امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی مطالبه وجه در مقابل عرض
#1
 مطالبه وجه در مقابل عرض

غیبت کننده از غیبت شونده حلیت مطالبه می نماید.
آیا غیبت شونده می تواند مطالبه وجه نماید و حلیت را مشروط به مال کند؟
آیا این مطالبه شرعی بوده و دعای غیبت کننده برای وی، تاثیری در حلیت ندارد؟
پاسخ
#2
در حق الله که طبعا فقط توبه لازم است و ارتباطی به غیبت شونده ندارد.

اما اگر قائل باشیم که در اینجا حق الناس هم هست و غیبت شونده حق دارد که وی را ببخشد یا خیر، طبعا مخیر است در شرائطی خاص غیبت کننده را ببخشد (پول بگیرد یا هر چیز دیگری). چه وجهی برای اشکال وجود دارد؟
پاسخ
#3
دو مطلب در نوشته تان قابل عرض است.

1- مسلم است که در غیبت حق الناس وجود دارد فلذا بحث فرضی نیست که اگر قائل شویم. انچه ممکن است تامل شود در حق الله در غیبت باشد لکن حق الناس بودن آن جای تردید ندارد.


2- اینکه جواز مطالبه را مسلم دانستید، نیازمند دلیل است.
آیا شخص برای اینکه در جلسه مختصری غیبت شده است می تواند مطالبه یک میلیون تومان و بیشتر از آن کند و بر غیبت کننده لازم است که مبلغ را بپردازد؟؟

اگر دلیلی بر این امر باشد باید رابطه آن با روایات کفایت دعا و استغفار غیبت کننده ملاحظه شود.
پاسخ
#4
(6-اسفند-1397, 12:53)82036 نوشته: 1- مسلم است که در غیبت حق الناس وجود دارد فلذا بحث فرضی نیست که اگر قائل شویم. انچه ممکن است تامل شود در حق الله در غیبت باشد لکن حق الناس بودن آن جای تردید ندارد.

لطف بفرمایید دلیل مسلم شمردن وجود حق الناس در مسأله‌ی غیبت را بفرمایید. تا جایی که خاطرم هست (تازگی مراجعه نداشته‌ام) حد اقل فتوای برخی از فقها این است که طلب بخشش بر غیبت کننده واجب نیست، چرا که در غیبت تنها حق الله پایمال شده است.

(6-اسفند-1397, 12:53)82036 نوشته: 2- اینکه جواز مطالبه را مسلم دانستید، نیازمند دلیل است.
آیا شخص برای اینکه در جلسه مختصری غیبت شده است می تواند مطالبه یک میلیون تومان و بیشتر از آن کند و بر غیبت کننده لازم است که مبلغ را بپردازد؟؟

فرض بفرمایید کسی بنده را ایذاء کرده باشد و مطالبه‌ی بخشش کند. آیا بنده مخیر هستم که وی را نبخشم یا خیر؟ اگر حق دارم وی را نبخشم، ممکن است شخص بگوید من تمام دنیا را به تو می‌دهم که من را ببخشی، و من بگویم نمی‌خواهم ببخشم. امر عجیبی است؟ وقتی اختیارش دست من است، چه دلیلی بر محدود کردن این اختیار وجود دارد؟ غیبت هم مانند ایذاء.
لزوم پرداخت وجه در فرض مطالبه‌ی شخص غیبت شونده، وجوب شرعی نیست که از ثبوت این وجوب تعجب کنید. بلکه وجوب عقلی است. اگر شخص به دنبال رفع عقاب اخروی است، عقلا بر وی لازم خواهد بود که وجه را ببخشد.
به عبارت دیگر، عدم پرداخت وجه توسط غیبت کننده، برای خودش عقاب مستقلی به دنبال ندارد. بلکه اگر به دنبال رفع عقاب بابت حق الناس باشد، مجبور است آن وجه را پرداخت کند.

(6-اسفند-1397, 12:53)82036 نوشته: اگر دلیلی بر این امر باشد باید رابطه آن با روایات کفایت دعا و استغفار غیبت کننده ملاحظه شود.

همین روایات کفایت دعا و استغفار غیبت کننده، شاهدی بر عدم ثبوت حق الناس در مورد غیبت است.
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محمد صادق رضوی
#5
انگار تلازم گرفتید بین پایمال شدن حق الناس در غیبت با وجوب استحلال. این تلازم چه دلیلی دارد؟ چه اشکالی دارد بگوییم قطعا مومن نسبت به آبرویش حق دارد و با غیبت ، این حق پایمال می شود، اما حلالیت طلبیدن واجب نیست(مگر با حلالیت طلبیدن جبران حق پایمال شده می شود؟)
پاسخ
#6
فرض بحث مطرح شده در جایی است که شخص غیبت شونده حق بخشیدن و نبخشیدن دارد. این که آیا دو نوع حق الناس داریم (قابل بخشش و غیر قابل بخشش) یا نداریم و غیبت کدام نوع است، خود بحثی دیگر است.
پاسخ
#7
اینکه غیبت شونده میتواند رضایت و عفو خود را مشروط به پرداخت وجهی کند قطعا اشکالی ندارد چرا که رضایت خود شخص فعلی قلبی و میشود مشروط به چیزی باشد و اگر کسی مطالبه ان را دار باید شرط را انجام دهد اگر میخواهید بحث مفیدی انجام شود اینگونه بحث شود در صورتی که غیبت شونده طرح شکایت در دادگاه شرعی نماید ایا قاضی میتواند در مقابل ذهاب ماء وجه غیبت شونده ، غیبت کننده را وادار به پرداخت غرامت کند و ایا اینگونه خسارات معنوی قابل تقویم به مال هست یا خیر؟
پاسخ
#8
اینکه غیبت حق الناس است اول کلام است چون ظاهرا عده از فقها طلب حلالیت از شخص غیبت شونده رو واجب نمیدونن
پاسخ
#9
مسأله مبتنى بر "ايا غيبت حق الناس از قبيل حق مالي است يا نه" ، كه بعداً نوبت به "اسقاط حق" ميرسد، كه مغتاب طلب وجه نمايد (مثلاً). اضافه بر اينكه اگر كسى قائل شد كه "غيبت حق الناس است" بايد "وجوب استحلال" نتيجه بگيرد ، واين مسأله اختلافى هست ..
سؤال أساسى: ايا ميشود از روايات كفاره غيبت استظهار كرد كه "غيبت حق الناس است ، من قبيل حق مالي" ؟ محل اختلاف است ..
بيان ذلك:
الشيخ الانصاري در مكاسب محرمه:
والإنصاف، أن الأخبار الواردة في هذا الباب كلها غير نقية السند، وأصالة البراءة تقتضي عدم وجوب الاستحلال ولا الاستغفار، وأصالة بقاء الحق الثابت للمغتاب (بالفتح) على المغتاب (بالكسر) تقتضي عدم الخروج منه إلا بالاستحلال خاصة، لكن المثبت لكون الغيبة حقا - بمعنى وجوب البراءة منه - ليس إلا الأخبار غير النقية السند، مع أن السند لو كان نقيا كانت الدلالة ضعيفة، لذكر حقوق اخر في الروايات، لا قائل بوجوب البراءة منها..
پاسخ
#10
مسأله مبتنى بر "ايا غيبت حق الناس از قبيل حق مالي است يا نه" ، كه بعداً نوبت به "اسقاط حق" ميرسد، كه مغتاب طلب وجه نمايد (مثلاً). اضافه بر اينكه اگر كسى قائل شد كه "غيبت حق الناس است" بايد "وجوب استحلال" نتيجه بگيرد ، واين مسأله اختلافى هست ..
سؤال أساسى: ايا ميشود از روايات كفاره غيبت استظهار كرد كه "غيبت حق الناس است ، من قبيل حق مالي" ؟ محل اختلاف است ..
بيان ذلك:
الشيخ الانصاري در مكاسب محرمه:
والإنصاف، أن الأخبار الواردة في هذا الباب كلها غير نقية السند، وأصالة البراءة تقتضي عدم وجوب الاستحلال ولا الاستغفار، وأصالة بقاء الحق الثابت للمغتاب (بالفتح) على المغتاب (بالكسر) تقتضي عدم الخروج منه إلا بالاستحلال خاصة، لكن المثبت لكون الغيبة حقا - بمعنى وجوب البراءة منه - ليس إلا الأخبار غير النقية السند، مع أن السند لو كان نقيا كانت الدلالة ضعيفة، لذكر حقوق اخر في الروايات، لا قائل بوجوب البراءة منها..
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  بررسی ماهیت شرط عدم فروش به گروه خاص 82036 0 587 10-بهمن-1396, 12:52
آخرین ارسال: 82036

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان