امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مراتب انصراف كدامند؟ و كدام يك از آنها مانع از اطلاق است؟
#1
 
مراتب انصراف كدامند؟ و كدام يك از آنها مانع از اطلاق است؟

از كلام‏ مرحوم آخوند استفاده مى‏شود كه انصراف داراى مراتبی است: مرتبه اوّلانصراف به نحو تداعی و خطور اولی است 
مرتبه دوم ‏ انصراف ، انصراف بدوى‏ است.
انصراف بدوى به اين معناست كه وقتى انسان مطلق را از مولا مى‏شنود، بلافاصله ذهنش انصراف به مقيّد پيدا مى‏كند، امّا وقتى تأمّل كرد مى‏بيند اين انصراف وجهى‏ نداشته است وجود چنين انصرافى همانند قسم قبلی نمى‏تواند مانع از اطلاق باشد.

 مرتبه سوم اين است كه انصراف، مستند به‏ قدر متيقّن در مقام تخاطب‏ باشد. طبق مبناى مرحوم آخوند- كه قدر متيقن در مقام تخاطب را مانع از اطلاق مى‏دانست- انصرافى كه مستند به قدر متيقن در مقام تخاطب باشد، مانع از انعقاد اطلاق است.

مرتبه چهارم اين است كه مطلق، ظهور در معناى مقيّد داشته باشد، نه به اين معنا كه مطلق، در مقيّد استعمال شده باشد، يعنى لفظ مطلق، به واسطه كثرت استعمال در مقيّد- آن‏هم استعمال حقيقى، نه مجازى- ظهور در مقيّد پيدا مى‏كند. و از اين جهت، شبيه مجاز مشهور مى‏شود، در مجاز مشهور نيز ظهورى مستند به شهرت وجود دارد. البته نمى‏خواهيم بگوييم: «در ما نحن فيه، استعمال مجازى مطرح است» بلكه مى‏خواهيم بگوييم: «اگر استعمال مطلق به حدّى شهرت پيدا كرد، كه- با استناد به آن شهرت- ظهور در مقيّد پيدا كرد، چنين ظهورى مانع از تحقّق اطلاق است.
البته باید ببینیم مجاز مشهور چیست اگر استعمال در غیر ماوضع له باشد پس ملاک در تشبیه به مجاز مشهور  کثرت انس ومیزان است اما اگر مجاز سکاکی است که تنظیر در تطبیق است که در مورد خودش استعمال شده و اراده غیر آن شده است.

. مرتبه پنجم ‏ عبارت از اشتراك‏ است. مراد از اشتراك اين است كه براى لفظ مطلق، به علّت كثرت استعمال، حقيقتى ثانوى- در عرض حقيقت اوّلى- پيدا شود، به‏ گونه‏اى كه حقيقت اوّلى هم مهجور واقع نشود. در اين صورت چنانچه متكلّم لفظ مطلق را ذكر كند و قرينه‏اى براى تعيين يكى از معانى آن مطرح نكند، كلام داراى اجمال شده و تمسّك به اطلاق، معنا نخواهد داشت. زيرا اوّلين شرط تمسّك به اطلاق اين بود كه مولا در مقام بيان باشد نه در مقام اهمال يا اجمال.

 مرتبه ششم عبارت از نقل‏ است. در نقل نيز- مانند اشتراك- معناى منقول اليه به عنوان حقيقت مطرح است . در اين صورت نيز جايى براى تمسّك به اطلاق وجود نخواهد داشت، زيرا فرض اين است كه معناى مطلق- به واسطه كثرت استعمال- از دايره حقيقت خارج شده و جاى خود را به معناى مقيّد داده است. اين مراتب پنج‏گانه‏اى بود كه از كلام مرحوم آخوند استفاده مى‏شود، هرچند ايشان حكم همه اين مراتب را مطرح نكردند.[1]
 
 




[1] ( 1)- كفاية الاصول، ج 1، ص 388 و 389
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان