امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
«رجال» توثیق به استناد رساله ی عددیه شیخ مفید
#1
در رساله ی عددیه ی مرحوم شیخ مفید توثیق عامی در باره ی روات احادیثی که دال بر رد قول عدد است آمده و برخی با استناد به آن، افرادی نظیر ابی الجارود را توثیق کرده اند.
آیه الله شبیری در درس صوم (ج4 تقریرات بحث صوم حائض) استناد به این عبارت را رد کردند. همچنین در درس اصول امسال نیز در جلسه ی 88 به استناد به این عبارت اشکال کردند اما در جلسه ی 89 از اشکالات خود عدول کردند و توثیق شیخ مفید را فی الجمله پذیرفتند.
یک اشکال در مورد این توثیق، وجود افرادی است که قطعا اوصاف مذکوره را ندارند.
اشکال دوم این است که محمد بن سنان را خود شیخ مفید در ضمن روایات عدد تضعیف کرده است و در این قسمت از او روایت کرده است.
اشکال سوم این است که ظاهر عبارت شیخ مفید این است که هر که این روایات را روایت کرده ثقه و ... است در حالی که روشن است که حال این مساله مانند حال سائر مسائل است و افراد ثقه و غیر ثقه آن را نقل می کنند.( از آسید محمد رضای سیستانی این اشکال نقل شده است)
اشکال چهارمی هم در مقام هست که البته اختصاص به این توثیق ندارد.
از بین این چهار اشکال، اشکال دوم واضح الدفع است. چنانکه آقای شبیری فرموده اند عبارت شیخ مفید ظاهر رد توثیق روات مباشر از امام است. ایشان می فرمایند از کسانی که این مطلب را نقل کرده محمد بن مسلم است و بعد با سندی روایت محمد بن مسلم را نقل می کنند. بعد می فرمایند محمد بن قیس این مطلب را نقل کرده و با سندی روایت او را نقل می کنند. و بعد به واسطه ی محمد بن سنان از ابی الجارود حدیثی را نقل می کنند. پیداست که نظر مرحوم شیخ مفید به روات از امام است نه هر که در سلسله ی سند قرار دارد.
ادامه دارد...
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محمد صادق رضوی ، میرزا محمد کاظم عسکری ، مسعود عطار منش
#2
اشکال سوم نیز ظاهرا وارد نیست. عبارت مرحوم شیخ مفید این است:
أما رواه الحديث بأن شهر رمضان شهر من شهور السنة يكون تسعة و عشرين يوما و يكون ثلاثين يوما‌فهم فقهاء أصحاب أبي جعفر محمد بن علي و أبي عبد الله جعفر بن محمد و أبي الحسن موسى بن جعفر و أبي الحسن علي بن موسى و أبي جعفر محمد بن علي و أبي الحسن علي بن محمد و أبي محمد الحسن بن علي بن محمد ص و الأعلام الرؤساء المأخوذ عنهم الحلال و الحرام و الفتيا و الأحكام الذين لا يطعن عليهم و لا طريق إلى ذم واحد منهم و هم أصحاب الأصول المدونة و المصنفات المشهورة
درست است که ظهور بدوی این عبارت، حصر روات این حدیث در فقهاءِ کذا و کذا است اما این ظهور اولا فی نفسه هم چندان قوی به نظر نمی رسد و خود وضوح این مطلب که حال این مساله حال سائر مسائل است قرینه است که مراد، حصر نیست. در واقع، شیخ مفید در قبال روایات عدد که تمامی آنها را ضعیف می دانند می فرمایند که روایات رویت را فقهاء و اجلاء نقل کرده اند. یعنی به صدد اثبات موجبه ی جزئیه در قبال سالبه ی کلیه هستند و حصر روات روایت رویت در فقهاء مد نظر ایشان نیست تا اشکال شود که حال این مساله حال سائر مسائل است و فقیه و غیر فقیه آن را نقل می کنند.
لذا عمده ی مطلب در اشکال اول و چهارم است.
ادامه دارد...
پاسخ
#3
عبارت لا طریق الی ذم واحد منهم نص و تصریح به اینست که مراد ایشان اینست که تمامی روات مذکور ثقه و فقیه هستند که قطعا اینطور نبوده
پاسخ
#4
اشکال دوم قابل دفع نیست و سخنی که آقا سید موسی فرمودند قابل مناقشه است
محمد بن سنان اگر فاسق است چگونه می توان به روایتش چه متنا و چه سندا اعتماد کرد. منظور این است که چون وضاع است شاید این حدیث از موضوعات او باشد نمی توان مطمئن بود که اصلا ابو الجارود چنین حدیثی را نقل کرده باشد. ضعیت از این هم بدتر است. چون روایت محمد از ابی الجارود مشکلات عدیده ای دارد.
اما ما می بینیم که مفید قبول کرده است که ابو الجارود چنین روایتی را نقل کرده.
لذا وقتی مفید می گوید مثلا فلان راوی این حدیث را نقل کرده باید طریق تا آن راوی مورد اطمینان باشد تا بتوان چنین جمله ای را گفت.
نکته ای که هست به نظرم اقوالی که ناشی از جدل است را باید با احتیاط قبول کرد. مثلا مفید در برخی از کتب کلامی اش هم گاهی سخنانی درباره ی برخی از احادیث یا روات( که اکثرا مربوط به عامه است) دارد که در مقام جدل گفته شده و می توان در آن مناقشه نمود
پاسخ
#5
(در مورد فرمایش جناب مومن، اشکال شما یا اشکال اول است که خواهد آمد یا اشکال دوم است که جوابش گذشت.
در مورد فرمایش جناب aad1416، دو مطلب را از هم باید تفکیک کرد. مطلب اول این که مرحوم شیخ مفید در این عبارت به صدد توثیق روات مباشر از امام اند نه جمیع افراد در سند لذا نمی توان مطلب ایشان را به مثل محمد بن سنان نقض کرد.مطلب دوم این که به هر حال اگر شیخ مفید محمد بن سنان را ضعیف می دانند چگونه حدیث ابی الجارود را با نقل او اثبات می کنند؟
مطلب اول کما مر، ظاهر عبارت شیخ مفید است لذا اشکال دوم مندفع است. اما مطلب دوم، پاسخش این است که قدما بین شئون روات تفکیک می کرده اند. به تعبیر استاد سید علیرضا حسینی، راوی ضعیف، در نقش تبعی خود می تواند کاملا معتمد باشد. این مطلب شواهدی در کتب رجالی دارد که گاهی اگرچه خود راوی ضعیف است اما به کتابی که نقل می کند اعتماد می کنند. اما مطلبی که در مورد مقام جدل نوشته اید، اشکال چهارمی است که ان شاء الله خواهد آمد.)
اما اشکال اول، موارد نقض در همان روات مباشر بر دو دسته اند. برخی مانند ابی الجارود فاسد المذهب هستند. و برخی، افراد مجاهیل و گمنامی هستند که قطعا از فقهاء صاحب کتاب و ... نیستند.
در مورد دسته ی اول، پاسخ داده شده که عبارت شیخ مفید ناظر به صحت مذهب نیست (استاد سید جواد شبیری در درس اصول امسال)یعنی شیخ مفید این افراد را به فقاهت و اعلام ماخوذ عنهم الحلال و الحرام توصیف کرده است.این تعابیر با فساد مذهب نیز سازگارند. لا طریق الی ذم واحد منهم هم می تواند ناظر به همین حیثیت باشد(چنانکه مثلا مرحوم نجاشی در مورد علی بن حسن بن فضال می نویسند: كان فقيه أصحابنا بالكوفة و وجههم و ثقتهم و عارفهم بالحديث و المسموع قوله فيه. سمع منه شيئا كثيرا و لم يعثر له على زلة فيه و لا ما يشينه...)
اما در مورد دسته ی دوم، پاسخ داده شده که موارد نقض بتمامه (غیر یک مورد) در قسمت دومِ عبارت شیخ مفید است. توضیح مطلب این که عبارت شیخ مفید دو قسمت دارد. در قسمت اول رواتی را ذکر می کنند و متن احادیث آنها را با سند نقل می کنند. و در قسمت دوم تنها اسم تعدادی از روات را می برند. تقریبا تمام موارد نقض در این قسمت دوم است. لذا به نظر می رسد که توثیق شیخ مفید تنها ناظر به قسم اول است. یعنی شیخ مفید فرموده اند که فقهاء ثقات این مطلب را نقل کرده اند ولی نه این که تنها فقهاء این مطلب را نقل کرده اند. لذا ابتدا احادیث فقهاء را نقل می کنند و سپس به ذکر دیگرانی که این حدیث را نقل کرده اند نیز می پردازند تاییدا.
دو اشکال:
1- در قسم دوم نیز برخی اجلاء مذکورند.
2- تعدادی از افراد در هر دو قسمت مذکورند.
اشکال اول ظاهرا مندفع است ولی اشکال دوم جای بحث دارد که خواهد آمد ان شاء الله.
پاسخ
#6
(21-فروردين-1397, 19:49)محمود رفاهی فرد نوشته: (در مورد فرمایش جناب مومن، اشکال شما یا اشکال اول است که خواهد آمد یا اشکال دوم است که جوابش گذشت.
در مورد فرمایش جناب aad1416، دو مطلب را از هم باید تفکیک کرد. مطلب اول این که مرحوم شیخ مفید در این عبارت به صدد توثیق روات مباشر از امام اند نه جمیع افراد در سند لذا نمی توان مطلب ایشان را به مثل محمد بن سنان نقض کرد.مطلب دوم این که به هر حال اگر شیخ مفید محمد بن سنان را ضعیف می دانند چگونه حدیث ابی الجارود را با نقل او اثبات می کنند؟
مطلب اول کما مر، ظاهر عبارت شیخ مفید است لذا اشکال دوم مندفع است. اما مطلب دوم، پاسخش این است که قدما بین شئون روات تفکیک می کرده اند. به تعبیر استاد سید علیرضا حسینی، راوی ضعیف، در نقش تبعی خود می تواند کاملا معتمد باشد. این مطلب شواهدی در کتب رجالی دارد که گاهی اگرچه خود راوی ضعیف است اما به کتابی که نقل می کند اعتماد می کنند. اما مطلبی که در مورد مقام جدل نوشته اید، اشکال چهارمی است که ان شاء الله خواهد آمد.)
اما اشکال اول، موارد نقض در همان روات مباشر بر دو دسته اند. برخی مانند ابی الجارود فاسد المذهب هستند. و برخی، افراد مجاهیل و گمنامی هستند که قطعا از فقهاء صاحب کتاب و ... نیستند.
در مورد دسته ی اول، پاسخ داده شده که عبارت شیخ مفید ناظر به صحت مذهب نیست (استاد سید جواد شبیری در درس اصول امسال)یعنی شیخ مفید این افراد را به فقاهت و اعلام ماخوذ عنهم الحلال و الحرام توصیف کرده است.این تعابیر با فساد مذهب نیز سازگارند. لا طریق الی ذم واحد منهم هم می تواند ناظر به همین حیثیت باشد(چنانکه مثلا مرحوم نجاشی در مورد علی بن حسن بن فضال می نویسند:  كان فقيه أصحابنا بالكوفة و وجههم و ثقتهم و عارفهم بالحديث و المسموع قوله فيه. سمع منه شيئا كثيرا و لم يعثر له على زلة فيه و لا ما يشينه...)
اما در مورد دسته ی دوم، پاسخ داده شده که موارد نقض بتمامه (غیر یک مورد) در قسمت دومِ عبارت شیخ مفید است. توضیح مطلب این که عبارت شیخ مفید دو قسمت دارد. در قسمت اول رواتی را ذکر می کنند و متن احادیث آنها را با سند نقل می کنند. و در قسمت دوم تنها اسم تعدادی از روات را می برند. تقریبا تمام موارد نقض در این قسمت دوم است. لذا به نظر می رسد که توثیق شیخ مفید تنها ناظر به قسم اول است. یعنی شیخ مفید فرموده اند که فقهاء ثقات این مطلب را نقل کرده اند ولی نه این که تنها فقهاء این مطلب را نقل کرده اند. لذا ابتدا احادیث فقهاء را نقل می کنند و سپس به ذکر دیگرانی که این حدیث را نقل کرده اند نیز می پردازند تاییدا.
دو اشکال:
1- در قسم دوم نیز برخی اجلاء مذکورند.
2- تعدادی از افراد در هر دو قسمت مذکورند.
اشکال اول ظاهرا مندفع است ولی اشکال دوم جای بحث دارد که خواهد آمد ان شاء الله.

سلام علیکم
سخن تان کاملا قابلیت مناقشه دارد
اولا درباره کلام آقای حسینی(لم اعرفه). سخن ایشان به نظرم همیشه درست نیست.شاید بتوان این کلام را درباره کسی که به غلو و ارتفاع محکوم است محتملا گفت ولی حتما درباره ی کسی که به وضع متهم است نمی توان گفت. مثل محمد بن سنان.
ثانیا ببینید نجاشی درباره میاح مدائنی چه می گوید. و طریقها اضعف منها و هو محمد بن سنان.
ثالثا اصلا روایت محمد بن سنان از ابی الجارود جزء مستثنیات است. ببینید ابن غضائری را و همچنین فهرست ابن ندیم چه می گوید.
اما مطلب دوم. عبارت مفید کاملا به صحت مذهب اشاره دارد. شاهد شما که مطلب نجاشی است مشکل دارد. نجاشی می گوید لم یعثر له علی زله فیه که ضمیر به احادیث کثیری که شنیده است بر می گردد نه به کلیت مشخصات فردی علی بن حسن. و مطمئنا لا طریق الی ذم واحد منهم به مشخصات کلی این افراد دلالت دارد. چه آنکه مثلا فساد مذهب نیز نوعی ذم است. البته به نظرم این اشکال اساسا وارد نیست.یعنی می تواند این اجتهاد شخصی شیخ مفید باشد که تمامی این افراد ثقه و فقیه و معتمد اند و اعتقادی به ضعف مذهب هیچ کدام ندارد. اما اشکال محمد بن سنان حتما باقی می ماند چون خود مفید او را تضعیف کرده و نمی تواند این هم از اجتهادش باشد.
پاسخ
#7
(علیکم السلام و رحمه الله
1.عرض شد که دو مطلب را باید از هم تفکیک کرد. یک مطلب این که اوصافی که شیخ مفید بیان کرده اند آیا ناظر به تمام افراد اسناد است یا تنها ناظر به روات مباشر است. در این مطلب گفته شد که تنها ناظر به روات مباشر است. یعنی شیخ مفید محمد بن مسلم و محمد بن قیس و ابی الجارود و ... را اعلام ماخوذ عنهم الحلال و الحرام و ..... می داند نه افراد در سند به اینها را. لذا نمی توان گفت که اصل ادعای شیخ مفید در اینجا منتقض به محمد بن سنان است. مطلب دوم این که به هر حال، شیخ مفید محمد بن سنان را در این رساله ضعیف می دانند پس چه طور روایت ابی الجارود را از طریق او اثبات کرده اند. پاسخ این مطلب هر چه باشد دخلی به مطلب قبل ندارد. ما در این حد می خواهیم به عبارت شیخ مفید استناد کنیم که ایشان ابی الجارود را اعلام ماخوذ عنهم الحلال و الحرام می دانند. حالا آیا امکان دارد نقل ابی الجارود به واسطه ی محمد بن سنان اثبات شود یا نه بحث دیگری است)
2.شاهدی که از کلام مرحوم نجاشی آوردم به این قصد بود که نشان دهم تعابیری مانند فقاهت و اعلام ماخوذ عنهم الحلال و الحرام با فساد مذهب هم جمع می شود.
3.این که بگوییم شیخ مفید ابی الجارود راس الجارودیه را صحیح المذهب می دانند بسیار مشکل است.
4.قبول دارم که عبارت لا طریق الی ذم واحد منهم ظهور ابتداییش شامل فساد مذهب نیز می شود اما آیا نمی توان گفت که ذکر ابی الجارودِ مشهور به فساد مذهب، خودش قرینه است که مراد، مطلق ذم نیست. بلکه ذم از حیث وثاقت. خصوصا این که شیخ مفید حجیت تعبدی خبر را قبول ندارند که بگوییم چه بسا صحت مذهب را در پذیرش خبر، معتبر می دانند. لذا اگر بگوییم منظور ذم از حیثیات دخیل در پذیرش خبر است شامل فساد مذهب بما هو نمی شود. قبلش هم فرموده اند اعلام ماخوذ عنهم الحلال و الحرام. یعنی مسائل فقهی از اینها اخذ می شود نه هر امر دینی. لکن این موید نقض می شود به این که در ادامه اش نوشته اند "و الفتیا و الاحکام" و در اخذ فتوی و حکم صحت مذهب معتبر است.)
دو اشکال طرح شد. اما اشکال اول مندفع است چرا که ادعا این نیست که شیخ مفید تمام روات معتبر را در قسم اول آورده اند و تمام روات ضعیف را در قسم دوم. بلکه ادعا این است در قسم اول التزام داشته اند تنها روات معتبر با آن اوصاف را نقل کنند و پس از ذکر پاره ای از این روات و احادیث آنها، دیگر بدون التزام به آن امر، به ذکر مطلق روات این حدیث پرداخته اند. لذا وجود افراد معتبر در قسم دوم ناقض نیست.
اما اشکال دوم، در مورد این اشکال پاسخ داده شده که چه بسا روات قسم اول روایاتشان صریح بوده و روات قسم دوم روایاتشان غیر صریح بوده و افرادی که مشترک در دو قسم اند هر دو نوع روایت را داشته اند.
این پاسخ بسیار مشکل به نظر می رسد
اولا هیچ شاهدی در عبارات شیخ مفید ندارد
ثانیا در انتهای قسم دوم نوشته اند:فيمن لا يحصى كثرة مثل ذلك حرفا بحرف و في معناه و فحواه و فائدته. عبارت حرفا بحرف می رساند که تفاوتی بین دو قسم نیست. اللهم الا ان یقال که فحواه و فائدته ناظر به این قسم است و حرفا بحرف ناظر به قسم اول او یقال که حرفا بحرف یعنی مانند هم نقل کرده اند نه این که قسم دوم حرفا بحرف قسم اول است.
ثالثا بعض روایات روات قسم دوم در تهذیب آمده و مانند قسم اول صریح در مدعا به نظر می رسد...
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  «رجال»  اثبات توثیق بدون لفظ ثقه هادی 0 30 22-ارديبهشت-1397, 10:50
آخرین ارسال: هادی
  سوال  وجه عدم ذکر توثیق برای ابراهیم بن هاشم حسین بن علی 5 522 3-بهمن-1396, 15:04
آخرین ارسال: فقه جواهری
  مفهوم شناسی توثیق و تضعیف احمدرضا 0 1,109 12-ارديبهشت-1395, 09:27
آخرین ارسال: احمدرضا
  «رجال»  توثیق راوی به معنی توثیق کتاب اوست. 83068 7 7,638 16-آبان-1394, 22:25
آخرین ارسال: aad1416
  «رجال»  نشست مفهوم شناسی توثیق و تضعیف seyedfarid 0 3,526 17-بهمن-1391, 06:51
آخرین ارسال: seyedfarid

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان