امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تعدد و عدم تعدد عقاب در صورت ترک اهم و مهم
#1
مرحوم آخوند می­فرماید: یکی از مواردی که موجب استحاله ترتب شود این است که مکلف اگر اهم و مهم را ترک کند باید دو عقاب داشته باشد و در حالی که این گونه نیست پس استحاله محال است.
استاد گنجی فرمودند: این که در ترتب دو عقاب نیست صحیح است و اما این که لازمه اش عدم صحت ترتب است صحیح نیست. اما این که تعدد عقاب وجود ندارد به این خاطر است که تفویت یک غرض قهری و غرض دیگری اختیاری است و نتیجه ان این است که یک عقاب وجود داشته باشد. چرا که اگر اهم را انجام دهد و مهم را ترک کند، تفویت غرض مهم قهری است و اگر مهم را انجام دهد و اهم را ترک کند، مقداری از غرض که تفویت شده است باز هم قهری است زیرا در حین امتثال مهم مقداری از غرض اهم را نمی­تواند استیفا کند لذا همیشه تفویت یک غرض قهری است. پس تعدد عقاب چه جایگاهی دارد؟ اما دلیل عدم ملازمه هم بعدا مطرح می­شود.
پاسخ
#2
(28-مهر-1399, 08:13)خیشه نوشته: مرحوم آخوند می­فرماید: یکی از مواردی که موجب استحاله ترتب شود این است که مکلف اگر اهم و مهم را ترک کند باید دو عقاب داشته باشد و در حالی که این گونه نیست پس استحاله محال است.
استاد گنجی فرمودند: این که در ترتب دو عقاب نیست صحیح است و اما این که لازمه اش عدم صحت ترتب است صحیح نیست. اما این که تعدد عقاب وجود ندارد به این خاطر است که تفویت یک غرض قهری و غرض دیگری اختیاری است و نتیجه ان این است که یک عقاب وجود داشته باشد. چرا که اگر اهم را انجام دهد و مهم را ترک کند، تفویت غرض مهم قهری است و اگر مهم را انجام دهد و اهم را ترک کند، مقداری از غرض که تفویت شده است باز هم قهری است زیرا در حین امتثال مهم مقداری از غرض اهم را نمی­تواند استیفا کند لذا همیشه تفویت یک غرض قهری است. پس تعدد عقاب چه جایگاهی دارد؟ اما دلیل عدم ملازمه هم بعدا مطرح می­شود.
اگر هر دو را ترک کند دو عقاب دارد چون هر امری یک اطاعت دارد و یک عصیان و عقاب لازمه عصیان است. بله اگر اهم را انجام داد به خاطر ترک مهم عقاب نمی شود چون قهری است. دو عقاب دراینجا مثل اینکه آخر وقت نماز عصر امر به عصر دارد و نماز آیات هم می خواهد بخواند و هر دورا ترک کند
پاسخ
#3
نکته مطلب این است که شما فرض کنید اهم را ترک کرده است و مهم را انجام داده است در این جا چون که اهم ترک شده است و با فرض اهم بودن، مقداری از غرض ترک شده است و این مقداری که ترک شده است قهری است. پس در هر صورت فوت مقداری از غرض قهری است. یعنی اگر اهم را انجام دهد، فوت غرض مهم قهری است و اگر مهم را انجام دهد هر چند که مقداری از غرض اهم فوت شده است ولی باز هم ان مقدار قهری است. بالاخره فرض این است که با ترتب یک امری برای مهم درست کرده اند و فرض این است که اگر مهم را انجام دهد مقداری از غرض اهم فوت میشود ولی این فوت شدن قهری است. پس اگر انجام میداد فوت مقداری از غرض قهری بود پس چرا تعدد عقاب داشته باشد؟
پاسخ
#4
(30-مهر-1399, 08:41)خیشه نوشته: نکته مطلب این است که شما فرض کنید اهم را ترک کرده است و مهم را انجام داده است در این جا چون که اهم ترک شده است و با فرض اهم بودن، مقداری از غرض ترک شده است و این مقداری که ترک شده است قهری است. پس در هر صورت فوت مقداری از غرض قهری است. یعنی اگر اهم را انجام دهد، فوت غرض مهم قهری است و اگر مهم را انجام دهد هر چند که مقداری از غرض اهم فوت شده است ولی باز هم ان مقدار قهری است. بالاخره فرض این است که با ترتب یک امری برای مهم درست کرده اند و فرض این است که اگر مهم را انجام دهد مقداری از غرض اهم فوت میشود ولی این فوت شدن قهری است. پس اگر انجام میداد فوت مقداری از غرض قهری بود پس چرا تعدد عقاب داشته باشد؟
مرحوم آخوند تعدد عقاب را در فرض ترک هر دو بیان کرد و فرمود اگر هر دو را ترک کند دو عقاب دارد. در این فرض می گوییم چون دو امر بوده یکی به اهم و دیگری به مهم و هر امری غرض دارد و با ترک آن معصیت رخ می دهد حال که هر دو را ترک کرده است دو امر دو عصیان دارد و دو استحقاق عقاب. بله اگر اهم را انجام داد ترک مهم و به تبع آن عدم عذاب قهری است.
پاسخ
#5
اشکال مطرح در کلام آقای خیشه یک پاسخ نقضی دارد و یک حلی:
پاسخ نقضی: اینکه یک مقدار از غرض قهرا تفویت میشود معنایش اینست که استیفای آن مقدار اصلا مقدور نیست پس اساسا نباید امری به آن مقدار تعلق بگیرد چون امر به غیر مقدور قبیح است در حالیکه فرض اینست که ما امر به هر دو را به نحو ترتبی پذیرفته ایم.
پاسخ حلی: اگر توانستیم از اشکالات ترتب تخلص یابیم معنایش اینست که پذیرفته ایم علیرغم غیر مقدور بین یک مقدار از غرض و عدم امکان استیفای آن با این حال مولا هر دو را مامور به قرار داده است یعنی در صدد تحصیل هر دو غرض بر آمده است با این فرض همانگونه که امر به استیفای آن غرض غیر مقدور تصحیح میشود عقابش هم تصحیح میشود. بلحاظ وجدانی هم به نظر می رسد اگر مولا گفت جان بچه ام را که در حال غرق شدن است نجات بده و الا شلاقت می زنم و عبد در پاسخ میگوید من نجات نمیدهم بعد مولا میگوید حالا که عصیان کردی و شلاق را به جان خریدی لا اقل برو نان بخر که شب گرسنه نمانیم و الا تا سه روز از غذا خبری نیست عبد میگوید من نان نمیخرم آیا بلحاظ عقلایی این عبد مستحق هر ذو عقاب(شلاق خوردن و سه روز گرسنگی) نیست. فافهم فان المقام لایخلو عن الدقه.
پاسخ
#6
و اما جواب از حضرت اقای خسرو:
اولا صرف وجود ملاک و مقتضی موجب استحقاق عقاب نمیشود. بنا بر گفته مرحوم آخوند احکام چهار مرحله دارند این مبحث در اجتماع امر ونهی فرموده است و فرموده مهم مرحله فعلیت است و همچنین در اول بحث قطع فرموده مخالفت قطع به حکم انشائی استحقاق عقوبت ندارد. پس باید مقتضی به فعلیت برسد تا استحقاق داشته باشد نه اینکه ملاک داشته و ان را ترک کرده است پس مستحق عقاب است.
ثانیا یکی از از شرایط به فعلیت رسیدن حکم وجود قدرت است. سوال این است که اگر میخواست انجام بده، یک تکلیف را میتوانست انجام بدهد و یا دو تکلیف؟ پس یک تکلیف قهرا به فعلیت نمیرسد. هر چند که در صورت ترک هر دو، فعلیت دو تکلیف وجود دارد اما تفویت در یکی از آنها قهری است.
پاسخ
#7
و اما جواب از حضرت عطار
نقض شما وارد نیست واقعا در صورت امتثال، قدرت بر یکی دارد و قدرت بر یکی ندارد ما نباید خودمان را محصور در بیان های مدرسه ای کنیم. من قبول دارم که در صورت ترک هر دو تکلیف، فعلیت هر دو محقق میشود ولی چون در فرض امتثال، یک قدرت بیشتر ندارد پس یک ملاک بیشتر تفویت نشده است. بر این نکته دقت شود: مکلف در پیشگاه خدا میگوید: بار الها من اگر هم انجام میدادم یک تکلیف را قدرت داشتم پس چرا در صورت ترک دو کتک داشته باشم. اون یک عقاب بیشتر در مقابل چیه؟
من فرقی بین ترک هر دو و انجام مهم و ترک اهم فرقی از جهت قدرت احساس نمیکنم
و اما جواب از حل شما: معنای بحث ترتب این نیست که در صدد تحصیل دو غرض بیایم. بلکه معنای ترتب این است که یک عبادت را امر دار کنیم.  اصلا ربطی به تحصیل دو غرض ندارد. علاوه بر این در بحث اجزا هم مرحوم اخوند میفرمود از حجیت امارات و اصول گاهی اوقات تفویت غرضی لازم میاید که قابل استیفا نیستند و عقابی هم ندارند.
مثالی که شما مطرح کردید به بحث ما ربطی ندارد زیرا امر دوم به صورت ترتبی نیست بلکه در فرض اعراض از امر اول است و منافاتی ندارد که دو عقاب داشته باشد زیرا معنای این که حالا که بچه را نجات ندادی برو نان بخر این نیست که به صورت ترتبی باشد ممکن است به صورت عرضی باشد و حالا که امر قبلی را عصیان کردی باشه اون سر جاش حالا برو نان بخر.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  بررسی تعدد عقاب در ترتب خیشه 4 343 30-شهريور-1399, 08:40
آخرین ارسال: خیشه
  مجعول در باب وضو و ثمره آن در بحث تعدد شرط و اتحاد جزاء خیشه 6 1,301 28-فروردين-1399, 00:07
آخرین ارسال: مسعود عطار منش
  نکته علمی  وحدت و تعدد عقاب در ترک متزاحمین فقاهت 0 2,084 15-آذر-1395, 22:43
آخرین ارسال: فقاهت

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان