امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقدی بر نظریه ی خطابات قانونیه ی مرحوم امام
#11
(21-آبان-1399, 21:48)1972392352 نوشته:
(30-فروردين-1399, 20:55)عرفان عزیزی نوشته: بنده هم مثل شما این اشکال استاد بر کلام امام را وارد نمی دانم  به این جهت که ولو تکلیف متوجه عبد نباشد اما همین که عبد می داند مولا غرض لزومی دارد باید طبق آن رفتار کند وعقلا او را مستحق عقاب می دانند ولو تطبیق بر مکلف نشود.

سلام هر غرضی را که واجب نیست عبد تحصیل کند، بلکه تنها آن دسته از اغراضی که خود شارع در مقام تحریک عبد نسبت به آن برآمده و اراده حصولش را از مکلف دارد باید تحصیل شود؛ فلذا مهم کشف اراده تحریکیه شارع است و تا تکلیف تطبیق نشود هیچ گاه اراده تحریکیه شارع کشف نمیشود.
کلام فوق تناقض دارد زیرا اگر عقلاء مکلف را مستحق عقاب میدانند بدین معناست که تکلیف را در حق او منجز دانستند و تطبیق کرده اند و اساسا تفکیک بین فعلیت و تنجز تکلیف معنای محصل و معقولی ندارد کما علیه آیة الله المعظم شبیری و ابنه الشریف سید جواد. رجوع شود به درس اصول 97 استاد سید جواد. بعید نیست که منظور استاد شما در اشکال به مرحوم امام رض نیز همین باشد.
ممکن است شارع اراده ی لزومیه برای فعلی داشته باشد اما اعلام آن به صورت عمومی مفسده دارد اما اگر شخصی به آن علم پیدا کرد واجب است طبق آن عمل کند

کلام بنده تفکیک بین فعلیت و تنجیز نیست بلکه عرض این است که چه محظوری وجود دارد که تکلیف منحل به فرد فرد مکلفین نشود مع ذلک استحقاق عقوبت هم باشد؟
پاسخ
#12
(22-آبان-1399, 00:19)105767 نوشته: ربط خطاب المسافر یقصر و عدم شمول آن نسبت به حاضر رو به بحث خطابات قانونیه رو حقیر با ذهن قاصرم متوجه نشدم.
حرف خطابات قانونیه اینه که قدرت شرط فعلیت نیست بلکه شرط تنجزه یعنی اگر کسی موضوع یک حکم بود ولی قادر بر امتثال نبود تکلیف نسبت به او فعلی است ولی منجز نیست. و حاضر اصلا موضوع این خطاب نیست و لذا اینجا اصلا خطابات قانونیه حرفی ندارد که بر او اشکال بشه!
اگر فرض کنیم فرض کنیم یک مسافری قدرت بر نماز نداشت حضرت امام رحمه الله تعالی میفرماید تکلیف در حقش فعلی است ولی منجز نیست.ایشون نمیفرماید این خطاب شامل حاضر میشه ولی منجز نیست!والله تعالی العالم

المسافر یقصر نقض خطابات نیست استاد به عنوان مثالی در باره ی فعلیت در کلام اصفهانی مطرح نمودند نقض استاد به خطابات بحث تطبیق تکلیف است یعنی در فرض عدم تطبیق خطاب نسبت به مکلف استحقاق عقوبت او بی معناست
پاسخ
#13
چیزی که اول نقل شد این بود که تا تطبیق نباشه حکم فعلی نمی شود و بحث در استحقاق عقاب نبود.
اشکال این بود که بدون تطببق شخص اصلا تکلیف ندارد و خطابات قاننونیه میگه ولو تطبیق نباشه ولی حکم بر همه فعلی است چون قانون فعلی شد بر همه.
پاسخ
#14
بنده هم متوجه نشدم ربط این بحث به خطابات قانونی رو.
آنچه ما از خطابات قانونیه فهمیدیم همه بر فرض تطبیق عنوان موضوع مثلا مسافر بر مکلف است نه اینکه حتی اگر موضوع تطبیق نمیشود خطاب شامل میشود.
پاسخ
#15
(24-آبان-1399, 08:39)عرفان عزیزی نوشته:
(21-آبان-1399, 21:48)1972392352 نوشته:
(30-فروردين-1399, 20:55)عرفان عزیزی نوشته: بنده هم مثل شما این اشکال استاد بر کلام امام را وارد نمی دانم  به این جهت که ولو تکلیف متوجه عبد نباشد اما همین که عبد می داند مولا غرض لزومی دارد باید طبق آن رفتار کند وعقلا او را مستحق عقاب می دانند ولو تطبیق بر مکلف نشود.

سلام هر غرضی را که واجب نیست عبد تحصیل کند، بلکه تنها آن دسته از اغراضی که خود شارع در مقام تحریک عبد نسبت به آن برآمده و اراده حصولش را از مکلف دارد باید تحصیل شود؛ فلذا مهم کشف اراده تحریکیه شارع است و تا تکلیف تطبیق نشود هیچ گاه اراده تحریکیه شارع کشف نمیشود.
کلام فوق تناقض دارد زیرا اگر عقلاء مکلف را مستحق عقاب میدانند بدین معناست که تکلیف را در حق او منجز دانستند و تطبیق کرده اند و اساسا تفکیک بین فعلیت و تنجز تکلیف معنای محصل و معقولی ندارد کما علیه آیة الله المعظم شبیری و ابنه الشریف سید جواد. رجوع شود به درس اصول 97 استاد سید جواد. بعید نیست که منظور استاد شما در اشکال به مرحوم امام رض نیز همین باشد.
ممکن است شارع اراده ی لزومیه برای فعلی داشته باشد اما اعلام آن به صورت عمومی مفسده دارد اما اگر شخصی به آن علم پیدا کرد واجب است طبق آن عمل کند

کلام بنده تفکیک بین فعلیت و تنجیز نیست بلکه عرض این است که چه محظوری وجود دارد که تکلیف منحل به فرد فرد مکلفین نشود مع ذلک استحقاق عقوبت هم باشد؟
کدام تکلیف منحل نشود؟ یعنی خطابی هست و منحل نشود یا اصلا خطابی نیست ولی در عین حال عبد پی به اراده الزامیه میبرد؟ اگر خطابی باشد که معنا ندارد بدون منحل شدن و تطبیق عقلی، استحقاق عقوبت بیاید زیرا استحقاق عقوبت زمانی حاصل میشود که عقل در پی کشف اراده الزامیه شارع  و تطبیق آن بر مکلف،حکم به لزوم امتثال کند. اما اگر اساسا خطابی در کار نباشد و عبد مثلا فهمیده که شارع از او اراده الزامیه داشته و مثلا تمکن از بیان نداشته است، بله باید امتثال کند والا استحقاق عقاب می آید لکن دلیلش این است که در همینجا نیز در واقع آن اراده لزومیه را بر مکلف تطبیق کرده است.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ارتباط مساله ی اصاله الحظر با نظریه ی حق الطاعه عرفان عزیزی 0 157 2-مهر-1399, 08:42
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  دفاع از قاعده ی قبح عقاب بلا بیان در مقابل اشکالات مرحوم روحانی عرفان عزیزی 0 346 18-تير-1399, 05:40
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  انکار قبح عقاب بلا بیان توسط مرحوم روحانی عرفان عزیزی 0 381 16-تير-1399, 12:21
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  اشکال به تبیین شهید صدر از منعمیت مولا در نظریه ی حق الطاعه عرفان عزیزی 0 486 1-خرداد-1399, 05:06
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  ناسازگاری درونی نظریه ی حق الطاعه عرفان عزیزی 4 1,126 21-بهمن-1398, 19:53
آخرین ارسال: ارادتمند آیت الله مکارم
  نقض روایی بر مرحوم اصفهانی عرفان عزیزی 8 2,356 4-بهمن-1398, 23:37
آخرین ارسال: فقاهت تمدنی
  تهافت در کلام مرحوم نائینی عرفان عزیزی 0 622 24-آذر-1398, 15:43
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  سهو قلم مرحوم شیخ درباب ایجاب احتیاط عرفان عزیزی 0 708 18-آذر-1398, 11:29
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  مثال نقض نسبت به نظریه ی حق الطاعه بامبنای خود شهید صدر عرفان عزیزی 8 2,766 17-آذر-1398, 09:42
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  مبنای مرحوم امام در جمع بین حکم ظاهری وواقعی عرفان عزیزی 0 792 4-آذر-1398, 11:31
آخرین ارسال: عرفان عزیزی

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان