امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وجوب شرعي و عقلي توبه
#1
آراء
وجوب عقلي توبه روشن است. سخن در وجوب مولوي آن است.
 
سيد يزدي ره و سيد خوئي ره: وجوب مولوي
اعلم أن أهم الأمور و أوجب الواجبات التوبة من المعاصي. العروة الوثقى (للسيد اليزدي)، ج‌1، ص: 370‌
 
لأنّها أمر مستقل غير الإتيان بالواجبات و ترك المحرمات أو عصيانهما، و للأمر بها أثر و هو استحقاق العقاب بمخالفته و تركه التوبة بحيث لو ترك الواجب و ترك التوبة عنه عوقب عقوبتين فتكون التوبة واجبة شرعاً و لا محذور فيه، فالتوبة مأمور بها بالأمر المولوي و متصفة بالوجوب شرعاً كما أنّها واجبة عقلًا، و لا مانع من أن يكون شي‌ء واحد واجباً عقلًا و شرعاً كالظلم فإنّه قبيح عقلًا و محرم شرعاً، و كما في ردّ الأمانة إلى أهلها فهو واجب عقلًا لأن تركه ظلم و واجب شرعاً، و هكذا. موسوعة الإمام الخوئي؛ ج‌8، صص: 254
 
سيد حكيم ره: وجوب ارشادي
قول: أما الآيات الشريفة المذكورة: فالظاهر منها الوجوب الإرشادي- كما يظهر من ذكر الغايات المترتبة عليها- و أما النصوص: فهي كثيرة، و قد عقد لها في الوسائل أبواباً في كتاب الجهاد، إلا أن‌ الجميع- عدا النادر منها- إنما تضمن ذكر الفوائد المترتبة عليها... و بعضها و إن تضمن الأمر بها، إلا أنه يتعين حمله على الإرشادي أيضاً إلى حكم العقل، إذ لو بني على الوجوب المولوي يلزم أن يكون تركها معصية أخرى، فتجب التوبة عنها، فيكون تركها معصية ثالثة، و هكذا، - نظير ما يقرر في وجوب الإطاعة لو كان مولوياً- فيلزم تكثر المعاصي و العقوبات بمجرد ترك التوبة في زمان، و وجوب التوبات الكثيرة الطويلة، و هو مما لا يظن الالتزام به، بل خلاف المقطوع به من الكتاب، و السنة، و مرتكزات المتشرعة، فوجوبها- كوجوب الإطاعة، و حرمة المعصية- إما فطري بملاك دفع الضرر المحتمل، أو عقلي- بناء على القول بالحسن و القبح العقليين- بملاك شكر المنعم. مستمسك العروة الوثقى؛ ج‌4، صص: 4-3
 
استاد گنجي: وجوب طريقي مولوي
این که بگوئیم توبه واجب شرعی است و عصیان آن، استحقاق آخری دارد، با ارتکاز متشرّعه سازگاری ندارد. اينكه شارع امر به توبه از گناهان مي كند براي آن است كه از عقاب آن گناهان خارج شود چيزي مانند وجوب غيري. لذا احساس نمي شود كه در خود توبه مصلحت ملزمه اي باشد كه با ترك آن مستحق عقاب شود. علاوه آنكه شارع در صدد است با توبه راه فلاح و نجاتي باز كند. اينكه به هر شكل ممكن او را از عقاب برهاند مقام مقام منت است و اين با عقابي ديگر بر ترك توبه ناسازگار است.( 064 - احکام اموات(توبه/حقیقت توبه) - سه شنبه - 94/10/29)
 
يمكن ان يقال:
ممكن است كسي اين گونه اشكال كند كه:
ملاك در امر به توبه مهم است. گاه ملاك دفع ضرر گناهاني است كه انجام داده است. در اين فرضيه حق با استاد است. گاه ديگر وجوب توبه از اين جهت است كه شكر منعم واجب است. اينكه مقتضاي مقام منعم آن است كه با معذرت خواهي و توبه، بي احترامي كه انجام شده را جبران نمايد. در اين فرضيه وجوب توبه ارتباطي به عقاب آن گناهان ندارد بلكه نفس ارتكاب گناه حتي هيچ عقابي به دنبال ندشته باشد مقتضي آن است كه بنده عذر خواهي و اظهار پشيماني نمايد و در ترك آن نيز عقوبت است زيرا وجوب ديگر، مصلحت ديگر و ترك ديگري اتفاق افتاده است.
[b]العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء[/b]
پاسخ
 سپاس شده توسط مسعود عطار منش
#2
(14-اسفند-1394, 10:07)اشکذری نوشته: سيد حكيم ره: وجوب ارشادي
...فيلزم تكثر المعاصي و العقوبات بمجرد ترك التوبة في زمان، و وجوب التوبات الكثيرة الطويلة، و هو مما لا يظن الالتزام به، بل خلاف المقطوع به من الكتاب، و السنة، و مرتكزات المتشرعة،
ایشان به سه نکته وجوب مولوی را قابل التزام نمی دانند که این سه نکته را با اشکالاتش بیان می کنیم :
1-تکثر المعاصی-2-تکثر عقوبات-3-وحوب توبه های کثیره و طویله .
و اما تکثر معاصی امری قابل فهم و قابل التزام است و در نزد عرف هم بین کسی که هتک حرمت می کند و سریع معذرت خواهی می کند و بین کسی که دیر معذرت خواهی می کند فرق است و برایشان قابل فهم است که شارع نسبت به کسی که دیرتر معذرت خواهی می کند بغض بیشتری به خر دهد .
اما تکثر عقوبت صحیح به نظر نمیرسد چون تکالیف ملازمه عقلیه با عقوبت ندارند بلکه صرفا ملازمه عرفیه دارند و با توجه به این که طبق بیان استاد و خود مرحوم حکیم تعدد عقوبت خلاف مرتکز است و از سوی دیگر مبغوضیت این تاخیر برایشان قابل درک است این ملازمه عرفیه در اینجا وجود ندارد فتأمل .
وجوب توبه های کثیر و طویل هم لازم نمی اید چون می تواند بخاطر تاخیرش هر قدر که بوده توبه کند و کافی است از تمام این تاخیرات یک آن پشیمان شود و بازگردد .
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان