امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تفسیر تعلق اوامر به طبایع یا افراد
#1
این که اوامر به طبایع تعلق گرفته است یا افراد، تفاسیر مختلفی شده است. در اینجا به دو تفسیر پرداخته میشود. تفسیر اول از جانب مرحوم آخوند است که ایشان فرموده است: مراد از تعلق اوامر به طبایع این است که خصوصیات دخیل در غرض مولا نیست و این طبیعت است که حامل غرض است و مراد از تعلق اوامر به افراد این است که خصوصیات مامور به دخیل در غرض مولا است. مرحوم نائینی این مطلب را دیده و فرموده است:معنا ندارد که خصوصیات ماموربه دخیل در غرض مولا باشد لذا تفسیر دیگری را مطرح کرده است.
ایشان فرموده است: مراد از این که اوامر به طبایع تعلق گرفته است این است که حکم از طبیعت به افراد سرایت نمیکند و مراد از این که احکام به افراد تعلق گرفته است این است که حکم به افراد سرایت میکند. ایشان در بحث اجتماع امر و نهی از ا ین تفسیر استفاده کرده است و ثمره ای بر آن مترتب کرده است
پاسخ
#2
(28-آبان-1399, 00:29)خیشه نوشته: این که اوامر به طبایع تعلق گرفته است یا افراد، تفاسیر مختلفی شده است. در اینجا به دو تفسیر پرداخته میشود. تفسیر اول از جانب مرحوم آخوند است که ایشان فرموده است: مراد از تعلق اوامر به طبایع این است که خصوصیات دخیل در غرض مولا نیست و این طبیعت است که حامل غرض است و مراد از تعلق اوامر به افراد این است که خصوصیات مامور به دخیل در غرض مولا است. مرحوم نائینی این مطلب را دیده و فرموده است:معنا ندارد که خصوصیات ماموربه دخیل در غرض مولا باشد لذا تفسیر دیگری را مطرح کرده است.
ایشان فرموده است: مراد از این که اوامر به طبایع تعلق گرفته است این است که حکم از طبیعت به افراد سرایت نمیکند و مراد از این که احکام به افراد تعلق گرفته است این است که حکم به افراد سرایت میکند. ایشان در بحث اجتماع امر و نهی از ا ین تفسیر استفاده کرده است و ثمره ای بر آن مترتب کرده است

سلام
مراد این دو بزرگوار از فرد، عنوان فرد است یا خود فرد خارجی؟ اگر مراد همان فرد خارجی باشد که ظاهر کلامشان نیز همین است، همان شبهه معروف استحاله پیش می آید که: تعلق امر به فرد یا قبل از ایجاد فرد است و یا بعد از ایجاد؛ اگر بعد از ایجاد فرد است که تحصیل حاصل است و اگر قبل از تحقق فرد در خارج است، که معدوم است و امر به معدوم تعلق نمیگیرد بنابراین معنا ندارد که متعلق احکام افراد باشد.
پاسخ
#3
هر یک از طبیعت و فرد یک عنوان دارد و یک معنون که فگر میکنم گاهی با هم خلط میشود یعنی سرایت حکم از عنوان به معنون محال است ولی از عنوان طبیعت به عنوان فرد نه تنها محال نیست بلکه حق است ( بنابر این که حقیقت حکم اراده است ) یعنی وقتی میگوید اکرم العالم نمیشود نسبت به تک تک علماء اراده نداشته باشد ولو آن اراده از جهت تطبیق حیت کلی عالم باشد و خصوصیات فردیه دخیل نباشد.
پاسخ
#4
(29-آبان-1399, 21:12)مسعود عطار منش نوشته: هر یک از طبیعت و فرد یک عنوان دارد و یک معنون که فگر میکنم گاهی با هم خلط میشود یعنی سرایت حکم از عنوان به معنون محال است ولی از عنوان طبیعت به عنوان فرد نه تنها محال نیست بلکه حق است ( بنابر این که حقیقت حکم اراده است ) یعنی وقتی میگوید اکرم العالم نمیشود نسبت به تک تک علماء اراده نداشته باشد ولو آن اراده از جهت تطبیق حیت کلی عالم باشد و خصوصیات فردیه دخیل نباشد.

سلام حرف زیبایی بود؛ یعنی مراد این بزرگواران از کلام فوق نیز تعلق حکم از عنوان طبیعت به عنوان فرد بود؟
پاسخ
 سپاس شده توسط مسعود عطار منش
#5
در برخی مباحث مثل بحث اجتماع امر و نهی آنچه برای استحاله اجتماع باید گفته شود عنوان فرد است نه معنون فرد در حالیکه میگویند چون سرایت محال است پس مثلا اجتماع نمیشود در حالیکه ٱنچه برای استحاله کفایت میکند عنوان فرد است که اتفاقا سرلیت هم میکند.
خلاصه اینکه باید دید در هر بحثی اثر مورد نظر بر عنوان فرد است یا معنون فرد که مثلا در بحث اجتماع امر و نهی لازم نیست حتما به معنون سرایت کند حتی اگر به عنوان فرد هم سرایت کند بعث و زجر رفته روی عنوان واحد و لا اشکال فی استحالته.
پاسخ
#6
متوجه منظورشما نشدم.
عنوان فرد و عنوان طبیعت یعنی چه؟
و تعلق اوامر به طبایع و افراد رو چطور معنا میکنید؟
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مولوی بودن اوامری که به اجزاء تعلق گرفته است خیشه 2 2,295 26-دي-1397, 15:14
آخرین ارسال: خیشه

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان