امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی امتنان در حدیث رفع
#1
برفرض پذیرش اصل امتنان در حدیث رفع

حکم عقل با صرف نظر از حدیث رفع,
یا قبح عقاب بلابیان است؛
و یا وجوب دفع ضرر محتمل.

اگر اولی باشد که حدیث رفع امتنانی نداشته
بلکه ارشاد به حکم عقل است.

واگر دومی باشد گرچه مفاد حدیث امتنان بر امت بوده
لکن مخالف نظر مشهور در پذیرش برائت عقلی
-ورود قبح عقاب بلابیان بر وجوب دفع ضررمحتمل- است.
پاسخ
#2
در تبیین مطلب میتوان گفت:

برخی اصل امتنان در حدیث را منکر شده وبرخی هم قائل به نفی برائت عقلی شده اند

فرض پذیرش امتنان و برائت عقلی با هم قابل جمع نیست مگر تفسیر دیگری از امتنان ارائه شود.
پاسخ
#3
در پاسخ به این اشکال می توان گفت:
قاعده قبح عقاب بلا بیان، قاعده ای منجز نبوده بلکه مشروط به عدم بیان شرعی است و در فرض ورود دلیل شرعی بر لزوم احتیاط در شبهات و به عبارتی دیگر ورود دلیل بر منجزیت احتمال، قبح عقاب بلا بیان جریان ندارد بلکه عقل حاکم به لزوم احتیاط در این موارد به علت ورود بیان است. مطابق این بیان، حکم شارع به برائت در شبهات بدویه که ملازم با عدم تنجیز احتمال و عدم جعل احتیاط است، مطابق امتنان است. پس امتنانی بودن حدیث رفع ظاهرا صحیح بوده و اشکال پیش گفته بر آن وارد نیست. به همین سبب در فقره ما لا یطیقون و رفع نسیان، برای تصحیح امتنانی بودن، مراد از ما لا یطیقون، حرج و مراد از نسیان مواردی که تحفظ امکان داشته، معنا شده که عقلا امکان تکلیف در آنها وجود دارد. 
پاسخ
 سپاس شده توسط 82036
#4
(16-بهمن-1395, 17:56)احسنی نوشته:
در پاسخ به این اشکال می توان گفت:
قاعده قبح عقاب بلا بیان، قاعده ای منجز نبوده بلکه مشروط به عدم بیان شرعی است و در فرض ورود دلیل شرعی بر لزوم احتیاط در شبهات و به عبارتی دیگر ورود دلیل بر منجزیت احتمال، قبح عقاب بلا بیان جریان ندارد بلکه عقل حاکم به لزوم احتیاط در این موارد به علت ورود بیان است. مطابق این بیان، حکم شارع به برائت در شبهات بدویه که ملازم با عدم تنجیز احتمال و عدم جعل احتیاط است، مطابق امتنان است. پس امتنانی بودن حدیث رفع ظاهرا صحیح بوده و اشکال پیش گفته بر آن وارد نیست. به همین سبب در فقره ما لا یطیقون و رفع نسیان، برای تصحیح امتنانی بودن، مراد از ما لا یطیقون، حرج و مراد از نسیان مواردی که تحفظ امکان داشته، معنا شده که عقلا امکان تکلیف در آنها وجود دارد. 

با تشکر از ارائه مطالب تون
بنابراین اگر احتیاط شرعی نسبت به شبهه بدویه تمام بوده و به برکت حدیث رفع، وتعارض با آن موضوع برائت عقلی منجز شود، امتنانی بودن آن ثابت است زیرا به جهت تعارض موجب اثبات برائت عقلی شد.
لکن بنابر نظر صحیح که ادله احتیاط شامل شک بدوی نشده و یا دال بر استحباب است موضوع حکم عقل به قبح عقاب بلابیان باصرف نظر از این حدیث شریف منجز بوده و دلیلی بر بیان وجود ندارد بنابراین در صدور این روایت امتنانی نخواهد بود.
پاسخ
#5
در تکمیل فرمایش آقای احسنی عرض می کنم :
اولا امتنانی بودن حدیث رفع به معنای این نیست که تک تک فقرات حدیث رفع باید امتنانی باشد بلکه اگر محموع من حیث المجموع ولو بخاطر امتنانی بودن بعضی فقرات ، امتنانی شود کافی است و روایت ظهور واضحی در بیش از این مقدار ندارد .
ثانیا اگر امتنانی بودن تک تک را هم لحاظ کنیم فرمایش آقای احسنی متین بوده و اشکال 82036 به ایشان وارد نیست زیراهمین که می گوئید ادله احتیاط شامل شبهات بدویه نمیشود ، به معنای عدم جعل احتیاط با این ادله است و و این امتنان است و حدیث رفع نیز می تواند برای بیان همین عدم جعلی باشد که شما می گوئید .
پاسخ
#6
(5-اسفند-1396, 08:07)مسعود عطار منش نوشته: در تکمیل فرمایش آقای احسنی عرض می کنم :
اولا امتنانی بودن حدیث رفع به معنای این نیست که تک تک فقرات حدیث رفع باید امتنانی باشد بلکه اگر محموع من حیث المجموع ولو بخاطر امتنانی بودن بعضی فقرات ، امتنانی شود کافی است و روایت ظهور واضحی در بیش از این مقدار ندارد .
ثانیا اگر امتنانی بودن تک تک را هم لحاظ کنیم فرمایش آقای احسنی متین بوده و اشکال 82036 به ایشان وارد نیست زیراهمین که می گوئید ادله احتیاط شامل شبهات بدویه نمیشود ، به معنای عدم جعل احتیاط با این ادله است و و این امتنان است و حدیث رفع نیز می تواند برای بیان همین عدم جعلی باشد که شما می گوئید .
اول: که فرض در لزوم امتنانی بودن هر فقره به صورت جداگانه است.
دوم: عدم شمول ادله احتیاط نسبت به شبهه بدوی به جهت قصور مقتضی است. و امتنانی از حدیث رفع نمی باشد.
پاسخ
#7
سئوال : چرا ادعا می کنید فرض امتنانی بودن تک تک است ؟
ثانیا قرار نیست امتنان از ناحیه حدیث رفع ایجااد شود بلکه حدیث رفع می تواند اخبار از یک امتنانی باشد که از ناحیه شارع اتفاق افتاده و همین عدم مقتضی که می فرماید بهر حال از جانب شارع است و این که احتیاط جعل نکرده امتنان است و حدیث رفع هم در حال گزراش دادن همین مطلب است . اشکال کار اینجاست که مفروض می گیریم خود قضایای شرعیه یک انشاء و جعل بوده و قرار است حقیقتی را در عالم ایجاد کند در حالیکه این اصل مفروض هیچ دلیلی نداشته و همین مقدار که حدیث رفع اخبار از عدم جعل احتیاط توسط شارع باشد لسان امتنانی بودنش را توجیه می کند .
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محسن حائری
#8
(6-اسفند-1396, 07:56)مسعود عطار منش نوشته: قرار نیست امتنان از ناحیه حدیث رفع ایجاد شود بلکه حدیث رفع می تواند اخبار از یک امتنانی باشد که از ناحیه شارع اتفاق افتاده و همین عدم مقتضی که می فرماید بهر حال از جانب شارع است و این که احتیاط جعل نکرده امتنان است و حدیث رفع هم در حال گزراش دادن همین مطلب است . 

وقتی گفته می شود حدیث رفع در مقام امتنان است و واژه عن امتی اقتضای امتنان دارد، منظور ایجاد امتنان توسط این فقره هست
نه اینکه کاشف از یک امتنان باشد
پاسخ
#9
(15-اسفند-1396, 12:54)82036 نوشته: وقتی گفته می شود حدیث رفع در مقام امتنان است 

امتنانی بودن و نبودن حدیث رفع آثار مهمی در فقه دارد
آنهائی که حدیث رفع را امتنانی می دانند گفته اند در برخی موارد نفی قید زائد  خلاف امتنان لازم آید چون موجب تکلیف جدید می شود
حدیث در آن موارد جاری نخواهد بود.
پاسخ
#10
اضافه بر فرمایش عزیزان نسبت به «عدم جعل احتیاط از جانب شارع»، می‌توان به این نکته هم اشاره کرد که اطلاق حدیث اقتضا دارد که تکلیف حتی قبل از فحص هم رفع شده باشد، حال این که قبح عقاب بلا بیان فقط در فرض فحص و یأس جاری می‌شود. درست است که این اطلاق در مورد شبهات حکمیه با ادله‌ی دیگر تقیید خورده، اما در هر صورت همین که در شبهات موضوعیه مولی لطف کرده و در فرض عدم فحص هم تکلیف را از عهده‌ی مکلفین برداشته، قطعا امتنان است.
پاسخ
 سپاس شده توسط مسعود عطار منش


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان