبة الآخر عليه، على القولين فی کون القبح العقلی مطلقا او فی خصوص الکذب لاجل الذات او بالوجوه و الاعتبارات.
به نظر می رسد که بین قبح مقید با قبح اقتضائی باید تفکیک کرد. وقتی فعلی در ظرفی قبیح است و در ظرف دیگری بایسته است یک صورت این است که اساسا آن فعل ، بقید کونه فی ذاک الظرف قبح دارد. صورت دیگر این است که ذات آن فعل و ولو خلی و نفسه اقتضای قبح دارد و وقتی در آن ظرف قرار می گیرد به جهت تزاحم، انجام آن بایسته می شود. حالا در این فرض دو تحلیل مطرح است. یک تحلیل این است که اساسا هیچ قبحی بالفعل در این عمل نیست و تحلیل دیگر این است که نه قبح از حیث ذات فعل کماکان باقی است لکن ارتکاب اقل القبیحین عند التزاحم بایسته است و بایستگی با قبح جمع می شود.
 یکی از ثمرات این تفکیک این است که اگر فرض دوم باشد جز در صورت انحصار، فعل قبیح بایسته نمی شود برخلاف صورت اول که ممکن است اساسا در شرایطی اقتضای قبح نیز نداشته باشد.



RE: تفکیک بین قبح مقید و قبح اقتضائی - رضا - 9-مهر-1397

سلام. ظاهرا حسن و قبحی که محل بحث است در مورد عقلی بودن آن بحث می کنند به عناوین برمی گردد نه به ذات افعال. مثلا حرف زدن به خودی خود یک فعل تکوینی است و از آن جهت که بذاته یک فعل وجودی است و حسن است مورد بحث نیست ولی وقتی عنوان کذب یا صدق روی آن آمد متصف به قبیح یا حسن می شود. حال اگر همین کذب عنوان دیگری مثل نجات جان نبی هم بگیرد عنوان حسن نجات نبی بر عنوان قبح کذب غلبه میکند و فعل حسن خواند بودو هر یک از این عناوین ممکن است با آمدن عنوان دیگر حسن یا قبح خود را از دست بدهد(بنابر یک قول) تا جایی که به یک عنوان ذاتی مثل عدل یا ظلم برسد که دیگر حسن و قبح آن قابل انفکاک نیست. شاید با این بیان فرقی بین قبح مقید و قبح اقتضایی نباشد.