امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مساله جدید ردع از سیره بر حجیت خبر واحد در موضوعات
#1
سلام و عرض ادب؛
استاد مددی در جلسه 12/12/96 در جواب روایات خاصه دال بر عدم حجیت خبر واحد در موضوعات خاص فرمودند که این روایات چون در عصر معصومین ع به صورت پراکنده بیان می شده لذا رادع از سیره متشرعه راسخه بر عمل به خبر واحد در موضوعات نبوده. ایشان نظر بر این دارند که این مجموعه روایات دال بر عدم حجیت، بعد از زمان معصومین ع گردآوری شده لذا نمی تواند رادع از آن سیره متشرعه در عصر معصومین ع باشد.
سوال این است که آیا این احتمال وجود ندارد که ائمه ع از باب تدریج احکام ، قصد داشتند که بعد از عصر حضور این حکم عوض شود؟
به عبارت دیگر شاید ایشان در موضوعات  مختلف عدم حجیت خبر واحد در آن موضوع جزئی را بیان نمودند ولی حکم کلی به عدم حجیت خبر واحد در موضوعات ندادند. اما هدفشان این بود که در عصر جمع آوری احادیث، این حکم کلی فهمیده و اجرا شود و از این طریق از سیره متشرعه بقاءً ردع نمودند.
پاسخ
 سپاس شده توسط مسعود عطار منش ، حسین بن علی
#2
علیکم السلام و رحمة الله

به فرض که چنین احتمالی که شما فرمودید، احتمالی عقلایی و معتنا به باشد. اثرش چیست؟ خودش که احتمال است و حجت نیست که بتوان پذیرفتش، و از طرفی نمی‌توان با توجه به این احتمال، سیره متشرعه را کنار گذاشت، چرا که صرف احتمال جهت احراز ردع سیره متشرعه از جانب معصومین علیهم السلام کافی نیست، و برای کنار گذاشتن سیره متشرعه، احتیاج به احراز ردع است.
پاسخ
 سپاس شده توسط 89194 ، مسعود عطار منش ، حسین بن علی
#3
توضیح بیشتر:
از کلام استاد مددی استفاده شد که پراکندگی، عامل عدم ثبوت ردع است.
عرض بنده این است که این پراکندگی در عصر جمع آوری احادیث از بین رفته است. لذا  به نظر می رسد ردع ثابت  باشد.
پاسخ
 سپاس شده توسط حسین بن علی
#4
مهم این است که وجود پراکندگی روایات رادعه، کاشف از این است که ردعی کلی از جانب معصومین علیهم السلام وجود ندارد. به عبارتی دیگر، این پراکندگی کاشف از این نکته است که اصلا چنین سیره‌ای مبغوض شارع نیست. این که این پراکندگی بعدا رفع شود، چیزی که برایمان کشف شده را که از بین نمی‌برد.
«انسجام و عدم پراکندگی» علت منطقی ثبوت ردع نیست که بگویید حال که پراکندگی از بین رفته، معلولش که ردع باشد حاصل می‌گردد.
جهت کشف ردع لازم است خود معصومین علیهم السلام با چنین انسجامی ابراز ردع کنند. این که شخص دیگری بیاید این انسجام را محقق کند، دیگر این انسجام قرینیتی برای رسیدن به مراد شارع ندارد، چرا که چنین قرینه‌ای نه در زمان صدور ردع وجود داشته، و نه از جانب معصومین علیهم السلام بدان تکیه شده.

به طور کلی، درست است که قرائن می‌توانند مراد را روشن سازند، اما به شرطی که این قرائن در زمان صدور دلیل وجود داشته باشند و بتوان به کمک آنها استظهار کرد.
برای نمونه:
فرض کنید کلمه‌ای در زمان تشریع معنایی داشته و در دلیلی به کار رفته باشد. پس از گذشت صد سال در معنای آن کلمه انصرافی رخ دهد. طبعا نمی‌توان با تمسک به انصرافی که عارض شده، مراد از دلیل را ضیق برداشت کرد! آیا شما اینجا نیز این احتمال را مطرح می‌کنید که شاید متکلم که می‌دانسته بعدا چنین انصرافی به وجود می‌آید، از باب تدریج در احکام خواسته بعدا حکم خاص شود؟!
پاسخ
 سپاس شده توسط 89194
#5
در مورد مثال نقضی که فرمودید باید عرض کنم که
اگر چه در هر دو، فهم مخاطب متفاوت شده ولی در یکی کاملا فهم مخاطب تغییر کرده و اصلا بیانی از سوی معصوم  ع نبوده ولی در دیگری بیان از سوی معصوم ع است و مخاطب صرفا بیانات را کنار هم جمع کرده است. فهم معنای لغت با توجه به فهم زمان معصوم ع سنجیده می شود و الا نمی توان آن را به معصوم ع نسبت داد ولی آن چه از احکام ضمیمه شده جزئی بدست می آید را می توان به صورت یک حکم کلی به راحتی به معصوم  ع نسبت داد. لذا قیاس مع الفارق است.
به عبارت دیگر معصوم ع در باب تدریج احکام نمی تواند به چیزی که حجت نیست تکیه کند.
پاسخ
#6
این که فرمودید که جمع آوری پراکنده ها قرینیت ندارد و قرینه بودنش منطقی نیست نیز به نظر بلا دلیل است.
پاسخ
#7
(14-فروردين-1397, 12:53)89194 نوشته: در مورد مثال نقضی که فرمودید باید عرض کنم که
اگر چه در هر دو، فهم مخاطب متفاوت شده ولی در یکی کاملا فهم مخاطب تغییر کرده و اصلا بیانی از سوی معصوم  ع نبوده ولی در دیگری بیان از سوی معصوم ع است و مخاطب صرفا بیانات را کنار هم جمع کرده است. فهم معنای لغت با توجه به فهم زمان معصوم ع سنجیده می شود و الا نمی توان آن را به معصوم ع نسبت داد ولی آن چه از احکام ضمیمه شده جزئی بدست می آید را می توان به صورت یک حکم کلی به راحتی به معصوم  ع نسبت داد. لذا قیاس مع الفارق است.
به عبارت دیگر معصوم ع در باب تدریج احکام نمی تواند به چیزی که حجت نیست تکیه کند.

ادعا این بود که دلالت روایات رادعه بر ردع از سیره متشرعه متوقف بر تراکم روایات است. یعنی ما در صورتی متوجه بر صدور ردع می‌شویم که این روایات به صورت متراکم از معصومین علیهم السلام صادر شده باشند. به عبارت دیگر طبق فرض، استناد ردع به معصوم متوقف بر تراکم روایات در حین صدور بود. حال این که شما می‌فرمایید که به هر حال می‌توان این احکام ضمیمه شده‌ی جزئی را به راحتی به معصوم نسبت داد، خود اول الکلام است. اصل بحث در همین بود.
مثال حقیر هم دقیقا به همین نکته اشاره داشت که: «تحصیل قرینه» مفید کشف رأی معصوم نیست، چرا که قرینه باید هنگام صدور وجود داشته باشد.
اگر بخواهید به این نکته تمسک کنید که «معصوم از قبل می‌دانسته که بعدا قرینه (تراکم ادله) حاصل می‌شود، پس چه بسا خواسته بعدا دلالت صورت پذیرد»، عینا می‌توان همین استدلال را در مثال نقض حقیر هم مطرح نمود.

(14-فروردين-1397, 12:53)89194 نوشته: این که فرمودید که جمع آوری پراکنده ها قرینیت ندارد و قرینه بودنش منطقی نیست نیز به نظر بلا دلیل است.
این فرمایشتان را نیز دقیق متوجه نشدم به کجای عرایض بنده اشاره دارد. لطف می‌فرمایید اگر توضیح بدهید. متشکرم.
پاسخ
 سپاس شده توسط 89194
#8
«انسجام و عدم پراکندگی» علت منطقی ثبوت ردع نیست
به این قسمت اشاره کردم.
به نظر میرسد که نقض وارد باشد و کلام شما صحیح.
در مجموع نمیتوان برای تدریج احکام از ابزار تدریج فهم مکلف استفاده نمود.
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محسن حائری


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Information اشکال  سیره عقلا در اخلاف نظر اعلم با مشهور 89194 18 2,138 25-بهمن-1396, 15:24
آخرین ارسال: 89194

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان