امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نکته ای در مورد سیره عقلا
#1
حضرت استاد گنجی در درس خارج اصول جلسه 13/10/96 فرمودند: (لینک جلسه)

سیره عقلا در صورتی حجت است که در دایره احکام شرعیه هم جریان پیدا کرده و در مرئا و مسمع معصوم بوده و ایشان ردع نکرده باشد. اما در صورتی که سیره ای در امور روزمره مردم وجود داشته باشد اما در دایره احکام شرعیه وارد نشده باشد هر چند در آینده، به شرعیات وارد می شود نمی توان از سکوت ائمه معصومین علیهم السلام، عدم ردع را احراز کرد؛ زیرا لزومی ندارد حضرات معصومین از سیره ایی که مورد قبولشان نیست اما در زمان ایشان وارد دایره احکام نشده است هر چند به امور روزمره مردم وارد شده است ردع کنند.

به عنوان مثال سیره عقلا بر این است که به آراء متخصص میت اخذ می کنند مثلا اگر دکتر که فوت کرده و لکن نظریه ای دارد آن را اخذ می کند چنین سیره ای در زمان ائمه هم بوده است و لکن به حیطه شرعیات وارد نشده است مثلا در زمان ائمه سیره بر این نبوده که از مجتهد میت، تقلید کنند لذا نمی توان از سکوت ائمه معصومین، عدم ردع را احراز کرد زیرا لعل عدم ردع ایشان از باب عدم تحقق موضوع بوده است.

مگر بنا بر مبنای شهید صدر، ایشان در سیره عقلا ادعا کرده است جری فعلی در سیره عقلا لازم نیست ارتکاز عقلائی کافی است همین که سیره ای در زمان معصوم در ارتکاز عقلا باشد و در معرض این باشد که تسری کند به احکام شرعیه و بیاید در حوزه دین، کفایت می کند.
پاسخ
#2
(23-دي-1396, 23:31)یا صاحب الزمان نوشته: حضرت استاد گنجی در درس خارج اصول جلسه 13/10/96 فرمودند
سیره عقلا در صورتی حجت است که در دایره احکام شرعیه هم جریان پیدا کرده و در مرئا و مسمع معصوم بوده و ایشان ردع نکرده باشد اما در صورتی که سیره ای در امور روزمره مردم وجود داشته باشد اما در دایره احکام شرعیه وارد نشده باشد هر چند در آینده، به شرعیات وارد می شود نمی توان از سکوت ائمه معصومین علیهم السلام، عدم ردع را احراز کرد زیرا لزومی ندارد حضرات معصومین از سیره ایی که مورد قبولشان نیست اما در زمان ایشان وارد دایره احکام نشده است هر چند به امور روزمره مردم وارد شده است ردع کنند به عنوان مثال سیره عقلا بر این است که به آراء متخصص میت اخذ می کنند مثلا اگر دکتر که فوت کرده و لکن نظریه ای دارد آن را اخذ می کند چنین سیره ای در زمان ائمه هم بوده است و لکن به حیطه شرعیات وارد نشده است مثلا در زمان ائمه سیره بر این نبوده که از مجتهد میت، تقلید کنند لذا نمی توان از سکوت ائمه معصومین، عدم ردع را احراز کرد زیرا لعل عدم ردع ایشان از باب عدم تحقق موضوع بوده است.
مگر بنا بر مبنای شهید صدر، ایشان در سیره عقلا ادعا کرده است جری فعلی در سیره عقلا لازم نیست ارتکاز عقلائی کافی است همین که سیره ای در زمان معصوم در ارتکاز عقلا باشد و در معرض این باشد که تسری کند به احکام شرعیه و بیاید در حوزه دین، کفایت می کند
لطفا مطلب رو با یک فونت دیگری بذارید این فونت مشکل دارد ضمن اینکه مطلب خیلی خوبی است
پاسخ
#3
به نظر می رسد برای قضاوت بین مبنای شهید صدر و مبنای حضرت استاد گنجی باید این مطلب را دنبال کرد که آیا ائمۀ معصومین علیهم السلام نسبت به آیندگان وظیفۀ بیان احکام را داشتند یا خیر که اگر داشته باشند حرف شهید صدر مقبول می شود ولی اگر وظیفه نداشته باشند سئوال دیگری مطرح می شود که آیا علیرغم این که چنین وظیفه ای نداشتند از روی لطف و فضلشان نسبت به آیندگان در مقام بیان احکام وارد شده اند یا خیز که اگر ثابت شود در مقام بیان بودند باز هم حرف شهید صدر مقبول می شود و الا حتی اگر شک کنیم نیز حرف حضرت استاد گنجی مورد قبول است .
یکی از روزنه های محتمل الدخل در کشف حقیقت در این بحث نظر به روایاتی است که در تفسیر آیه شریفه «لکل قوم هاد» وارد شده است ؛ در این روایات که تعدادشان هم کم نیست اشاره به این مطلب شده است که کل امام هاد للقرن الذی هو فیهم که اطلاق لفظ هاد اقتضا می کند جمیع شئون هدایت هر امامی منحصر به مردم عصر خویش باشد .
پاسخ
#4
آنچه آقای عطار منش فرمودند خوبست ولی اگر امری در ارتکاز عقلا وجود داشته باشد و در معرض عمل باشد و از آن ردع نشود عرفا تایید آن سیره توسط آن امام محسوب میشود حتی اگر وظیفه ای نسبت به آیندگان وجود نداشته باشد
در حالی که قطعا امامت ائمه و جمیع شوون ولایت آنها منحصر در عصر خویش نبوده بلکه مکررا نسبت به آیندگان اهتمام داشته و روایاتی نسبت به آنها وارد شده است ولا اقل عرف چنین برداشتی از امامت ائمه داشته و همین مقدار برای تایید فرمایش شهبد صدر کافی است
پاسخ
#5
اولا با پذیرش این که اینگونه موارد به عرف القاء شده باشد ولی اگر ارتکازی به مرحلۀ عمل نرسیده باشد و این ارتکاز را خود معصوم ایجاد نکرده باشد عرف به چه ملاکی برای معصوم وظیفه بیان قایل است ؟ 
ثانیا این که ائمه معصومین علیهم السلام نسبت به مردم تمام اعصار وظیفۀ بیان داشته اند مسلم نیست بلکه شواهدی بر خلاف آن هست مثل روایات متعددی که مضمونش چنین است : کل امام هادٍ للقرن الذی هو فیهم که اطلاقش جمیع شئون هدایت را می گیرد و این که در بعضی موارد دیده می شود نسبت به آیندگان هم اهتمام داشتند چه بسا از سر تفضل باشد و معلوم نیست در تمام امور این گونه باشد و بتوان بعنوان یک اصل از آن استفاده کرد.
پاسخ
 سپاس شده توسط مومن
#6
(29-دي-1396, 13:18)فقه جواهری نوشته: لطفا مطلب رو با یک فونت دیگری بذارید این فونت مشکل دارد ضمن اینکه مطلب خیلی خوبی است
با تشکر
اصلاح گردید.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نظر استاد گنجی در مورد موضوع علم و انکار وحدانیت آن یا صاحب الزمان 0 137 8-بهمن-1396, 18:49
آخرین ارسال: یا صاحب الزمان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان