امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
متون كهن شيعه؛ بازيابی يا بازسازی؟
#1
مدتیست كه انديشه ي بازسازي متون حديثي كهن شيعه به صورت جدی در جوامع علمي مطرح شده است. البته اصل اندیشه ی منبع یابی متون حدیثی پیشینه ای بس دور تر دارد که فعلا در صدد بحث تاریخی آن نیستیم. بیشترین فعالیت در این زمینه توسط آقای مدرسی طباطبایی و با تألیف کتاب میراث مکتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری صورت گرفت. غیر از ایشان از فعالین و نظریه پردازان این رویکرد می توان به آقایان  سید احمد مددی، سید محمد جواد شبیری، دکتر پاکتچی، و سید علیرضا حسینی اشاره کرد. (مقداری اشکالات روش شناسانه در این مورد وجود دارد که دکتر انصاری در طی مقالاتی متذکر شده اند؛ مطالبی که در ادامه مطرح می شود فارغ از این مشاکل و با فرض روشمند بودن بازسازیست).
آنچه بیشتر باب انتقاد به این رویکرد را باز می کند ادعای برخی صاحب نظران آنست که آن را دارای آثار گوناگونی در عرصه ی اجتهاد و موجب آسان سازی مراجعه به صدها مسأله شرعی و تحلیل آنها می دانند.[بازسازی متون کهن حدیث شیعه، تدوین سید محمد عمادی حائری، گفتگو با آیة الله مددی، ص131 ]؛ در حالیکه بازسازی متون بیشتر جنبه ی تاریخ پژوهی داشته و در مقام عمل تأثیر چندانی در بهره وری از متون حدیثی ندارد. مهم ترین اشکال این روش ظنی و احتمالی بودن آن در بسیاری از موارد است که باعث می شود تنها از دید تاریخی قابل اعتنا باشد.آنچه بعضی به عنوان آثار مهم بازسازی پنداشته اند از این قرار است:
از جمله گفته اند: یکی از فواید مهم بازسازی، یافتن تقطیع متون است. [همان،130]
ولی این فایده هیچ ارتباطی به بازسازی کتب ندارد. با در کنار هم گذاردن روایات می توان کاستی ها ی موجود در یک متن را تشخیص داد؛ اما مکتوب بودن متن، نقشی را ایفا نمی کند. در نقل های شفاهی هم این عملیات لازم و مفید همین فایده  هست.
فائده ی مشهور دیگری که معمولا ذکر می شود اعتبار بخشی به احادیثیست که از منبع معتبر برگرفته شده اند. برای مثال روایت شده که امام صادق علیه السلام کتاب حلبی را تأیید فرمودند، بنا براین روایات بازسازی شده ی کتاب حلبی همگی معتبر خواهند شد.
این فایده نیز کارآیی چندانی ندارد، زیرا اولا: میراث عبید الله حلبی- که خود موثق است - از طریق معتبر به دست ما رسیده و مانند همه احادیث صحیحه قابل اعتماد است، پس تأیید امام صادق علیه السلام جز تقویت ظن حاصل دیگری ندارد. مگر این که بخواهیم به استناد این نقل مرسل و مجمل تمام روایات حلبی را مقطوع حساب نموده و بر هر روایت دیگری مقدم کنیم! حال اینکه برخی روایات حلبی مورد اعراض مشهور قرار گرفته است. اما روایاتی که از حلبی با طریق غیر معتبر به دست ما رسیده که راهی برای احراز وجود آنها در کتاب مورد تأیید حلبی نیست مگر با ضمیمه ی اصل شهرت کتب معتبره که از دیر باز مورد توجه محدثین بوده و خود نظریه ایست دیگر که مزیتی برای بازسازی محسوب نمی شود. به عبارت واضح تر ما یک منبع یابی داریم که عبارتست از حدس زدن منشأ مکتوب یک روایت؛ و یک بازسازی داریم که عبارتست از جمع آوری مستندات موجود یک مکتوب در کنار یکدیگر که البته پیش نیازش منبع یابیست اما نباید این جهت موجب خلط آثار و فواید آن با بازسازی شود.
ثانیا: از کتاب الایضاح قاضی نعمان استفاده می شود که حلبی دو کتاب فقهی- روایی به نامهای جامع و مسائل داشته؛ بنابراین مشخص نیست کتاب مورد تأیید امام علیه السلام کدام یک بوده است.
فقط به ذکر کتاب حلبی اکتفا کردم چون وضعیت سائر کتبی که ادعای صحت محتوای آن می شود (مثل کتاب یوم و لیلة یونس و فضل بن شاذان) به گونه ای مبهمست که گمان نمی رود مورد توجه علاقه مندان این نظریه باشد.
از جمله فواید مهمی که شمرده اند اینست که با این روش می توان تعارض اکثر احادیث را از میان برداشت. چرا که 80 در صد اختلافات احادیث از اختلالات موجود در نسخ متون اولیه ناشی می شود. متونی که  توسط خود راوی و در حضور ائمه علیهم السلام نگاشته شده باشند از اعتماد بیشتری برخوردارند. [همان، 131-134]
با این بیان نیز نمی توان فایده ای برای بازسازی عنوان کرد. اختلاف نسخه های متون کهن امریست محرز، اما بامستندات فعلی ما  هرگز نمی توان به نسخه های اصیل رسید. به جز موارد ناچیزی اطلاع تفصیلی از وضعیت نسخ اولیه در دست نیست. هم چنین ما کتابی را نمی شناسیم که سراسر آن در حضور خود امام و بلافاصله پس از صدور حدیث نوشته شده باشد. بله، رواتی هستند که خود از اصحاب ائمه علیهم السلام و صاحب کتاب بودند، اما صرف کتابت بلاواسطه نمی تواند در مقام تعارض مشکل گشا باشد. زیرا علاوه بر ظنی بودن این روش ما هیچ موجبی نمی بینیم که تنها کتابت زودتر باعث تقدیم نقل شود. برخی از اصولیین اوثقیت یا اعدلیت را در ضمن مرجحات تعارض ذکر کرده اند؛ اما صرف کتابت ولو کاتب وثاقتش از راوی شفاهی کمتر باشد،وجهی برای ترجیح نیست. مگر اینکه اولا: بپذیریم در باب تعارض مرجحات منصوصه لازم نیست. وثانیاً: ثابت کنیم تقدم کتابت نوعا موجب ظن اقوی می شود.
اما جنبه های دیگر  بازسازی مانند روش شناسی محدثین متقدم، تحلیل حوزه های حدیثی،  تاریخ تحولات حدیث و... اموریست که می تواند از دید تاریخی مورد بررسی قرار بگیرد.

در مقابل باید به روش مهم تر و تأثیر گذار تر «بازیابی» شاره کرد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. تألیف کتاب «المتبقی من کتب مفقودة» توسط دکتر انصاری از تلاش های نو و مهم در زمینه ی اصل بازیابی متونست؛ گر چه تمرکز سخن فعلا بر متون شیعیست.در بازیابی متون حدیث شیعه تلاش می شود از میان انبوه منابع مکتوب موجود در موضوعات مختلف آنچه را به حدیث شیعه مرتبطست بازیابی شود. خوشبختانه قسمتهای اندکی از آثار از دست رفته ی کهن شیعه در میان منقولات گذشتگان قابل بهره برداریست که پیش از در ضمن چند نوشتار [در کانال آثار کهن شیعه] به مواردی مانند کتب زیدیه، عامه و اسماعیلیه اشاره کردم. ان شاء الله به توفیق الهی در ادامه تفصیل بیشتری در راهکار های بازیابی و مزایای آن خواهم داد.
kotob_sh@
پاسخ
 سپاس شده توسط مسعود عطار منش ، محمود رفاهی فرد


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان