مباحثه، تالار علمی فقاهت

نسخه‌ی کامل: دو استحقاق عقاب درتشریع !
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
شهید صدر دربحث تزاحم حفظی احتمال اباحه ی اقتضایی که ملاکش اقوی از وجوب یا حرمت باشد را قبول کرده.استاد معتقدند اگر قرار باشد احتمال منجز باشد احتمال چنین اباحه ای هم تکلیفی متوجه عبد می کند و آن عدم نقض آزادی و ارخاء عنان است .یکی از مواردی که شخص می تواند ملاک اباحه را تفویت کرده و آزادی تشریعی خود را نقض نماید تشریع است شخص می داند که اباحه است ولی برای خودش الزام کند آقای حائری در نقد بر ما نوشته اند که این جا ها به دلیل تشریع عقاب می شود و در نفس مخالفت با اباحه مشکلی نیست. ما می گوییم هم تشریع محرم است وهم ملاک اباحه را تفویت می کند. او با الزام خود آزادی را از میان برده است. این تفویت ملاک اشکال دارد. ومانعی ندارد که فعل واحد معنون به دو عنوان محرم باشد و دو استحقاق عقاب بیاورد 98/10/23
در اصل این کبری که فعل واحد می تواند دو عنوان محرم داشته باشد بحثی نیست و لکن صغرویا دو ابهام وجود دارد :
1- در اینجا فعل واحد نیست چون تشریع یعنی حرام دانستن یک حلال و تدین به آن که امری جوانحی و درونی است ولی تفویت غرض ترخیص با التزام خارجی حاصل می شود و ربطی به عالم علم و اعتقاد ندارد پس یکی جوانحی و دیگری جوارحی است اللهم الا ان یقال که نفس خرام دانستن ولو التزام خارجی نیاورد ثقل و سنگینی درونی برای عبد ایجاد نموده و خلاف مصلحت ترخیص است .
2- استاد به چه دلیل تامین مصلحت ترخیص را لازم دانسته و بالتبع تارکش را مستحق عقاب می دانند چون پر واضح است که غرض داشتن مولا ملازمه ای با این که آن را بر عهدۀ عبد بگذارد وجود ندارد اللهم الا ان یقال که بناء عقلائ بر اینست که مع العلم بالغرض خود را موظف می دانند و شارع هم به همین بناء اکتفاء نموده است فتأمل جدا .
راجع به ابهام اول به نظر می رسه هم ثقل جوانحی وجود دارد کما اینکه با لسان دعا خودتان فرمودید و ممکن است شارع همین مقدار را هم مطلوب نداند علاوه بر اینکه ثقل جوارحی هم وجود دارد زیرا وقتی طرف تشریع می کند خارجا هم جانب وجوب یا حرمت را می گیرد نه اباحه ی مقصود شارع

راجع به ابهام دوم هم باید توجه داشت که استاد طبق مبنای شهید صدر که اباحه ی اقتضایی می تواند ملاکش اقوی از لزوم هم باشد این بحث را مطرح می کنند از طرفی هم نفس احتمال منجز است لذا اگر طرف ملاک لزومی را تفویت کند مستحق عقاب است آن وقت اباحه ای که ملاکش از لزوم قوی تر است تفویتش استحقاق عقاب نداشته باشد؟! لذا نیازی به دعای دومی که فرمودید نیست