امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشکال به معممیت علت و حکمت
#1
مرحوم آقای داماد نظرشان این است که حکمت مثل علت ‌معمم است‌، فقط فرقش با علت این است که علت مخصص هم هست، ‌حکمت مخصص نیست آقای زنجانی هم این نظر را پذیرفته اند مثلا در روایت آمده است که خداوند حرام کرد میته را چون مستلزم فساد ابدان است، به عرف بگویی می‌‌گوید هروئین که بیشتر مستلزم فساد ابدان است پس نمی‌‌شود میته حرام باشد چون مستلزم فساد ابدان است اما هروئین حرام نشود؟ این عرفی نیست. بله، ‌حکمت است و مخصص نیست لذا و لو اکل میته به مقدار کم که مستتبع فساد بدن نیست او هم حرام است اما اگر یک چیز دیگری غیر از میته او هم مستتبع فساد ابدان بود عرف می‌‌گوید شارع او را هم حرام کرده است
 
استاد شهیدی فرمودند که ما هم این مطلب را قبول داریم اما یک شبهه‌ای هم داریم می گوییم در صورتی که احتمال مانعیتی ندهیم، ‌این‌که می‌‌گویند ‌حکمت مانند علت معمم است معنایش اینست که فقط می‌‌شود وجود مقتضی را اثبات کرد اما نمی‌شود مانع بالفعل را با آن نفی کرد‌.
مثلا پدری به فرزندش می‌‌گوید پسر! در ظهر تابستان در کوچه بازی نکن، می‌‌ترسم سردرد بگیری، فردا ‌مادرش می‌‌گوید برو نان بگیر ظهر است نان نداریم! نمی‌رود. به پدر می‌‌گوید شما یک جمله‌ای به من گفتید که اگر حکمت هم باشد طبق نظر این دو عالم بزرگوار معمم است، من اگر بروم بیرون نان بگیرم می‌‌ترسم سردرد بگیرم. آیا این حرف فرزند قابل قبول است؟ می‌‌گویند خوف سردرد برای منع از بازی کردن در هوای گرم مقتضی است اما یک مقتضی اقوایی هست برای خرید نان.
بعبارت دیگر معمم بودن حکمت از معمم بودن علت که بالاتر نیست فقط مقتضی را می‌‌فهماند‌، انتفاء مانع یا مقتضی اقوی را برای حکم دیگر از خارج باید احراز کنیم
فقه 7/1/97
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محسن حائری ، مسعود عطار منش
#2
لطفا احتمال مانعیت را بیشتر توضیح دهید.

چون در مثالی که بیان فرمودید، به نظر می رسد که حتی اگر حکمت باشد تعمیم خود را داشته است. و دلیل اینکه حرف فرزند قابل قبول نیست این است که کلام مادر او هم واجد علت یا حکمت است. مادر به او گفته است که باید در هنگام ظهر بروی و نان بخری چون نان نداریم و با عدم نان گرسنه می مانیم.
پس دو علت یا حکمت ذکر شده است که با یکدیگر تزاحم دارند و البته هر دو تعمیم خود را داشته اند و چون علیت کلام مادر اهمیت دارد باید آن را اخذ کرد.
ولی این حرف به این معنا نیست که علت یا حکمتی که در کلام پدر ذکر شده است تعمیم ندارد.
اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ
#3
(28-فروردين-1397, 18:29)فقه جواهری نوشته: استاد شهیدی فرمودند که ما هم این مطلب را قبول داریم اما یک شبهه‌ای هم داریم می گوییم در صورتی که احتمال مانعیتی ندهیم، ‌این‌که می‌‌گویند ‌حکمت مانند علت معمم است معنایش اینست که فقط می‌‌شود وجود مقتضی را اثبات کرد اما نمی‌شود مانع بالفعل را با آن نفی کرد‌.
مثلا پدری به فرزندش می‌‌گوید پسر! در ظهر تابستان در کوچه بازی نکن، می‌‌ترسم سردرد بگیری، فردا ‌مادرش می‌‌گوید برو نان بگیر ظهر است نان نداریم! نمی‌رود. به پدر می‌‌گوید شما یک جمله‌ای به من گفتید که اگر حکمت هم باشد طبق نظر این دو عالم بزرگوار معمم است، من اگر بروم بیرون نان بگیرم می‌‌ترسم سردرد بگیرم. آیا این حرف فرزند قابل قبول است؟ می‌‌گویند خوف سردرد برای منع از بازی کردن در هوای گرم مقتضی است اما یک مقتضی اقوایی هست برای خرید نان.

حرف استاد شهیدی متین است و لکن طبق مبنای حضرت آیت الله شبیری شاید این اشکال دفع شود چون ایشان قاعدۀ مقتضی و مانع را فی الجمله می پذیرند فلذا بعد از احراز مقتضی نیاز به احراز عدم المانع ندارند البته تقریب ایشان در خصوص قاعدۀ الحکمه تعمم را نمی دانم .
پاسخ
#4
(29-فروردين-1397, 06:47)محمد 68 نوشته: لطفا احتمال مانعیت را بیشتر توضیح دهید.

چون در مثالی که بیان فرمودید، به نظر می رسد که حتی اگر حکمت باشد تعمیم خود را داشته است. و دلیل اینکه حرف فرزند قابل قبول نیست این است که کلام مادر او هم واجد علت یا حکمت است. مادر به او گفته است که باید در هنگام ظهر بروی و نان بخری چون نان نداریم و با عدم نان گرسنه می مانیم.
پس دو علت یا حکمت ذکر شده است که با یکدیگر تزاحم دارند و البته هر دو تعمیم خود را داشته اند و چون علیت کلام مادر اهمیت دارد باید آن را اخذ کرد.

دقت بفرمایید بحث تزاحم نیست ، مثال استاد شهیدی به غرض این است که چگونه اگر وقتی نان نداریم و مادر بگوید برو نان بخر مقتضی اقوایی وجود دارد و بقول شما تزاحم اهم و مهم است حال اگر پدر و مادر در خانه نباشند و در مورد نان خریدن اصلا امر و نهیی نباشد تا تزاحم محقق شود ولی همین که احتمال بدهیم نان گرفتن مانع از حرمت باشد کافی است برای عدم احراز علت تامه .
به بیان دیگر برای سرایت حکم از مورد معلوم به موارد مشکوک تا علت تامه کشف نشود سرایت احراز نمی شود و کشف علت تامه فرع کشف مقتضی و عدم مانع است که مقتضی را با وجود حکمت و عدم المانع را باید به طریقی دیگر ولو به ارتکازات عقلائی احراز کنیم .
پاسخ
 سپاس شده توسط فقه جواهری


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  «رجال»  اشکال و جوابی در اعتبار مراسیل این ابی عمیر! فقه جواهری 3 604 26-دي-1396, 21:15
آخرین ارسال: مومن

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان