امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شواهد تشریفاتی بودن اسناد صاحب وسائل
#1
استاد شهیدی در بحث تعارض ادله به شواهدی در مورد تشریفاتی بودن اسناد صاحب وسائل اشاره کرده اند که عبارتند از:
1-   در کتاب أمل الآمل که تألیف صاحب وسائل است، در مورد شیخ راوندی تعبیر «قد رأیت له کتاب قصص الانبیاء أیضا و کتاب فقه القرآن و رسالة فی احوال احادیث اصحابنا و اثبات صحتها»[1]  به کار برده است که تعبیر «رأیت له» با اینکه کتاب از طریق استاد از استادش به صورت یداً فی ید تا صاحب کتاب باشد  سازگار نیست کما اینکه اگر فرزندی تعبیر «وصیت نامه ای از پدرم دیدم» را به کار ببرد، به معنای این است که بعد از جستجو در لوازم پدر، به وصیت نامه ای دست یافته است، اما در صورتی که خودش از پدر وصیت نامه را گرفته باشد، تعبیر می کند که وصیت نامه پدرم است. در مورد صاحب وسائل هم اگر نسخه را از استاد گرفته باشد، نباید تعبیر «رأیت» به کار ببرد.

2-   یکی از کتبی که صاحب وسائل به آن طریق نقل می کند، کتاب نوادر احمد بن محمد بن عیسی اشعری است که در حال حاضر چاپ شده است و اصل نسخه صاحب وسائل در کتابخانه مرحوم حکیم در نجف موجود است. صاحب وسائل در ابتدای این کتاب تعبیر کرده اند: «قد وجدت لهذا الکتاب نسختین صحیحتین علیهما آثار الصحة و الاعتماد ثم إنّی تتبّعت ما فیه من الأحادیث فوجدت أکثرها منقولة فی کتب الأربعة و أمثالها من الکتب المشهورة المتواترة و الباقی قد روی فی الکتب المعتمدة مایوافق مضمونه فلاوجه فی التوقّف فیه و قد رأیت أحادیث کثیرة نقلها الشیخ و المرحوم و ابن طاووس و الحمیری و الطبرسی و غیرهم فی مصنفاتهم من نوادر احمد بن محمد بن عیسی و تلک الاحادیث موجودة هنا و بالجمله علی اعتباره کثیرة»
ایشان در پایان کتاب هم به این صورت تعبیر کرده است: «هذا ما وجدناه من کتاب احمدبن محمد بن عیسی فی نسخة معتبرة قوبل بنسختین صحیحتین علیهما خطوط جماعة من الفضلاء».
در حالی که اگر صاحب وسائل نسبت به کتاب نوادر طریق حسی داشته باشد و یداً بید از اساتید گرفته شده باشد، نیازی به این تکلّف های صورت گرفته از سوی ایشان نیست بلکه گفته می شود که این نسخه یدآً بید به دست رسیده است.

3-   علّامه مجلسی کسی است که در طریق صاحب وسائل به علّامه حلّی نسبت به کتاب شیخ راوندی قرار دارد و لذا صاحب وسائل در طریق به کتاب شیخ راوندی به علّامه مجلسی اشاره کرده است، در حالی که خود علّامه مجلسی در بحار الانوار در مورد اینکه کتاب قصص الانبیاء کتاب شیخ راوندی یا سید راوندی است، اجتهاد کرده و تعبیر کرده است که «لا يبعد أن يكون تأليف فضل الله بن علي بن عبيد الله الحسني الراوندي‏»[2]
این موارد حاکی از این مطلب است که در تشخیص نسخه و کتب اجتهاد صورت گرفته است و لذا اجازات حتی به عناوین کتب هم نبوده است.

4-   صاحب وسائل در وسائل فرموده اند: «و مصنفات الصدوق، و أكثر الكتب التي ذكرناها، و نقلنا منها، معلومة النسبة إلى مؤلفيها، بالتواتر، و هي إلى الآن في غاية الشهرة.و الباقي منها-:علم بالأخبار المحفوفة بالقرائن.و ذكرها علماء الرجال، و غيرهم، في مؤلفاتهم.و اعتمد على نقلها علماء الأعلام.و وجدت بخطوط ثقات الأفاضل.و رأينا على نسخها خطوط علمائنا المتأخرين، و جمع من المتقدمين، بحيث لا مجال إلى الشك في صحتها، و ثبوتها عن مؤلفيها.»[3]
بنابراین صاحب وسائل معتبر بودن نسخه برخی کتب را به جهت خطوط علماء تشخیص داده اند؛ چون با وجود خطوط علماء اعتماد کرده اند. حال اگر بناء باشد که نسخه یداً بید از مؤلف رسیده باشد، نیازی به این مباحث نیست.

5-   در کلمات افراد قبل صاحب وسائل که واسطه بین ایشان و متقدمین بوده است، کلماتی وجود دارد که می توان تشریفاتی بودن طرق را استفاده کرد. از جمله می توان به مرحوم ثانی اشاره کرد که طبق نقل مستدرک الوسائل ایشان فرموده اند: «اجازات العلماء کانت لمجرد التیمن و التبرک».[4]مرحوم ثانی از علمایی بوده است که طریق داشته و به علمای بعد خود اجازه می داده است، اما ایشان اجازه علماء را مجرد تیمن و تبرک می دانند.
علاوه بر اینکه از مرحوم ثانی نقل شده است که ایشان فرموده اند: «رأیت خطوط جماعة من فضلائنا بالاجاره لابناءهم عند ولادتهم».[5]روشن است که وقتی اجازه نقل حدیث به نوزاد داده می شود، نسخه ها در اختیار او قرار داده نمی شود.
علّامه حلّی در پشت کتاب قواعد قطب رازی نوشته اند: «اجزت له روایة هذا الکتاب بأجمعه و روایة جمیع مؤلفاتی و ما اجیز لی روایته و جمیع کتب اصحابنا السالفین» و در اجازه علّامه حلّی به بنی زهره همین گونه تعبیر شده است که برای این مطلب می توان به صفحه 373 از جلد سوم مستدرک الوسائل رجوع کرد.
مرحوم اول در اجازه ای که به ابن خازن داده است، فرموده اند: «فلیرو مولانا زین الدین علی بن خازن جمیع ذلک ان شاء بهذه الطرق و غیرها و الضابط أن یصح عنده السند فی ذلک لی و له». بنابراین اجازه نقل کتاب کرده است که محدود نیست بلکه هر کتابی که به نظر مرحوم اول و ابن خازن دارای سند صحیح باشد.
در اجازه محقق کرکی ذکر شده است: «أجزت له أن یروی جمیع ما للروایه فیه مدخل مما یجوز لی و عنی روایته» که محقق کرکی اجازه نقل هر چیزی که نقل آن برای محقق جایز باشد، صادر کرده است.
بنابراین اجازات حتی نسبت به عناوین تشریفاتی بوده است که با این شرائط نسخه های کتب معلوم الحال خواهند بود. نکته دیگر اینکه جناب شیخ طوسی در کتاب فهرست خود به کتب متعددی از اصحاب اشاره کرده است که برخی از کتب دارای طرق متعدد است که طرق به نسخه بسیار بعید است. علاوه بر اینکه یکی از کتبی که شیخ طوسی ذکر کرده است، کتاب اغانی ابوالفرج اصفهانی است که مشتمل بر مطالب نامناسب است، اما قابل پذیرش نیست که شیخ طوسی نسخه این کتاب را در نزد استاد خود خوانده است. علاوه بر اینکه شیخ در برخی موارد تعابیری همچون «قیل له ثلاثون کتبا» به کار برده است که حکایت از عدم رؤیت توسط خود شیخ طوسی دارد، اما در ادامه تعبیر «اخبرنا بجمیع کتبه و روایاته» را به کار می برد که وقتی همه کتب مشاهده نشده باشد، اجازه تشریفاتی خواهد شد.


[5]. خاتمه مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج2، ص11.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نکته علمی  بررسی نظر استاد سید محمود مددی در مورد حدسی یا حسی بودن قول رجالی 89194 5 2,991 10-ارديبهشت-1397, 00:03
آخرین ارسال: هادی
  بررسی شمولیت اسناد مشیخه فقیه نسبت به روی عن فلان!! فقه جواهری 3 2,276 16-بهمن-1396, 07:40
آخرین ارسال: مسعود عطار منش
Lightbulb انتشار نرم افزار اسناد شیخ صدوق اعلایی 1 3,396 21-اسفند-1394, 11:38
آخرین ارسال: اشکذری

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان