امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
توثیق مفضل بن عمر
#1
                                                    وثاقت مفضّل بن عمر [1]
یکی از راویانی که از اصحاب امام صادق علیه السلام به شمار می رود و روایاتی نیز در موضوعات مختلف از آن حضرت نقل کرده است مفضل بن عمر می باشد .در مورد شخصیت رجالی وی دو گونه تعبیر در روایات وارد شده است که برخی بیانگر مدح و برخی دیگر بیانگر قدح وی می باشند.
مرحوم آیت الله خویی در معجم رجال الحدیث در دو مقام نسبت به مفضل بن عمر بحث می کنند .ایشان در مقام اول به بیان امارات وثاقت مفضل می پردازند و در مقام دوم نیز روایات ذم او را نقل و در صدد توجیه آن ها بر می آیند.ایشان در قسمت امارات وثاقت مفضل, روایاتی را در مدح وی نقل می کنند از جمله اینکه امام صادق علیه السلام در مورد او تعابیری همچون « رَحِمَهُ اللَّهُ كَانَ الْوَالِدُ بَعْدَ الْوَالِدِ» را به کار می برند .
ایشان در ادامه تعدادی از روایت در مورد مذمت مفضل را نیز نقل کرده اند که در آن ها تعابیری همچون « يا كافر يا مشرك ما لك و لإبني»« برئ الله و رسوله منه»  آمده است  .علاوه بر روایات ذامه , تعابیری در کتب رجالی در مورد او مطرح شده است که قادح شخصیت وی می باشد از جمله اینکه مرحوم ابن غضائری در کتاب خود او را خطابی می خواند.« ضعيف متهافت خطابي»[2] . مرحوم کشی نیز در رجال خود او را خطابی می خواند «إنه رجع خطابيا بعد استقامته»[3] محقق خوییدر جمع بین تعبیرات مادحه و ذامه , نکاتی را ذکر می کنند که به طور مختصر بیان می کنیم :
1.انکار خطابی بودن مفضل: ایشان می گویند: خطابی بودن وی ثابت نشده است . آنچه در کتاب ابن غضائری آمده است  حجت نیست زیرا  نسبت این کتاب با مولف مشخص نیست. نجاشی می گوید کتاب ابن غضائری از بین رفت و اینکه علّامه مطالبی را به اسم او نقل می کند ثابت نیست .زیرا بعضی از ورثه اش کتاب هایش را تلف کردند .با اینکه خودش شخص جلیل القدری است .بنابراین تضعیف علامه که از ابن غضائری نقل می کند قابل اعتناء نیست .
کلام مرحوم کشی نیز مبنی بر خطابی بودن وی ، کلامی است که شاهدی ندارد و همین که با خطابی ها رفت و آمد داشته است، لازمه اش خطابی شدن نیست .بلکه می توان گفت شاهدی بر عدم خطابی شدنش داریم و آن اینکه نجاشی گوید : «قیل کان خطابیّا».تعبیر قیل، إشعار به عدم قبول این قول است .[4]
2.ضعف سندی روایات ذامه : روایات ذم او غالبا ضعیف السند هستند .به غیر از سه روایت که قوی السند هستند  و باید این روایات را نیز مانند روایت ذامه ی زراره توجیه کرد .زیرا توان مقابله با روایات مدح او را ندارند .انسان با مشاهده ی روایات کثیره در مدح او که برخی شان صحیح هم هستند علم اجمالی به صدور این روایات پیدا می کند.
3.روایات ذامه همه از امام صادق علیه السلام نقل شده اند و حال آنکه روایات مادحه از امامان بعدی هم صادر شده است .لذا احتمال دارد  تمامی این مذمت هایی که در شان او آمده است به دلیل همان مساله ی امامت اسماعیل بوده باشد و از روایات مدح او ، می توان فهمید که او بعد از موت اسماعیل به راه راست هدایت شده است.
4.کفایت کتاب توحید در اثبات وثاقت : در إثبات وثاقت مفضل بن عمرو، همین بس که او کتابی به نام  التوحید از امام صادق علیه السلام نقل کرده است .
5.توثیق شیخ مفید : شیخ مفید نیز او را توثیق کرده است و تضعیفات وارده از نجاشی باید توجیه شوند .
سپس محقق خویی در توجیه کلمات نجاشی می فرمایند :
«باید در کلمات نجاشی به طور تفصیلی توضیح داد .اما اینکه نجاشی او را فاسد المذهب می داند , با قول شیخ مفید که او را از فقهاء صالحین و از اصحاب خاص امام صادق علیه السلام شمرده است در تعارض است وما کلام شیخ مفید را{ به دلیل تعارض کلام نجاشی با روایات مادحه} ترجیح می دهیم. اما اینکه نجاشی او را مضطرب الروایه شمرده است گرچه صحیح است لکن کاشف از عدم وثاقت نخواهدبود .»[5]
مناقشاتی بر کلام محقق  خویی
1.اینکه فرموده اند کتاب توحید مفضل در وثاقت او کفایت می کند صحیح نیست .زیرا :
اولاً:  راوی این کتاب خود مفضل است و وثاقت وی نیز اول الکلام است .
ثانیا : در صحت إسناد کامل این کتاب به امام تردید وجود دارد به دلیل متن آن که احادیث آن بعضاً مشوّش است و مضمون آن نیز در برخی موارد عجیب است و باید حتما توجیه شود .بعضاً هم با مسایل علمی سازگار نیست.
ثالثا: این کتاب بعد از مشاجره ی مفضل با شخصی کافر رخ داده است که امام از این فرصت استفاده کردند  و مطالب توحیدی را به مفضل آموختند و این هیچ دلالتی بر وثاقت مفضل ندارد.[6]
2.کلام ایشان  در مورد بی دلیل بودن کلام کشی در مورد خطابی بودن مفضل ،صحیح نیست .زیرا در موارد دیگری هم که کشی شهادت به مطلبی می دهد خود مرحوم  خویی دنبال شاهد نمی گردد و اصاله الحسّ را جاری می کند. علاوه بر اینکه شاهد کشّی ذکر روایاتی بود که مفادش این بود که مفضل با خطابیه همراه بوده است و حرف های غلو آمیز از او نقل شده است .همین مطالب، برای شاهدبودن بر خطابی بودن وی کافی است .
3.تعبیر نجاشی «قیل» در مورد خطابی بودن مفضل  به هیچ عنوان مشعر به ضعف این قول نیست.
4.آقای خویی روایات ذامّه را غالباً ضعیف می دانند .در حالی که روایات مادحه ازلحاظ ضعف راویان، کمتر از ذامه نیستند . ایشان روایات ذامه را می گویند باید به أهلش واگذار کرد و طبق روایات مادحه نظر داد .سوال ما این است که چه فرقی می کنند ؟؟کدام مرجّح باب تعارض را جاری کردند و روایات ذامه را کنار گذاشتند ؟
وجه مختار برای وثاقت مفضل
تنها وجه صحیح برای وثاقت ایشان این است که روایات ذامه فقط از امام صادق علیه السلام صادر شده و روایات مادحه از امامان بعدی است و احتمال قوی وجود دارد زمانی که مفضل با اسماعیل بوده و او را ترویج می کرده ,امام در آن زمان  اورا قدح کرده باشند و بعد از آن دیگر ذمی در مورد او شنیده نشده؛ بلکه مدح نیز صادر شده است. مانند خود امام صادق علیه السلام که بعد از مرگ اسماعیل برای مفضل تسلیت فرستاده است. لذا از مجموع این روایات می توان استفاده کرد که حالت او حالت استقامت بوده است .


[1] .برداشتی از درس فقه حضرت استاد شهیدی پور .توسط سید رضا حسنی .
[2] .رجال ابن داود ص 519 از ابن غضایری نقل می کند .
[3] .رجال کشی ص 169.
[4]. معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرجال، ج‌19، ص: 331.
[5] معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرجال، ج‌19، ص: 331.
[6] .علاوه براینکه طبق نظر بعضی از محققین معاصر , بعید نیست این کتاب تالیف اسماعیلیان و در زمان حکومت فاطمی ها در مصر بوده باشد.نگاهی به دریا .ایت الله سید احمد مددی ص 122.(نگارنده)
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان