امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نکته علمی جمع بین حکم الزامی و استحبابی در خطاب واحد!!
#1
یکی از روایاتی که برای اثبات قاعده میسور بدان استدلال شده است روایت «عن علی علیه السلام : ما لا یدرک کله لا یترک کله» می باشد.

فارغ از ضعف سندی، در بحث دلالی این حدیث مرحوم آخوند قدس‌سره به دلیل تناقض صدر و ذیل قائل به اجمال روایت شده و دلالت روایت بر قاعده میسور را نا تمام می داند. زیرا ذیل یعنی «لا یترک» ظهور در الزام دارد؛ ولی صدر یعنی «ما لا یدرک» شامل مستحبات هم می شود. و معنا ندارد در امور مستحب قائل به الزام و حرمت ترک مابقی مقدور بود و لذا روایت مجمل می باشد.

موید این بیان این است که  در خطاباتی که دو عنوان وجود دارد مانند خطاب «اغتسل للجمعۀ و الجنابۀ» هیچ محذور ثبوتی و اثباتی وجود ندارد که در خطاب واحد، نسبت به یک عنوان حکم الزامی و نسبت به عنوان دیگر حکم استحبابی وجود داشته باشد؛ ولی در خطابی که یک عنوان بیشتر وجود ندارد مانند «إغتسل للجمعۀ»، نمی توان به لحاظ برخی مصادیق
مثلا نسبت به مردان- قائل به وجوب و نسبت به برخی مصادیق دیگر مانند زنان- قائل به استحباب شد زیرا این امر اگر نگوییم استحاله استعمال لفظ در اکثر از معنای واحد را دارد لا اقل خلاف ظاهر است. روایت مورد بحث نیز از قبیل مورد دوم است زیرا یک عنوان «ما لا یدرک» بیشتر در آن خطاب وجود ندارد و لذا به دلیل تناقض صدر و ذیل حکم به اجمال روایت می شود.
 

استاد سید محمود فرمودند ما نیز دلالت این روایت بر قاعده میسور را تمام نمی دانیم اما نه به دلیل اجمالی که مرحوم آخوند قدس‌سره ادعا نموده اند، زیرا جمع بین حکم الزامی و استحبابی را در یک خطاب با یک عنوان ممتنع نمی دانیم!
زیرا جمع بین حکم الزامی و حکم تکلیفی در خطابات تشریعی خلاف ظاهر است اما در خطابات تبلیغی هیچ محذوری ندارد.

خطاب تشریعی
هر خطابی است که شارع با نفس آن خطاب تشریع می کند به نحوی که قبل از آن حکم و تکلیفی نبوده و آن خطاب موجد حکم می باشد، چه شارع را پروردگار متعال بدانیم و چه نبی اکرم صلی الله علیه و آله.

خطاب تبلیغی
هر خطابی است که بعد از تشریع صادر می شود چه از ناحیه خود شارع (نبی اکرم صلی الله علیه و آله) باشد و چه از ناحیه مبلّغ یعنی امام معصوم علیه السلام. لذا خطابات ائمه علیهم السلام که روات برای ما نقل کرده اند و همه بعد از عصر تشریع صادر شده، خطابات تبلیغی بوده و ارشاد به عالم تشریع می باشد.

توجه شود که خطاب تشریعی با خطاب شارع تفاوت دارد و چه بسیار خطاباتی که شارع یعنی نبی اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند اما خطاب تشریعی نیست بلکه خطاب تبلیغی بوده و ارشاد به حکم تشریع شده قبلی است.
حال با توجه به اینکه خطاب «ما لا یدرک کله لا یترک کله» از ناحیه امیرالمؤمنین علیه السلام صادر شده است، یک خطاب تبلیغی بوده  و ارشاد به احکام تشریع شده‌ی قبلی می باشد و با توجه به مرشدٌالیه نهی «لا یترک» ظهور می یابد؛ یعنی در مرشد الیه های الزامی نهی از ترک نهی الزامی خواهد بود و در مرشد الیه های استحبابی نهی از ترک نهی رجحانی می باشد.
اما اگر خطاب تشریعی باشد با توجه به اینکه با نفس همین خطاب تشریع صورت می گیرد نمی تواند ارشاد به تشریع های قبلی باشد و نهی «لا یترک» با توجه به مرشد الیه لزومی یا استحبابی ظهور یابد بلکه چون خطاب تشریعی است «لا یترک» ظهور در حرمت و الزام داشته و تناقض صدر و ذیل که مرحوم آخوند قدس‌سره ادعا نموده اند در این خطابات تشریعی تمام می باشد.
پاسخ
 سپاس شده توسط حسین . ، سید محسن حائری
#2
به چه جهت خطابات صادر از ائمه را تشریعی نمی دانید؟ مگر ائمه حق تشریع نداشته اند به تعبیر مرحوم آخوند نفس نبوی و ولوی تشریع است.
پاسخ
#3
(17-بهمن-1397, 00:02)مومن نوشته: به چه جهت خطابات صادر از ائمه را تشریعی نمی دانید؟ مگر ائمه حق تشریع نداشته اند به تعبیر مرحوم آخوند نفس نبوی و ولوی تشریع است.

بین فقهاء شیعه قدس الله اسرارهم و حداقل از معاریف فقهاء امامیه کسی را سراغ نداریم که قائل به شارع بودن ائمه علیهم السلام باشند. به عبارتی معاریف فقهاء امامیه قائلند ولایت بر تشریع به ائمه علیهم السلام اعطا نشده است.
توجه شود که عدم ولایت بر تشریع با اینکه ائمه علیهم السلام از حیث مقام ولایت می توانند حکم ولایی (نه تشریعی) جعل نمایند تهافتی ندارد.
پاسخ
#4
(17-بهمن-1397, 11:11)طائبی نوشته:
(17-بهمن-1397, 00:02)مومن نوشته: به چه جهت خطابات صادر از ائمه را تشریعی نمی دانید؟ مگر ائمه حق تشریع نداشته اند به تعبیر مرحوم آخوند نفس نبوی و ولوی تشریع است.

بین فقهاء شیعه قدس الله اسرارهم و حداقل از معاریف فقهاء امامیه کسی را سراغ نداریم که قائل به شارع بودن ائمه علیهم السلام باشند. به عبارتی معاریف فقهاء امامیه قائلند ولایت بر تشریع به ائمه علیهم السلام اعطا نشده است.
توجه شود که عدم ولایت بر تشریع با اینکه ائمه علیهم السلام از حیث مقام ولایت می توانند حکم ولایی (نه تشریعی) جعل نمایند تهافتی ندارد.
و البته اینکه ائمه علیهم السلام شارع هستند یا نه بحث کلامی است و ما بحث از آن را موکول به محل خود می نماییم و آنچه در این بحث محل توجه است، ثمره تفکیک بین خطاب تشریعی و خطاب تبلیغی با فرض شارع نبودن ائمه علیهم السلام است.
پاسخ
#5
گذشته از ابهامی که در اصل خطاب تشریعی وجود دارد (از این جهت که آیا با نفس خطاب، تشریع می شود یا سابقا تقنین صورت گرفته و تمام خطابات، حتی خطابات قرآنی، تبلیغی و به تبع تقنینات سابقه است) چرا به طور کلی در خطابات تشریعی جمع بین حکم الزامی و غیر الزامی را نفی می کنید؟ خطابات تشریعی را میتوان دو گونه دانست. برخی ابتدائی و برخی مترتب بر احکام تشریعی سابق. مثل این که شارع پس از تشریع صلاه الزامی و ندبی، تشریع کند که هر صلاتی که به آن امر شد، اگر فوت شد قضا شود. چه اشکالی وجود دارد که چنین تشریعی هم ناظر به حکم الزامی و هم ناظر به حکم ندبی باشد؟
به فرض که جمع بین الزام و غیر الزام در تشریع ابندایی ممتنع باشد در چنین تشریعاتی ممتنع به نظر نمی رسد.
البته در محل بحث یعنی روایت ما لا یدرک.... به نظر می رسد که اصلا جای این بحث ها و تناقض صدر و ذیل و .... نیست و روایت بیان همان امر عقلائی مرتکز و معهود است که عذر در عدم دستیابی به کل مطلوب، عذر در دستیابی به جزء آن نمی شود.
پاسخ
 سپاس شده توسط حسین . ، سید محسن حائری
#6
(17-بهمن-1397, 18:08)محمود رفاهی فرد نوشته: گذشته از ابهامی که در اصل خطاب تشریعی وجود دارد (از این جهت که آیا با نفس خطاب، تشریع می شود یا سابقا تقنین صورت گرفته و تمام خطابات، حتی خطابات قرآنی، تبلیغی و به تبع تقنینات سابقه است) چرا به طور کلی در خطابات تشریعی جمع بین حکم الزامی و غیر الزامی را نفی می کنید؟ خطابات تشریعی را میتوان دو گونه دانست. برخی ابتدائی و برخی مترتب بر احکام تشریعی سابق. مثل این که شارع پس از تشریع صلاه الزامی و ندبی، تشریع کند که هر صلاتی که به آن امر شد، اگر فوت شد قضا شود. چه اشکالی وجود دارد که چنین تشریعی هم ناظر به حکم الزامی و هم ناظر به حکم ندبی باشد؟
به فرض که جمع بین الزام و غیر الزام در تشریع ابندایی ممتنع باشد در چنین تشریعاتی ممتنع به نظر نمی رسد.
البته در محل بحث یعنی روایت ما لا یدرک.... به نظر می رسد که اصلا جای این بحث ها و تناقض صدر و ذیل و .... نیست و روایت بیان همان امر عقلائی مرتکز و معهود است که عذر در عدم دستیابی به کل مطلوب، عذر در دستیابی به جزء آن نمی شود.

فرمایش شما صحیح است اما در مورد روایت مورد بحث، مرحوم آخوند می‌فرمایند که اگر ما بخواهیم به الزامی بودن «لا یترک» تحفظ کنیم و از طرفی شامل مستحبات نیز بدانیمش، حتی اگر این مسئله فی حد نفسه مشکلی نداشته باشد، لازمه‌اش این خواهد بود که جمیع مستحبات واجب شوند و این خلاف وجدان است. لذا نمی‌توان هم به الزامی بودن «لا یترک» تحفظ کرد و هم به شمول «ما لا یدرک» بر موارد استحبابی. در نهایت از آنجایی که امر دائر است بین زمین زدن ظهور صدر در اطلاق و زمین زدن ظهور ذیل در وجوب، و هیچ کدام از این دو خلاف ظاهر اقوا از دیگری نیست، لذا دلیل مجمل می‌گردد.
پاسخ
#7
(18-بهمن-1397, 12:54)سید محسن حائری نوشته: البته در محل بحث یعنی روایت ما لا یدرک.... به نظر می رسد که اصلا جای این بحث ها و تناقض صدر و ذیل و .... نیست و روایت بیان همان امر عقلائی مرتکز و معهود است که عذر در عدم دستیابی به کل مطلوب، عذر در دستیابی به جزء آن نمی شود.
پاسخ
#8
(18-بهمن-1397, 13:02)محمود رفاهی فرد نوشته: البته در محل بحث یعنی روایت ما لا یدرک.... به نظر می رسد که اصلا جای این بحث ها و تناقض صدر و ذیل و .... نیست و روایت بیان همان امر عقلائی مرتکز و معهود است که عذر در عدم دستیابی به کل مطلوب، عذر در دستیابی به جزء آن نمی شود.

بله. بنده صرف نظر از این اشکال عرضم را بیان کردم.
پاسخ
#9
(16-بهمن-1397, 23:39)طائبی نوشته:

موید این بیان این است که  در خطاباتی که دو عنوان وجود دارد مانند خطاب «اغتسل للجمعۀ و الجنابۀ» هیچ محذور ثبوتی و اثباتی وجود ندارد که در خطاب واحد، نسبت به یک عنوان حکم الزامی و نسبت به عنوان دیگر حکم استحبابی وجود داشته باشد
 

محذور اثباتی دارد و آن هم اینکه اگر قرینه نداشته باشیم اراده دو معنای متفاوت کردن خلاف ظاهر است
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نکته علمی  جمع بین ارشادیت و مولویت در خطاب تبلیغی! طائبی 4 150 1-اسفند-1397, 18:37
آخرین ارسال: محمود رفاهی فرد
  مساله جدید ردع از سیره بر حجیت خبر واحد در موضوعات 89194 7 1,377 20-فروردين-1397, 16:39
آخرین ارسال: 89194

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان