امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معنای دقیق جریان مقدمات حکمت
#1
مقدمات حکمت به معنای این است که اگر غرض مولی بر مقید باشد، سکوت از بیان قید، اخلال به غرض تلقی می شود که به لحاظ این نکته، علاوه بر اینکه بیان بر تقیید و بیان شأنی بر خلاف، مانع از مقدمات حکمت است، مایصلح للقرینیه هم مانع مقدمات حکمت خواهد بود؛ یعنی حتی چیزی که موجب اجمال در خطاب شده و مانع از انعقاد تصوری در خطاب شود، مانع از مقدمات حکمت خواهد شد؛ چون وقتی اطلاق تصوری در کلام منعقد نشود، عرف از خطاب مولی مطلق نخواهد فهمید و در نتیجه سکوت مولی از بیان قید، اخلال به غرض نخواهد بود.
پاسخ
 سپاس شده توسط مهدی قنبریان
#2
مرادتان (یا مراد استاد) از «غرض مولی بر مقید باشد» کدامیک است؟:
الف) غرض مولی این است که در کلامش قیود را ذکر کند.
ب) مراد جدی مولی (مخبر عنه) امری مقید است.

اگر مقصود «الف» است، روشن است که عدم ذکر قید نقض غرض است، اما ارتباطش با اصالة الاطلاق روشن نخواهد بود، چرا که این نکته که «مولی قصد دارد کلامش را مقیدا بیان کند» خودش باید بازگشت به نکته‌ای عقلائی مانند این که «مولی (متکلم) به هنگام تکلم، غرضش این است که مراد جدی‌اش را بیان کند» داشته باشد (تا بتوان اصل را بر آن دانست) و این که کسی که غرضش این است که مراد جدی‌اش را بیان کند، به تبع آن غرضش این خواهد بود که قیود را ذکر کند، خود روشن نیست و نیاز به استدلال دارد.
غرضم این است که این که بگوییم «غرض متکلم این است که قیود را ذکر کند» خودش اول الکلام است و باید روشن گردد که ارتباطش با «در مقام بیان مراد» بودن چیست؟


اما اگر مقصود «ب» است، دیگر نمی‌توان گفت که تکلم به صورت مطلق نقض غرض است! چرا که تنها در صورتی تکلم به صورت مطلق نقض غرض خواهد بود که محرز باشد که برداشت مخاطب از کلام مطلق خواهد بود (و طبعا این برداشت مخالف مراد متکلم است)، حال این که طبق بیان شما، اطلاق کلام خود متوقف بر اثبات نقض غرض است و دور لازم می‌آید.
به عبارت دیگر، طبق بیان شما، اثبات اطلاق متوقف بر این است که عدم ذکر قید نقض غرض باشد و اثبات این که عدم ذکر قید نقض غرض است، متوقف بر این است که برداشت مخاطبین از کلام، مطلق باشد. (چرا که اگر برداشت مخاطب مطلق نباشد، دیگر نقض غرض نخواهد بود!)

مانند این که چنین ادعایی کنیم:
اصل این است که متکلم معنای حقیقی لفظ را اراده کرده است، چرا که اگر معنای مجازی را اراده کرده باشد نقض غرض است. چرا که مخاطب از کلام وی معنای حقیقی را خواهد فهمید.
حال این که «مخاطب از کلام وی معنای حقیقی را خواهد فهمید» خود متفرع بر اصالة الحقیقة است.

موفق باشید
پاسخ
 سپاس شده توسط سید رضا حسنی ، مسعود عطار منش ، مهدی قنبریان
#3
(25-دي-1397, 17:01)فاضل همدانی نوشته: ...علاوه بر اینکه بیان بر تقیید و بیان شأنی بر خلاف، مانع از مقدمات حکمت است، مایصلح للقرینیه هم مانع مقدمات حکمت خواهد بود...
مراد از بیان شأنی چیست؟
پاسخ
#4
(26-دي-1397, 23:57)سید محسن حائری نوشته: مرادتان (یا مراد استاد) از «غرض مولی بر مقید باشد» کدامیک است؟:
الف) غرض مولی این است که در کلامش قیود را ذکر کند.
ب) مراد جدی مولی (مخبر عنه) امری مقید است.

...


اگر مقصود «ب» است، دیگر نمی‌توان گفت که تکلم به صورت مطلق نقض غرض است! چرا که تنها در صورتی تکلم به صورت مطلق نقض غرض خواهد بود که محرز باشد که برداشت مخاطب از کلام مطلق خواهد بود (و طبعا این برداشت مخالف مراد متکلم است)، حال این که طبق بیان شما، اطلاق کلام خود متوقف بر اثبات نقض غرض است و دور لازم می‌آید.
به عبارت دیگر، طبق بیان شما، اثبات اطلاق متوقف بر این است که عدم ذکر قید نقض غرض باشد و اثبات این که عدم ذکر قید نقض غرض است، متوقف بر این است که برداشت مخاطبین از کلام، مطلق باشد. (چرا که اگر برداشت مخاطب مطلق نباشد، دیگر نقض غرض نخواهد بود!)

مانند این که چنین ادعایی کنیم:
اصل این است که متکلم معنای حقیقی لفظ را اراده کرده است، چرا که اگر معنای مجازی را اراده کرده باشد نقض غرض است. چرا که مخاطب از کلام وی معنای حقیقی را خواهد فهمید.
حال این که «مخاطب از کلام وی معنای حقیقی را خواهد فهمید» خود متفرع بر اصالة الحقیقة است.

بنده خیال می کنم بین کشف مراد جدی و استعمالی ( تفهیمی) خلط شده است . ما می خواهیم با جریان مقدمات حکمت مراد جدی متکلم را کشف کنیم و اگر این متوقف بر کشف مراد استعمالی باشد دوری لازم نخواهد آمد ؛ به عبارت روشن تر اثبات اطلاق در مرحلۀ مراد جدی متوقف بر این است که عرف اطلاق را برداشت کند به این معنا که مراد استعمالی یا به تعبیر بهتر مراد تفهیمی اطلاق باشد و ذر این مطلب هیچ دوری وجود ندارد .
پاسخ
#5
(3-بهمن-1397, 08:20)مسعود عطار منش نوشته:
(26-دي-1397, 23:57)سید محسن حائری نوشته: مرادتان (یا مراد استاد) از «غرض مولی بر مقید باشد» کدامیک است؟:
الف) غرض مولی این است که در کلامش قیود را ذکر کند.
ب) مراد جدی مولی (مخبر عنه) امری مقید است.

...


اگر مقصود «ب» است، دیگر نمی‌توان گفت که تکلم به صورت مطلق نقض غرض است! چرا که تنها در صورتی تکلم به صورت مطلق نقض غرض خواهد بود که محرز باشد که برداشت مخاطب از کلام مطلق خواهد بود (و طبعا این برداشت مخالف مراد متکلم است)، حال این که طبق بیان شما، اطلاق کلام خود متوقف بر اثبات نقض غرض است و دور لازم می‌آید.
به عبارت دیگر، طبق بیان شما، اثبات اطلاق متوقف بر این است که عدم ذکر قید نقض غرض باشد و اثبات این که عدم ذکر قید نقض غرض است، متوقف بر این است که برداشت مخاطبین از کلام، مطلق باشد. (چرا که اگر برداشت مخاطب مطلق نباشد، دیگر نقض غرض نخواهد بود!)

مانند این که چنین ادعایی کنیم:
اصل این است که متکلم معنای حقیقی لفظ را اراده کرده است، چرا که اگر معنای مجازی را اراده کرده باشد نقض غرض است. چرا که مخاطب از کلام وی معنای حقیقی را خواهد فهمید.
حال این که «مخاطب از کلام وی معنای حقیقی را خواهد فهمید» خود متفرع بر اصالة الحقیقة است.

بنده خیال می کنم بین کشف مراد جدی و استعمالی ( تفهیمی) خلط شده است . ما می خواهیم با جریان مقدمات حکمت مراد جدی متکلم را کشف کنیم و اگر این متوقف بر کشف مراد استعمالی باشد دوری لازم نخواهد آمد ؛ به عبارت روشن تر اثبات اطلاق در مرحلۀ مراد جدی متوقف بر این است که عرف اطلاق را برداشت کند به این معنا که مراد استعمالی یا به تعبیر بهتر مراد تفهیمی اطلاق باشد و ذر این مطلب هیچ دوری وجود ندارد .

اثبات اطلاق در مراد تفهیمی یا مراد استعمالی از کجا می‌آید؟ آیا این مورد را با تمسک به اصالة الاطلاق ثابت نمی‌کنند؟
پاسخ
 سپاس شده توسط مهدی قنبریان ، مسعود عطار منش
#6
(3-بهمن-1397, 13:35)سید محسن حائری نوشته: اثبات اطلاق در مراد تفهیمی یا مراد استعمالی از کجا می‌آید؟ آیا این مورد را با تمسک به اصالة الاطلاق ثابت نمی‌کنند؟

اطلاق در مرحلۀ مراد تفهیمی ناشی از ظهور حال متکلم در این که در مقام بیان است ، می باشد و این ظهور حال باعث می شود مخاطب در مواجهه با کلام و سکوت از سور قضیه اطلاق ثبوت حکم برای موضوع را بفهمد و این فهم مخاطب اگر غیر از مراد جدی باشد بر متکلم لازم است تذکر دهد و الا نقض غرض می شود و اینجاست که مراد جدی کشف میشود .
به عقیده بنده تمام مراحل اراده در مقام استعمال ، ( اراده استعمالی و تفهیمی و ...) برای اثباتشان نیاز به مقدمات حکمت دارند و یک نحو اصاله الاطلاق (به معنای عام دلالت سکوتیه) در تمام این مراحل جاری میشود ولی هر مرحله ای اصاله الاطلاق مربوط به خود را داشته لذا دور نمیشود ؛ و اما توضیح ذلک :
گاهی متکلم لفظی را به کار می برد که دلالت تصوری دارد یعنی به مخاطب تصور معنا را القاء می کند بدون این که هیچ تصدیقی در بین باشد مثل نائمی که در حال نوم تکلم می کند .
گاهی متکلم علاوه بر دلالت تصوری یک معنایی را به مخاطب افهام می کند به این معنا کحه قصد تفهیم این معنا را به مخاطب داشته است ولی این معنا به هیچ وجه مطابق مراد جدی وی نیست مانند شخصی که توریه یا تقیه می کند .
گاهی متلکم علاوه بر تصور معنا و تفهیم معنا اراده جدی به آن معنا هم دارد .
در تمام این مراحل آنچه باعث میشود حکم کنیم به وجود مراد تفیمی یا مراد جدی همان ظهور حال متکلم است که گاهی بصورت ظنی و گاهی قطعی کاشف از اثبات آن مرحلۀ مورد نظر است مثلا اگر شخصی بیدار است و اختلال حواس ندارد اگر تکلمی می کند ظاهر حالش این است که قصد تفهیم هم دارد و اراده تفهیمی شکل می گیرد بخلاف این که احتمال دهیم کسی که این حرف را زده خواب بوده که دیگر چنین دلالت تفهیمیه ای شکل نمیگیرد  و همین طور اگر شخصی معنای را به تصور القاء کرد و قصد تفهیم هم داشت در شرایطی که تقیه و توریه بطور طبیعی موضوع ندارد ظهور حالش این است که در مقام بیان مراد جدی است و اگر مراد جدی اش غیر از بود قرینه می آورد لذا گر در شرایطی باشیم که توریه و تقیه بوطر طبیعی محتمل بوده و ظهور حالی در خلافش نباشد دیگری مراد جدی کشف نمیشود ؛ و حجیت ظواهرتماما به حجیت همین ظهور حالها یا به تعبیر دقیق تر این اصاله الاطلاق ها یا به تعبیری دلالتهای سکوتیه بازگشت می کند .
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محسن حائری
#7
(27-بهمن-1397, 08:51)مسعود عطار منش نوشته:
(3-بهمن-1397, 13:35)سید محسن حائری نوشته: اثبات اطلاق در مراد تفهیمی یا مراد استعمالی از کجا می‌آید؟ آیا این مورد را با تمسک به اصالة الاطلاق ثابت نمی‌کنند؟

اطلاق در مرحلۀ مراد تفهیمی ناشی از ظهور حال متکلم در این که در مقام بیان است ، می باشد و این ظهور حال باعث می شود مخاطب در مواجهه با کلام و سکوت از سور قضیه اطلاق ثبوت حکم برای موضوع را بفهمد و این فهم مخاطب اگر غیر از مراد جدی باشد بر متکلم لازم است تذکر دهد و الا نقض غرض می شود و اینجاست که مراد جدی کشف میشود .

توضیحی که در مورد جریان اطلاق در مرحله‌ی مراد تفهیمی دادید، همان توضیح مشهور از جریان اطلاق با تمسک به مقدمات حکمت است. تنها با این تفاوت که مشهور این توضیح را برای کشف مراد جدی مطرح می‌نمایند و شما برای کشف مراد تفهیمی ارائه دادید.
در صدر این بحث، مقصود از نکته‌ای که مطرح شد، این بود که تحلیل مشهور از مقدمات حکمت را کنار گذاشته و تحلیل و توضیح جدیدی از «جریان مقدمات حکمت» ارائه دهد. و اگر بخواهیم جهت اثبات اطلاق به بحث «نقض غرض» تکیه کنیم، یا باید ملتزم به دور بشویم و یا این که بالاخره (مانند توضیحی که شما دادید) همان تحلیل مشهور را (ولو در مراحل قبل از مراد جدی) ارائه دهیم. و اگر این کار را بکنیم، دیگر توضیح جدیدی نسبت به «جریان مقدمات حکمت» ارائه نداده‌ایم. نهایتا مراحل دلالت را (همان طور که استاد معظم آیة الله سید جواد شبیری حفظه الله بارها اشاره نموده‌اند) بیشتر کرده‌ایم.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  معنای تخییر فقهی و اصولی و فرق آن ها سید رضا حسنی 0 186 17-اسفند-1397, 19:21
آخرین ارسال: سید رضا حسنی
  قرائنی از روایات و تواریخ قدماء بر اینکه معنای أمر فرمان نیست سید رضا حسنی 1 275 9-اسفند-1397, 09:02
آخرین ارسال: مسعود عطار منش
  بررسی جریان اصالت عدم خطای زاید در موارد علم به تحقق خطا در خبر کلی سید رضا حسنی 1 312 6-دي-1397, 08:42
آخرین ارسال: مسعود عطار منش
  اشکال  جریان نادرست استصحاب در اطراف علم اجمالی vahidabed 0 759 22-بهمن-1396, 16:45
آخرین ارسال: vahidabed
  نکته علمی  دلیل لزوم تحصیل مقدمات مفوته فقه جواهری 1 939 16-بهمن-1396, 18:55
آخرین ارسال: مسعود عطار منش
  موانع خاص از جریان برائت شرعیه جعفری 0 1,943 7-اسفند-1393, 14:15
آخرین ارسال: جعفری
  موانع جریان اصل برائت شرعی جعفری 0 2,019 7-اسفند-1393, 14:13
آخرین ارسال: جعفری
  تفاوت استدلال آقای خوئی در دوکتاب نسبت به عدم جریان استصحاب درشبهات حکمیة سید حسینی 1 4,620 14-فروردين-1392, 12:10
آخرین ارسال: سید محمود فریمانه
  تهافتی در کلام مرحوم اخوند در مقدمات انسداد فقیه 0 2,722 3-اسفند-1391, 12:39
آخرین ارسال: فقیه

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان