امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ظهور یکره در حرمت در نظر محقق خویی
#1
کلام محقق خویی در ظهور «یکره»
محقق خویی رحمه الله ادعا کرده اند که یکره ظهور در منع دارد و از طرفی دیگر ادعا کرده است که هرگاه منعی از شارع صادر شود و ترخیص نداشته باشد حرام است[1]. لکن ما بحث کرده ایم که یکره در روایات لاأقلش این است که ظهور در حرمت ندارد، قدر متیقن آن کراهت است.


[1] موسوعة الامام الخوئی، السید أبوالقاسم الخوئی، ج4، ص279.« و لكن الصحيح أن تلك الطائفة أيضاً تدل على الحرمة مع قطع النظر عن الطائفة المتقدِّمة، و ذلك لأن الكراهة التي هي في قبال الأحكام الأربعة اصطلاح مستحدث و أما بحسب اللّغة فهي بمعنى المبغوضية لأن معنى كرهه: ضد أحبه، أي أبغضه. و على ذلك فالكراهة تدل على الحرمة ما دام لم تقم قرينة على خلافها، إذ الدليل قد يدل على الحرمة نفسها و قد يدل على الحرمة بالدلالة على منشئها الذي هو البغض».
پاسخ
#2
ممنون.
اما کاش به جای انعکاس صرف نتیجه‌ی بحث، خود بحث ایشان را نقل می‌فرمودید. بحث مفیدی به نظر می‌رسد.
پاسخ
#3
بسمه تعالی
بحث بر سفر حکم سفر کردن قبل از زوال روز جمعه است. صاحب شرایع قائل به کراهت آن شده است.

وجه کراهت آن حدیثی است که از سریّ نقل شده است که سند به سری ناتمام است و خود سریّ هم اشکال سندی دارد:
-         «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ السَّرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: يُكْرَهُ السَّفَرُ وَ السَّعْيُ فِي الْحَوَائِجِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ بُكْرَةً مِنْ أَجْلِ الصَّلَاةِ فَأَمَّا بَعْدَ الصَّلَاةِ فَجَائِزٌ يُتَبَرَّكُ بِه»[b][1][/b].
این حدیث ضعف سند دارد. طریق به سری ناتمام است علاوه بر اینکه خود سری نیز خالی از اشکال نیست.  لذا برای تمسک به این حدیث برای قول به کراهت، نیاز به اخبار من بلغ داریم، روایتی که در نهج البلاغه از امیر المومنین علیه السلام نقل شده است نیز ضعیف است. حضرت به حارث همدانی فرمودند:
 « وَ لَا تُسَافِرْ فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ حَتَّى تَشْهَدَ الصَّلَاةَ إِلَّا فَاصِلًا  فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ فِي أَمْرٍ تُعْذَرُ بِه»[b][2].‏[/b]
 لکن روایتی که استاد به آن برای کراهت استشهاد می کند روایت خصال است که از عبدالله بن سنان است و خالی از اشکال سندی است:
-         « حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ قَالَ فِي آخِرِ سَجْدَةٍ مِنَ النَّافِلَةِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ وَ إِنْ قَالَهُ كُلَّ لَيْلَةٍ فَهُوَ أَفْضَلُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اسْمِكَ الْعَظِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذَنْبِيَ الْعَظِيمَ سَبْعَ مَرَّاتٍ انْصَرَفَ وَ قَدْ غُفِرَ لَهُ قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا كَانَتْ عَشِيَّةُ الْخَمِيسِ وَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ نَزَلَتْ مَلَائِكَةٌ مِنَ السَّمَاءِ مَعَهَا أَقْلَامُ الذَّهَبِ وَ صُحُفُ الْفِضَّةِ لَا يَكْتُبُونَ عَشِيَّةَ الْخَمِيسِ وَ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ وَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ إِلَى أَنْ تَغِيبَ الشَّمْسُ إِلَّا الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِيِّ ص وَ يُكْرَهُ السَّفَرُ وَ السَّعْيُ فِي الْحَوَائِجِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يُكْرَهُ مِنْ أَجْلِ الصَّلَاةِ فَأَمَّا بَعْدَ الصَّلَاةِ فَجَائِزٌ يُتَبَرَّكُ بِهِ»[u][3][/u].
 در روایات عبدالله بن سنان به جای بکرۀ یکره آمده است. سفر کردن به خاطر اهمیتی که نماز دارد، کراهت دارد. قدر متیقن این روایت قبل از زوال است خصوصا اینکه در برخی از نسخ بکرۀ است.
نکته ی بعدی این است که در میان علماء هیچ کسی قائل به حرمت سفر قبل از زوال نشده است.
کلام محقق خویی در ظهور «یکره»
محقق خویی رحمه الله ادعا کرده اند که یکره ظهور در منع دارد و از طرفی دیگر ادعا کرده است که هرگاه منعی از شارع صادر شود و ترخیص نداشته باشد حرام است[4]. لکن استاد قائلند که یکره در روایات لاأقلش این است که ظهور در حرمت ندارد، قدر متیقن آن کراهت است. خصوصا در مثل مقام که به خاطر اهمیت نماز جمعه نهی از سفر کرده اند. همین که هنوز نماز جمعه واجب نشده است و منع از سفر کرده اند موید این مطلب است که نهی به صورت کراهتی است.
قرینه ی بعدی نیز تعبیر یتبرک به است که به معنای این است که اینکه گفتیم سفر کراهت دارد از این باب است که برکت ندارد


[2] نهج البلاغة ط - دار الكتاب اللبنانی، السید الرضیّ، ج1، ص460.
[3] .الخصال، ج 2 ص 393.
[4] موسوعة الامام الخوئی، السید أبوالقاسم الخوئی، ج4، ص279.« و لكن الصحيح أن تلك الطائفة أيضاً تدل على الحرمة مع قطع النظر عن الطائفة المتقدِّمة، و ذلك لأن الكراهة التي هي في قبال الأحكام الأربعة اصطلاح مستحدث و أما بحسب اللّغة فهي بمعنى المبغوضية لأن معنى كرهه: ضد أحبه، أي أبغضه. و على ذلك فالكراهة تدل على الحرمة ما دام لم تقم قرينة على خلافها، إذ الدليل قد يدل على الحرمة نفسها و قد يدل على الحرمة بالدلالة على منشئها الذي هو البغض».
پاسخ
#4
اینکه در این روایت با قرینه ظهور در حرمت دارد یک بحث است و اینکه با قطع نظر از قرائن دال بر چیست بحث دیگر شما باید به ادله ای استناد می کردید که با قطع نظر از قرینه یکره ظهور در جواز داشته باشد
پاسخ
#5
(21-بهمن-1397, 20:45)سید رضا حسنی نوشته: لکن استاد قائلند که یکره در روایات لاأقلش این است که ظهور در حرمت ندارد، قدر متیقن آن کراهت است.

ممنون بابت بحث مفصل‌تر. اما غرض حقیر این بخش از بحث بود که اشاره کردید استاد قبلا این نکته را بحث فرموده بوده‌اند. خواستم بدانم نسبت به ظهور اولی «یکره» (به طور عام) فرمایش ایشان چه بوده است.

در هر صورت ممنون بابت نشر مطلب
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان