امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مناقشه در تقدم حق الناس بر حق الله
#1
تقدیم حق الناس بر حق الله
یکی دیگر از مرجحاتی که مشهور در باب تزاحم ذکر کرده اند ترجیح عملی که امتثال آن مربوط به حق الناس است بر عملی که حق الله است می باشد .مثالی که می توان مطرح کرد تزاحم حج با أداء دین است .مثال دیگر نیز در این بحث ، تزاحم بین استفاده از ظرف طلا با ظرف مغصوب است .ظرف مغصوب دارای خوصیت حق الناس است و ظرف طلا حرمت تعبدیه الهی دارد .
کلام محقق خویی در تقدیم حق الناس
محقق خویی در مثالی که شخص هم دینی بر عهده دارد و هم حج بر او واجب است و قدرت بر امتثال هر دو ندارد وجوب أداء دین را مقدم می دانند .دلیل ایشان نیز همین مطلب است که حقوق مردم نزد خداوند متعال بسیار پر اهمیت تر است حقوق الهی است و در موارد تزاحم جزم به وجوب تقدم حق مردم وجود دارد .سپس این شبهه را که حج از اعمالی است که اسلام بر آن بناء شده است را نیز مطرح می  کنند و پاسخ می دهند که حج هنگامی که وجوبش فعلی شود آن ویژگی مهم را داراست درحالی که تازمانی که مکلف دینی بر عهده داشته باشد وجوب حج اصلا فعلی نخواهد شد .
ایشان سپس کلام مرحوم سید یزدی را مبنی بر تخییر در تزاحم حج و أداء دین  مطرح می کنند .مرحوم سید شاهدی بر عدم تقدم حق الناس (دین ) بر حق الله (حج ) ذکر می کنند و آن اینکه اگر میتی حج و أداء دین برعهده داشته باشد از ترکه ی او به صورت مساوی برای حج و أداء دین استفاده می کنند و اینگونه نیست که به طور مسلم أداء دین را ترجیح دهند .
محقق خویی به این فرمایش سید اشکال می کنند که :
اولا: شاهدی که ذکر کرده اید مورد وفات است و نمی تواند شاهد خوبی برای عدم تقدم حق الناس بر حق الله باشد چرا که هنگامی که یک مسلمان از دنیا می رود در حقیقت حجی را که به عهده دارد نیز نوعی دین بر گردن اوست .
ثانیا : همان توزیع ترکه بر حج و أداء دین را نیز ما قبول نداریم و دلیل بر آن نیافتیم .و اگر ما بودیم و مساله , و روایتی در میان نبود علی القاعده باید دین را مقدم بر حج قرار می دادیم .[1]
مناقشه در کلام محقق خویی
فرمایش ایشان د رتقدیم أداء دین بر جج تمام نیست .زیرا اگر مراد ایشان در جایی است که حج هنوز مستقر بر ذمه ی او نشده است ؛یعنی به عنوان مثال مکلف مالی دارد که اگر بخواهد أداء دین کند دیگر استطاعت برای او حاصل نمی شود این فرض از محل بحث خارج است و اصلا تزاحمی بین حج و دین رخ نداده است .اگر هم مراد ایشان این است که حج بر ذمه ی مکلف واجب شده است و نرفته است تا دینی بر گردن او آمده است در این جا معلوم نیست که أداء دین بر حج مقدم شده باشد و محل فرض نیز همین است .فرض درجایی است که تزاحم حج با أداء دین رخ داده باشد و هیچ دلیلی بر تقدم حق الناس بر حق الله نیست .
مرحوم حکیم نیز در مستمسک همین اشکال را مطرح کرده اند و فرموده اند که هیچ دلیلی بر تقدم مطلق حق الناس بر حق الله در دست نیست .[2]


[1] . موسوعة الامام الخوئي ج26ص92.
 
[2] . مستمسك العروة ج10 ص99.
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محسن حائری ، مسعود عطار منش
#2
ممکنست تقدیم حق الناس بر حق الله را به این بیان مطرح کرد که حق الله عبارت از تکلیفی است که خداوند متعال از بنده می خواهد. جون خداوند خود مشرّع حکم است می تواند از حکم خود صرف نظر کند.و اگر مفسده ای در میانست جبران کند.
اما حق الناس علاوه بر تکلیف شرعی، حقی است که فرد در قبال انسان دیگر به عهده دارد و در صورت عدم اداء آن، حق شخص طلبکار تکوینا وواقعا اداء نشده و به وی ظلم خواهد شد. پس از سنخ امور معنویه و عبد و مولی نیست که بتوان از آن صرف نظر کرد.
بله در موارد خاص مثل احکامی که از شارع دانسته شده که به هیچ وجه نباید ترک یا انجام شود قضیه فرق می کند.
kotob_sh@
پاسخ
 سپاس شده توسط مسعود عطار منش
#3
اگر حق الناسی که مطرح است حقی ذاتی باشد که عقل، مستقل به لزوم مراعات آن باشد درست، اما مگر ملکیت در مثال تزاحم ظرف مغصوب و ظرف طلا چنین است؟ اگر مراعات حکم ظرف طلا نزد شارع اهم باشد دیگر حرمت تصرف در ملک غیر فعلی نخواهد بود تا گفته شود آن غیر، حقی دارد که سلبش ظلم است. اگر خود شارع بفرماید فلان ملک حرمت ندارد مگر ظلم است؟؟
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محسن حائری ، محمد 68 ، مسعود عطار منش
#4
بنده در آنجه نوشتم اشاره کردم که سخن در مواردیست که ظلم و منع حق از دیگران باشد، نه صرف تصرفی که ضرری حاصل نمی شود.
kotob_sh@
پاسخ
 سپاس شده توسط مسعود عطار منش
#5
آیا هر تصرفی که متضمن ضرر بر دیگران باشد مصداق ظلم و منع حق است؟
اساسا این مطلب که حق الناس مورد تزاحم، حقی ذاتی و نه شرعی باشد مثالی دارد؟
پاسخ
 سپاس شده توسط مسعود عطار منش
#6
بله بیشتر موارد عرفی همینطورند. مثل اینکه مبلغی از دیگران طلب داشته باشید که ادای آن با واجب دیگری تزاحم کند.
kotob_sh@
پاسخ
 سپاس شده توسط مسعود عطار منش
#7
(1-ارديبهشت-1397, 21:14)سید محمد صادق رضوی نوشته: بله بیشتر موارد عرفی همینطورند. مثل اینکه مبلغی از دیگران طلب داشته باشید که ادای آن با واجب دیگری تزاحم کند.

توجه داشته باشید مراد از حق ذاتی حقی است که شارع نتواند آن را ردع کند و بر او قبیح باشد و پر واضح است که اگر شارع بگوید در این نشرایط خاص ادای دین واجب نیست یا ملک آقای الف برای آقای ب مباح است ولو خودش راضی نباشد مثل حق ماره که در تمام این موارد حق موجود یک حق لولایی است یعنی اگر شارع ردع نکند یا امضا کند ؛ همانطور که آقای رفاهی فرمودند جای تردید وجود دارد که اصلا حق ذاتی داریم که بر شارع هم قبیح باشد که در آن دخالت کند ؛ بنده خیال می کنم مثال ندارد زیرا فرض کنید شارع برای حفظ شریعت خودش به من امر کند که جان شخصی را بگیرم ، ایا حقی بالاتر از حق حیات و زندگی متصور است ولی شارع در آن هم می تواند تصرف کند و تجویز گرفتن جان یک شخص را بدهد مثل این که در مورد روزه خواری علنی گفته شده جند بار که تکرار شد حق اعدام روزه خوار وجود دارد .
پاسخ
 سپاس شده توسط حسین .


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  حجیت فی الجمله متعارضین در کلام آیت الله زنجانی و نقد آن فاضل همدانی 0 26 23-آذر-1397, 17:51
آخرین ارسال: فاضل همدانی
  شرط تقدم احد دلیلین در عامین من وجه عدم الغای عنوان در دلیل دیگر فقه جواهری 0 390 24-آذر-1396, 23:59
آخرین ارسال: فقه جواهری
  بطلان تقریب مرحوم تبریزی در تقدم اماره بر اصل فقیه 2 4,693 23-اسفند-1391, 23:37
آخرین ارسال: فقیه

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان