امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علم شرط فعلیت تکلیف!
#1
مشهوراصولیون علم مکلف ووصول حکم به او را شرط تنجیز می دانند اما مرحوم اصفهانی وصول را شرط فعلیت تکلیف می داند.[1]تکلیف درنگاه ایشان انشاء به داعی جعلی داعی برای مکلف است به گونه ای که امکان باعثیت محقق باشد که طبعا فرع بر وصول است. واز این امر به تمام ما بید المولی تعبیر می کنند ومعتقدند وقتی به حمل شایع حکم محقق می شود که تکلیف به مکلف برسد.درعبارتی دیگر فرمودند اصلا قوام حکم به وصول است.
استاد سه نقد به کلام ایشان دارند:اولا این نزاعی که ایشان به راه انداخته ثمره ی عملی ندارد  زیرا مرتبه ی اقتضاء که سر جای خودش است. اشتراک احکام بین عالم و جاهل هم که به قوت خود باقی است و نزاعی که ایشان مطرح کرده در این جهت تاثیر ندارد نسبت به مساله ی استحقاق عقاب هم که خود ایشان هم قبول دارند که باید حکم واصل شود تا استحقاق ثابت شود ونزاع مذکور در این جهت هم بی تاثیر است.بنابراین اختلاف صرفا در تسمیه است
ثانیا ایشان جعل حکم را انشاء به داعی جعل داعی در مکلف می دانند به صورتی که امکان باعثیت باشد اما می توان گفت قید دیگری برای تحقق بعث که تلازم با انبعاث دارد وجود دارد و آن هم منقاد بودن عبد است یعنی اگر حکم به عبد رسید و منقاد بود حرکت می کند
ثالثا دربرخی کلمات دیگر ایشان عباراتی هست که با مبنای خودشان سازگار نیست مثل این عبارت:و التعذير عن مخالفة الواقع ليس منافيا لجعل ما يمكن أن يكون داعيا بالفعل، لأن جعل المكلف معذورا في المخالفة لا يسقط ما يمكن أن يكون داعيا عن إمكان دعوته حقيقة، ایشان در موارد وجود معذر با اینکه نسبت به واقع وصولی نیست، واقع را متصف به صفت باعثیت و زاجریت امکانی می داند حقیقتا. اشکال این است که چرا فرمودید وصول در تحقق باعث امکانی دخیل است و در اینجا فرمودید دخیل نیست؟
 
 
 
 


[1] «و قد مرّ- منّا مرارا- أن فعلية كل داع متقومة بالوصول، فالانشاء بداع الارشاد قبل وصوله لا يكون إرشادا فعلا إلى ما هو خير العبد و رشده، و الانشاء بداع البعث و التحريك قبل وصوله ليس قابلا فعلا للتحريك.نهایه الدرایه ج4ص35 و«تحقيق المقام برسم أمور: منها أن حقيقة الحكم الحقيقي الذي عليه مدار الاطاعة و العصيان هو الإنشاء بداعي البعث و التحريك و جعل الداعي، و لا يتصف الإنشاء بشي‏ء من الأوصاف المزبورة و هي كونه باعثا و محرّكا و داعيا حتى يصل إلى من أريد انبعاثه و تحركه و انقداح الداعي في نفسه»نهایه الدرایه ج 3ص88
پاسخ
#2
در مورد بی ثمره بودن بحث باید گفت تحلیل حقیقت حکم و تکلیف در برخی از مسایل اصولی تاثیر جدی دارد.
بطور مثال در بحث خطابات قانونی مرحوم امام
ایشان میفرماید تکلیف در حق همگان حتی عاجزان و غافلان هم فعلیت دارد که نتایج خاص به خود مانند کشف ملاک به تبع فعلیت تکلیف و... بر آن متفرع میشود.
حال اگر گفتیم قوام تکلیف به وصول و امکان انبعاث است. طبیعتا مبنای مرحوم امام به چالش کشیده میشود.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تفویت ملاک توسط عبد در صورت مخالفت با تکلیف واقعی در ظرف شک عرفان عزیزی 0 108 10-خرداد-1399, 10:13
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  انگاره ی تکلیف بما لا یطاق بودن درفرض عدم علم به تکلیف! عرفان عزیزی 0 135 16-ارديبهشت-1399, 12:22
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  مراد از عبارت لا تکلیف الا بعد البیان عرفان عزیزی 0 136 14-ارديبهشت-1399, 12:20
آخرین ارسال: عرفان عزیزی
  استفاده از تعبیر لا تکلیف الا بعد البیان درمقابل قبح عقاب بلا بیان عرفان عزیزی 0 165 7-ارديبهشت-1399, 12:08
آخرین ارسال: عرفان عزیزی

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان