امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تصحیح معاطات از راه معاوضه مالکیه
#1
استاد سید احمد مددی فرمودند: امکان دارد که گفته شود معاطات یک نوع معاوضیه مالکیه است. یعنی مالک مسلط بر اموال خودش هست و میتواند ان را به دیگری تملیک کند هر چند که با لفظ نباشد. به این نوع معامله، معاوضه مالکیه گفته میشود. بعد یک مثالی را که بین اهل تسنن معروف است مطرح کردند. اهل تسنن در طلاق بِدعی ( طلاقی زنی که در حال حیض است) میگویند( البته مشهور است) این طلاق حرام است ولی صحیح است. ولی شیعه میگوید هم حرام است و هم باطل است. اهل تسنن اشکال میکنند که وقتی طلاق به دست مرد است و خودش میگوید این زن بر من حرام است دیگر معنا ندارد که حلال باشد و الا تحلیل حرام لازم میاید. در معاطات نیز گفته میشود که وقتی کسی صاحب مال است و مالک است و خودش تملیک میکند دیگر معنا ندارد که بگوییم اباحه رخ داده است. نهایتا مبرِز میخواهد که دارد و ان فعل است. 
البته استاد در نهایت قبول نکردند. نظر شما در مورد این استدلال چیست؟
جلسه 22 تاریخ 18 ابان 98
پاسخ
#2
در اینکه مفید اباحه است دلیل تعبدی میخواهد چون در بيان عقلاء اینگونه نیست که اباحه بیاورد. اما این که مفید ملک نیست و نیاز به لفظ دارد به شدت خلاف ارتکاز عقلایی بوده فلذا شارع برای ردع آن می بایست بیان واضح و روشنی را ابلاغ نماید که بنده چنین دلیل در خاطرم نیست.
پاسخ
#3
در پاسخ به برادرم که فرمودند:"در اینکه مفید اباحه است دلیل تعبدی میخواهد چون در بيان عقلاء اینگونه نیست که اباحه بیاورد. اما این که مفید ملک نیست و نیاز به لفظ دارد به شدت خلاف ارتکاز عقلایی بوده فلذا شارع برای ردع آن می بایست بیان واضح و روشنی را ابلاغ نماید که بنده چنین دلیل در خاطرم نیست."عارضم:
1.عقلاء در نفوذ معاطات،بین معاملات یسیره و خطیره تفاوت قائل می شوند و در انعقاد معاملات خطیره دقت لازم را در کیفیت ادای کلمات مبذول میدارن،این عنایت و اهتمام در عرف تجّار که با نهادهای حقوقی دادوستد دارند نمود بیشتری دارد پس نفرمایبد که نیاز افاده ملکیت به لفظ به شدت خلاف ارتکاز عقلایی ست!
2.مرویاتی که در باب حیَل فرار از ربا به دست ما رسیده یا روایت مشهور"انما یحلل الکلام و یحرم الکلام"می بایست به عنوان کاشف امضاء یا ردع شارع از سیره عقلاییه مد نظر قرار گیرند؛جالب ست بدانید اساسا مساله تعیین جایگاه لفظ و معنا در نفوذ عمل،مساله ای بوده که از دیرباز محل توجه بوده به گونه ای که بخاری به عنوان یک حنبلی در صحیح خود در تقابل با رای ابوحنیفه روایت"انما الاعمال بالنیات"را نقل کرده است و بابی تحت عنوان"ترک الحیل"به این موضوع اختصاص داده و روایات را به عنوان سنت رادعه فهم کرده است.پس نمی توان صحبت از عدم بلوغ بیان واضح و آشکار از جانب شارع در این موضوع به میان آورد.
3.تحلیلی که در دفاع از دلیلیت ارتکاز عقلایی بر افاده اباحه میتوان ارایه داد این است که اباحه در نظر عقلاء،به عنوان امری سهل الموونه به اقل مراتب ابراز،قابلیت کشف دارد و قدر متیقنِ مُبرز معاطاتی
همین اباحه است اگر چه ممکن است متعاملین،مراتب افزون تری را نیز قصد کرده باشند که انکشاف آن مبرز بیشتری طلب میکند.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مفاد معاطات استیلاء است. خیشه 2 1,316 12-بهمن-1397, 20:16
آخرین ارسال: خیشه

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان