امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مساله جدید بحثی در آیه 231 سوره بقره
#1
در آیه 231 سوره بقره آمده است ...و لا تمسکوهن ضرارا لتعتدوا....
مرحوم فاضل مقداد در ذیل این عبارت نوشته اند: 
وَ لٰا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرٰاراً أي لا تراجعوهنّ إرادة الإضرار بهنّ كالتقصير في النفقة أو المسكن أو لتطويل المدّة في حبالكم، و يكون ذلك مكروها لها. قوله لِتَعْتَدُوا أي لتظلموهنّ بالتطويل عندكم أو بالإلجاء إلى الافتداء بالمهر، و اللّام متعلّقة بالضرار إذ المراد تقييده
ایشان در توضیح آیه کلمه ی اراده را اضافه کرده اند. وجه این زیاده چیست؟
ظاهرا وجهش این است که که ایشان اضرار را اعم از اضرار در آینده(کالتقصیر فی النفقه) و اضراری که بواسطه ی خود امساک رخ می دهد(یعنی با خود رجوع به زن او را اذیت کند(تطویل المده فی حبالکم)) گرفته اند و از سوی دیگر در مفعول له لازم است که با فعل عاملش متحد در وقت باشد لذا اراده را در تقدیر گرفته اند تا حتی در فرضی که اضرار در آینده هست به لحاظ اراده اش مقارن با امساک شود.
اما ظاهر آیه که با ملاحظه ی شان نزول نیز تایید می شود این است که مراد، اضراری است که با خود امساک متحقق می شود نه اضرار در آینده.
اما با این حال، استاد فرمودند که معنای اراده از خود مفعول له برداشت می شود.(یعنی در ضربتک تادیبا درست است که اراده در تقدیر نیست و مراد تادیبی است که با خود ضرب واقع می شود اما معنایی که فهمیده می شود این است که تو را به نیت تادیب زدم)
لذا اگر امساکی به اراده ی اضرار نباشد هرچند مصداق واقعی اضرار باشد مشمول نهی در این آیه نمی شود.(بله از خارج می دانیم هر اضراری حرام است چه فرد قصدی آن و چه فرد قهری آن ولی بحث در مفاد آیه است)
آیا چنین استفاده ای از مفعول له صحیح است؟ و آیا کلمه ی ضرار حتما مفعول له است؟
پاسخ
#2
(23-اسفند-1396, 20:49)محمود رفاهی فرد نوشته: آیا چنین استفاده ای از مفعول له صحیح است؟ و آیا کلمه ی ضرار حتما مفعول له است؟

به نظر حقیر این برداشت خلاف ارتکاز است. در مثال «ضربته تأدیبا» قرینه وجود دارد که اراده ی تأذیت شده است و ضربه ای که بدون این قصد باشد منتفی است چون در اینجا متکلم هدف و اراده ی خود از ضرب را بیان میکند.

البته این اراده هم در زمان فعل می باشد و اینکه در زمان آینده هم همین حکم جاری باشد و ضرب بدون اراده ی تأدیب منتفی باشد، معلوم نیست.

اما در مثالی مثل اینکه می گویند «در خیابان توقف نکنید، توقفی که موجب ازدجام جمعیت می شود.» در اینجا اگر شخصی در خیابان توقف کند و توقف او موجب ازدحام شود و در توجیه این عمل خود بگوید من اراده و قصد ایجاد ازدحام را نداشتم، توجیهش نزد عرف قابل قبول نیست.
اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ
#3
ادعا این بود که مفهوم اراده از نقش مفعول له بر می آید. خود شما هم در مثال ضربتک تادیبا نوشته اید متکلم هدف و اراده ی خود را بیان کرده و آن مثال دومی که زده اید(توقف نکنید....) مفعول مطلق است و نه مفعول له. سوال همین است که آیا از نقش مفعول له میتوان چنین برداشتی کرد؟
به نظر میرسد که در مدلول مطابقی کلامی که مشتمل بر مفعول له است مفهوم اراده اخذ نشده است. شاهدش این که در مفعول من اجله(یکی از دو قسم مفعول له) قطعا معنای اراده ملحوظ نیست مانند و لا تقتلوا اولادکم خشیه املاق یا ...یدعون ربهم خوفا و طمعا. و ظاهرا مدلول مطابقی مفعول من اجله با مفعول لاجله یکی است.
بله وجدانا در ضربته تادیبا این فهمیده میشود که داعی و اراده ی تادیب داشته است نه این که بدون اراده باشد ولو در ضمن ضرب، تادیب حاصل شود.
سوال این است که منشا این فهم چیست و آیا در مثل لا تمسکوهن ضرارا که انشائی است و نه اخباری آیا جریان دارد یا نه؟
پاسخ
#4
بله مثال بنده مفعول مطلق بود ولی مرادم همان محل بحث بود. مثال را اینگونه تغییر می دهم: «به دلیل عدم تحقق ازدحام جمعیت در خیابان توقف نکنید»

ولی در مورد پرسش هم عرض کردم. به نظر حقیر در مثال «ضربته تأدیبا» متکلم در مقام بیان علت ضرب خود و در واقع بیان اراده ی خود از ضرب می باشد، و همین مقام اراده ی تأدیب داشتن را مشخص می کند.

ولی در حالت عادی مفعول له چنین اقتضایی ندارد. به عبارت دیگر از نقش مفعول له اراده داشتن مشخص نمی شود الا اینکه قرینه ای بر این امر وجود داشته باشد.
اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ
#5
قبول که در صرف مفعول له اراده نخوابیده است اما به همان وجهی که در ضربته تادیبا اراده فهمیده شد آیا از امسکتها ضرارا نیز اراده فهمیده نمی شود؟ و آیا بین امسکته ضرارا با لا تمسکها ضرارا در این جهت فرق است؟
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان