امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نکاتی پیرامون اکثار روایت اجلا
#1
1-جلیل یعنی کسی که از ضعفاء بلاواسطه زیاد نقل نمیکند و به نقل استاد سید جواد شبیری از والد معظمشان غالب روات ما اینگونه اند.
2-زیاد نقل کردن بلاواسطه از ضعیف قدح یک راوی به شمار میرود لذا رجالیون اگر در مقام ذکر مدح و ذم روات برآیند و در عین توثیق وی اشاره ای به این مطلب نکنند نشان از اینست که راوی بر همان منوال غالبی بوده یعنی از اجلاست و اکثار از ضعیف ندارد.
3- اگر یک راوی را تضعیف کنند یا اصلا متعرض حالش نشوند سکوت از این نکته نشان از عدمش نخواهد بود چون دلالت سکوتیه در جایی صحیح است که در مقام توثیقش برآیند.
4- با توجه به این نکات اگر راوی ای با این خصوصیات از یک شخص مجهول الحال زیاد نقل کند نشان از وثاقت آن شخص مجهول الحال است به یکی از بیانات ذیل:
الف:ایمه رجال این شخص مجهول را ضعیف نمیدانستند و الا در حق این راوی جلیل میگفتند یروی عن الضعفاء تا بیان کنند جلیل نیست(این در واقع تمسک یه سکوت ایمه رجال برای اثبات وثاقت است)
ب: پس از اثبات جلالت راوی،نقل زیاد وی در واقع شهادت فعلیه راوی نسبت به وثاقت مروی عنه است.
ج: پس از اثبات جلالت راوی،نقل زیاد وی ما را به اطمینان می رساند که مروی عنه ثقه است.
د: اگر مجموعه ای از چند جلیل هر کدام تعداد کمی و در مجموع تعداد زیادی نقل از یک راوی داشته باشند با این فرض که قرار است به روایت وی عمل کنند به حساب احتمالات بعید است که تماما به قراین خارجیه اعتماد کرده باشند لذا اطمینان داریم فی الجمله ولو برخی از آنها در. برخی موارد آن را ثقه میدانند و اعتقاد آن ثقه جلیل برای ما حجت است یا اینکه ما را به اطمینان می‌رساند.
5- لازم به ذکر است که این تقریبات از این جهت که از باب شهادت فعلیه باشند یا اطمینان یا انسداد یا سکوت ایمه رجال... ضوابط خاص خود را دارد مثلا اگر از باب حصول اطمینان برای ما حجت باشد نیاز به تعداد بیشتری از نقل داریم نسبت به آنجایی که از باب شهادت فعلیه است.
6- در مواردی که اکثار در مستحبات باشد یا در مواردی که موید به حکم عقل است و امثال این موارد اکثار کاشفیتی ندارد(لا اقل طبق برخی از تقریبات) چون ممکن است به استناد قاعده تسامح در ادله سنن باشد یا به اعتماد تایید حکم عقل باشد نه با اعتماد به وثاقت راوی.
پاسخ
#2
(6-آبان-1399, 23:00)مسعود عطار منش نوشته: 1-جلیل یعنی کسی که از ضعفاء بلاواسطه زیاد نقل نمیکند و به نقل استاد سید جواد شبیری از والد معظمشان غالب روات ما اینگونه اند.
2-زیاد نقل کردن بلاواسطه از ضعیف قدح یک راوی به شمار میرود لذا رجالیون اگر در مقام ذکر مدح و ذم روات برآیند و در عین توثیق وی اشاره ای به این مطلب نکنند نشان از اینست که راوی بر همان منوال غالبی بوده یعنی از اجلاست و اکثار از ضعیف ندارد.
3- اگر یک راوی را تضعیف کنند یا اصلا متعرض حالش نشوند سکوت از این نکته نشان از عدمش نخواهد بود چون دلالت سکوتیه در جایی صحیح است که در مقام توثیقش برآیند.
4- با توجه به این نکات اگر راوی ای با این خصوصیات از یک شخص مجهول الحال زیاد نقل کند نشان از وثاقت آن شخص مجهول الحال است به یکی از بیانات ذیل:
الف:ایمه رجال این شخص مجهول را ضعیف نمیدانستند و الا در حق این راوی جلیل میگفتند یروی عن الضعفاء تا بیان کنند جلیل نیست(این در واقع تمسک یه سکوت ایمه رجال برای اثبات وثاقت است)
ب: پس از اثبات جلالت راوی،نقل زیاد وی در واقع شهادت فعلیه راوی نسبت به وثاقت مروی عنه است.
ج: پس از اثبات جلالت راوی،نقل زیاد وی ما را به اطمینان می رساند که مروی عنه ثقه است.
د: اگر مجموعه ای از چند جلیل هر کدام تعداد کمی و در مجموع تعداد زیادی نقل از یک راوی داشته باشند با این فرض که قرار است به روایت وی عمل کنند به حساب احتمالات بعید است که تماما به قراین خارجیه اعتماد کرده باشند لذا اطمینان داریم فی الجمله ولو برخی از آنها در. برخی موارد آن را ثقه میدانند و اعتقاد آن ثقه جلیل برای ما حجت است یا اینکه ما را به اطمینان می‌رساند.
5- لازم به ذکر است که این تقریبات از این جهت که از باب شهادت فعلیه باشند یا اطمینان یا انسداد یا سکوت ایمه رجال...  ضوابط خاص خود را دارد مثلا اگر از باب حصول اطمینان برای ما حجت باشد نیاز به تعداد بیشتری از نقل داریم نسبت به آنجایی که از باب شهادت فعلیه است.
6- در مواردی که اکثار در مستحبات باشد یا در مواردی که موید به حکم عقل است و امثال این موارد اکثار کاشفیتی ندارد(لا اقل طبق برخی از تقریبات) چون ممکن است به استناد قاعده تسامح در ادله سنن باشد یا به اعتماد تایید حکم عقل باشد نه با اعتماد به وثاقت راوی.
سلام حرف خوبی است لکن به این پرداخته نشده که شاید ائمه رجالی آن مروی عنه را نشناسند فلذا چون نمیشناسند و نمیدانند که ثقه است یا ضعیف، به مذمت مکثر نپرداخته اند، شاهد این جهالت نیز این است که اتفاقا خود ائمه رجالی به شکل مستقل به مدح و ذم آن مروی عنه نپرداختند؛ بنابراین قاعده فوق مخدوش است مگر اینکه بیانی جدید بیاید و این احتمال جهالت نزد ائمه رجالی را مندفع سازد
پاسخ
#3
استشهادتان به عدم ذکر مستقل رجالیون تمام به نظر نمی رسد چون برخی از روات مهم مثل ابراهیم بن هاشم یا دیگران هم ذکر نشده اند که توجیهات دیگری در جای خودش ذکر شده.
اصل شبهه ای که فرمودید بنابر برخی از تقریبات فوق الذکر مطرح میشود و در همان تقریبات هم شاید بتوان گفت وقتی یک راوی، مروی عنه یک جلیل یا چند جلیل است آنهم در حد اکثار بطور طبیعی شناخته میشود البته این مقدار بیش از ظن نبوده و مثلا نیاز به جریان انسداد و... دارد فتامل.
پاسخ
#4
(17-آبان-1399, 15:18)1972392352 نوشته:
(6-آبان-1399, 23:00)مسعود عطار منش نوشته: 1-جلیل یعنی کسی که از ضعفاء بلاواسطه زیاد نقل نمیکند و به نقل استاد سید جواد شبیری از والد معظمشان غالب روات ما اینگونه اند.
2-زیاد نقل کردن بلاواسطه از ضعیف قدح یک راوی به شمار میرود لذا رجالیون اگر در مقام ذکر مدح و ذم روات برآیند و در عین توثیق وی اشاره ای به این مطلب نکنند نشان از اینست که راوی بر همان منوال غالبی بوده یعنی از اجلاست و اکثار از ضعیف ندارد.
3- اگر یک راوی را تضعیف کنند یا اصلا متعرض حالش نشوند سکوت از این نکته نشان از عدمش نخواهد بود چون دلالت سکوتیه در جایی صحیح است که در مقام توثیقش برآیند.
4- با توجه به این نکات اگر راوی ای با این خصوصیات از یک شخص مجهول الحال زیاد نقل کند نشان از وثاقت آن شخص مجهول الحال است به یکی از بیانات ذیل:
الف:ایمه رجال این شخص مجهول را ضعیف نمیدانستند و الا در حق این راوی جلیل میگفتند یروی عن الضعفاء تا بیان کنند جلیل نیست(این در واقع تمسک یه سکوت ایمه رجال برای اثبات وثاقت است)
ب: پس از اثبات جلالت راوی،نقل زیاد وی در واقع شهادت فعلیه راوی نسبت به وثاقت مروی عنه است.
ج: پس از اثبات جلالت راوی،نقل زیاد وی ما را به اطمینان می رساند که مروی عنه ثقه است.
د: اگر مجموعه ای از چند جلیل هر کدام تعداد کمی و در مجموع تعداد زیادی نقل از یک راوی داشته باشند با این فرض که قرار است به روایت وی عمل کنند به حساب احتمالات بعید است که تماما به قراین خارجیه اعتماد کرده باشند لذا اطمینان داریم فی الجمله ولو برخی از آنها در. برخی موارد آن را ثقه میدانند و اعتقاد آن ثقه جلیل برای ما حجت است یا اینکه ما را به اطمینان می‌رساند.
5- لازم به ذکر است که این تقریبات از این جهت که از باب شهادت فعلیه باشند یا اطمینان یا انسداد یا سکوت ایمه رجال...  ضوابط خاص خود را دارد مثلا اگر از باب حصول اطمینان برای ما حجت باشد نیاز به تعداد بیشتری از نقل داریم نسبت به آنجایی که از باب شهادت فعلیه است.
6- در مواردی که اکثار در مستحبات باشد یا در مواردی که موید به حکم عقل است و امثال این موارد اکثار کاشفیتی ندارد(لا اقل طبق برخی از تقریبات) چون ممکن است به استناد قاعده تسامح در ادله سنن باشد یا به اعتماد تایید حکم عقل باشد نه با اعتماد به وثاقت راوی.
سلام حرف خوبی است لکن به این پرداخته نشده که شاید ائمه رجالی آن مروی عنه را نشناسند فلذا چون نمیشناسند و نمیدانند که ثقه است یا ضعیف، به مذمت مکثر نپرداخته اند، شاهد این جهالت نیز این است که اتفاقا خود ائمه رجالی به شکل مستقل به مدح و ذم آن مروی عنه نپرداختند؛ بنابراین قاعده فوق مخدوش است مگر اینکه بیانی جدید بیاید و این احتمال جهالت نزد ائمه رجالی را مندفع سازد

جهالت ائمه ی رجالی چه تاثیری دارد؟اکثار توثیق عملی توسط مکثر است وتوثیق مثلا فضل بن شاذان کم از توثیق نجاشی ندارد  در واقع اکثار مکثر بیان وثاقت است و سکوت ائمه ی رجال لا بیان است و این دو با هم منافاتی ندارد.شاید مقصودتان را خوب نفهمیده باشم بیشتر توضیح دهید
پاسخ
#5
(17-آبان-1399, 18:05)مسعود عطار منش نوشته: استشهادتان به عدم ذکر مستقل رجالیون تمام به نظر نمی رسد چون برخی از روات مهم مثل ابراهیم بن هاشم یا دیگران هم ذکر نشده اند که توجیهات دیگری در جای خودش ذکر شده.
اصل شبهه ای که فرمودید بنابر برخی از تقریبات فوق الذکر مطرح میشود و در همان تقریبات هم شاید بتوان گفت وقتی یک راوی، مروی عنه یک جلیل یا چند جلیل است آنهم در حد اکثار بطور طبیعی شناخته میشود البته این مقدار بیش از ظن نبوده و مثلا نیاز به جریان انسداد و...  دارد فتامل.

سلام همینکه به شکل عقلائی این احتمال وجود دارد که رجالیون این راوی را نشناخته باشند؛ بر تخریب استدلال کفایت میکند، بله هم محتمل است بشناسند و هم محتمل است که نشناسند؛ عجیب است شما چطور ظن به شناخت رجالیون پیدا میکنی؟ نهایت شک است نه بیشتر
پاسخ
#6
(17-آبان-1399, 18:05)مسعود عطار منش نوشته: استشهادتان به عدم ذکر مستقل رجالیون تمام به نظر نمی رسد چون برخی از روات مهم مثل ابراهیم بن هاشم یا دیگران هم ذکر نشده اند که توجیهات دیگری در جای خودش ذکر شده.
اصل شبهه ای که فرمودید بنابر برخی از تقریبات فوق الذکر مطرح میشود و در همان تقریبات هم شاید بتوان گفت وقتی یک راوی، مروی عنه یک جلیل یا چند جلیل است آنهم در حد اکثار بطور طبیعی شناخته میشود البته این مقدار بیش از ظن نبوده و مثلا نیاز به جریان انسداد و...  دارد فتامل.

اتفاقا مثال ابراهیم بن هاشم بر علیه خودتان است، ایشان علی رغم اینکه راوی پر روایتی است اما رجالیون متعرض توثیق وی نشدند تا چه رسد به روایانی که صرفا مثلا یک اکثار 20 روایته دارند؛ به نظر کاملا عقلائی است که رجالیون به دلیل عدم شناختشان نسبت به این راوی 20 روایته مثلا متعرض نشوند، این مقدمه مطوی استدلال شما که رجالیون متعرض همه راویان این چنینی میشوند از کجاست؟
پاسخ
#7
این دیگه چجور استدلالیه!!!
اگه بخواهیم استدلال شما را فنی بيان کنیم معنایش این است:
وقتی راوی معروف و پر روایتی مثل ابراهیم بن هاشم رو ذکر نمیکنند لابد نمیشناختند تا چه رسد به روات کم روایت تر.
در این استدلال مفروض گرفته شده ابراهیم بن هاشم چون شناخته نشده ذکر نشده الا چجوری میشه اولویت گرفت در حالیکه به نظر چنین احتمال محتمل نیست.
ثانیا شما میفر مایید مشناختن عقلاییا محمتل است ولی عقلای یودن منافات با ظن ندارد کما لایخفی.
میتونید اشکالات بهتری کنید مثل این که عدم ذکر امثال ابراهیم بن هاشم بخاطر جلالت و بی نیاز از ذکر دیدن بوده لذا اگر در جایی راوی ای چندان معروف نباشد مستغنی از ذکر نبوده و باید ذکر میشده و حالا که ذکر نشده احتمالا ناشناس بوده.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  فرق بین نقل و روایت مهدی خسروبیگی 0 503 19-اسفند-1398, 22:30
آخرین ارسال: مهدی خسروبیگی
Exclamation نکته علمی  شروط دلالت اکثار اجلاء بر وثاقت مروی عنه م. مظفری 7 11,781 2-بهمن-1396, 16:58
آخرین ارسال: مسعود عطار منش
  سوال  عدم تضعیف راویِ پُر روایت مهدی قنبریان 1 4,282 6-خرداد-1394, 20:09
آخرین ارسال: عالم
  سوال  کثرت روایت رضا اسکندری 0 3,011 16-آذر-1393, 19:21
آخرین ارسال: رضا اسکندری

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان