امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
توضیحاتی از حدیث ضرار (قسمت دوم)
#1
این بیانات توسط استاد شمس در نجف اشرف در تاریخ 21 مرداد 1396 بیان گردیده است.

باسمه تعالی
إِذْ لَا بُدَّ فَإِنَّهُ كَانَ وَ اللَّهِ بَعِيدَ الْمَدَى شَدِيدَ الْقُوَى يَقُولُ فَصْلًا وَ يَحْكُمُ عَدْلًا يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِكْمَةُ عَنْ لِسَانِهِ يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيَا وَ زَهْرَتِهَا وَ يَأْنَسُ بِاللَّيْلِ وَ ظُلْمَتِه‏ .....
یقول فصلا و یحکم عدلا
حضرت به منازعات خاتمه می داد و به حق حکم می کرد.
این ویژگی به صورت کامل از ویژگی های معصوم است. اما در مراتب پایین تر می تواند برای علما هم صورت پذیرد. یعنی عالم می تواند حجتی برای تمییز بین حق و باطل گردد. یعنی با استدلال خود کاری می کند که علم حاصل می شود به حق یا در مسائل فرعی و فقهی وقتی فتوا می دهد حجت تعبدی و فصل الخطاب تعبدی حساب می شود.
برخی این ویژگی را از خود دور می بینند که روزی فقیه ای شوند که سخنانشان حجت برای تمییز حق و باطل گردد. از علمای برزگ کسانی که به این مرتبه رسیدند همگی جزء افراد خاص و نابغه نبودند. (اگرچه برخی اینگونه بودند.) با زحمت و فعالیت و عدم پراکندگی وقت به این درجه رسیدند.
حضرت آیت الله تبریزی (رحمه الله) به حسب ظاهر استعداد خوبی داشت ولی عمده در رسیدن به این مرحله به جهت پشتکار ایشان بود.
من (استاد شمس) سالی در روز عید نوروز قم بودم. خواستم خدمت استاد (آیت الله تبریزی) رسیدم. خدمت ایشان رسیدم کسی خدمتشان نبود. دیدم ایشان مشغول نوشتن کتاب الحج بودند. ایشان می فرمودند من 40 سال طعم تعطیلی را نشنیدم.
علامه طباطبایی رحمه الله می فرمودند: 12 سال در نجف روزی (غیر از عاشورا) نبود که من مطالعه نکرده باشم.
امثال شهید مطهری از میان طلاب معمولی بودند.
يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِكْمَةُ عَنْ لِسَانِهِ
مانند کوهساری که از جوانبشان مانند آب، علم فواران می کرد.
روحانی باید به طوری باشد که از سخنش علم و حکمت را بیاموزند. مجالس بسیاری از بزرگان بسیار آموزنده بوده است.
يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيَا وَ زَهْرَتِهَا
حضرت نسبت به زرق و برق دنیا استیحاش داشت.
استیحاش و وحشت در عربی در مقابل انس است نه اینکه به معنای ترس باشد. ایشان نسبت به زرق و برق دنیا بیگانه بود.
وَ يَأْنَسُ بِاللَّيْلِ وَ ظُلْمَتِه
در مقابل با تاریکی شب انس داشت.
برای امثال ما که لباس و طریق آنها را اختیار کردیم بسیار مهم است که نه تنها عملا از دنیا دوری کنیم بلکه حالت استیحاش داشته باشیم. برخی به خاطر تقوا در مقام عمل، از برخی از امکانات و رفاهیات را استفاده نکنند ولی در دلشان دوست دارند. این مرتبه برای کمال انسان مطلوب نیست. برای رسیدن به مرتبه استیحاش نیاز به تمرین دارد. باید به طوری باشیم که اگر ضرورت هم اقتضا کرد آن را هم با اکراه انجام دهیم.
در روایت آمده که حضرت امیر علیه السلام لباس خشن را دوست داشت.
در روایت جالبی است که امام صادق علیه السلام فرمودند که زمان حضرت علیه السلام فرق می کرد. بعد فرمودند که وقتی حضرت مهدی علیه السلام ظهور کند، لباسش لباس علی علیه السلام است. این طور دوری از زحارف دنیا مطلوب است.
در کنار امیرالمومنین علیه السلام قرار داریم و همه معارف با عنایت خودشان به دست می آید. گاه ممکن است با دیدن طلاب نجف انسان حسرت بخورد. این ارزش دارد ولی تنها این نیست. نباید تصور این باشد که اگر حضرت بخواهد چیزی به انسان بدهد باید در کنار ایشان حضور ظاهری داشته باشد.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  توضیحاتی از حدیث ضرار (قسمت اول) meisam 0 35 14-شهريور-1396, 23:42
آخرین ارسال: meisam
  معنای میزان الاعمال بودن امیرالمومنین علیه السلام (قسمت دوم) meisam 0 34 14-شهريور-1396, 20:47
آخرین ارسال: meisam
  معنای میزان الاعمال بودن امیرالمومنین علیه السلام (قسمت اول) meisam 0 36 14-شهريور-1396, 20:17
آخرین ارسال: meisam

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان