مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 1,257
» آخرین کاربر: mohammadniroumand
» موضوعات انجمن: 2,039
» ارسالهای انجمن: 6,895

آمار کامل

آخرین موضوعات
بررسی تفریع حکم به قلع بر...
انجمن: اصول استاد سیدجواد شبیری
آخرین‌ارسال: مسعود عطار منش
دیروز, 22:10
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 16
تخصیص خطابات شرعیه به قاد...
انجمن: اصول استاد گنجی
آخرین‌ارسال: عرفان عزیزی
دیروز, 19:21
» پاسخ‌ها: 5
» بازدید: 383
رمز نگاری های متون قدیمی،...
انجمن: فقه استاد سید محمد جواد شبیری زنجانی
آخرین‌ارسال: محمود رفاهی فرد
دیروز, 11:21
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 20
دیدگاه فقه درباره بورس و ...
انجمن: مطالب علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: مهدی خسروبیگی
26-شهريور-1399, 20:49
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 23
معنای ماده و صیغه امر، دس...
انجمن: اصول استاد قائینی
آخرین‌ارسال: مهدی خسروبیگی
26-شهريور-1399, 20:25
» پاسخ‌ها: 6
» بازدید: 122
بررسی تعدد عقاب در ترتب
انجمن: اصول استاد گنجی
آخرین‌ارسال: عرفان عزیزی
26-شهريور-1399, 10:05
» پاسخ‌ها: 3
» بازدید: 45
مفاد لا ضرر از نگاه استاد...
انجمن: اصول استاد سیدجواد شبیری
آخرین‌ارسال: مسعود عطار منش
26-شهريور-1399, 09:15
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 27
مراحل حکم از منظر استاد س...
انجمن: فقه آیة الله سید احمد مددی
آخرین‌ارسال: خیشه
25-شهريور-1399, 17:53
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 25
نماز و عبادت برای تقاضای ...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: مومن
25-شهريور-1399, 11:53
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 29
اخطار ذهنی نیت در ابتدای ...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: حسین بن علی
25-شهريور-1399, 07:18
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 27

 
  بررسی تفریع حکم به قلع بر لا ضرر در حدیث سمره
ارسال‌شده توسط: مسعود عطار منش - دیروز, 22:10 - انجمن: اصول استاد سیدجواد شبیری - بدون‌پاسخ

استاد شبیری در جلسه۸ مورخ 26 شهریور فرمودند :
سابقا میگفتیم تفریع حکم به قلع درخت سمره بر لا ضرر با دال بر این نیست که از نفس لا ضرر این حکم استفاده شده و در نتیجه لا ضرر بیش از صرف تحریم را افاده کند چون اگر لا ضرر صرفا دال بر تحریم باشد مثل اینست که بگوییم ضرر زدن حرام است پس اقلع نخلها... که این جمله در واقع یک کبرای مطوی دارد و این کبرای مطوی میتواند بگونه ای باشد که این تفریع را درست کند بدون اینکه دلالت بر بیش از حرمت داشته باشد مثلا میتواند اینگونه باشد ضرر زدن حرام است و شارع می تواندبرای جلوگیری از حرام هر جا صلاح دید اقدام کند.
ولی انصاف اینست که این توجیه تکلف داشته و ظاهرا از خود لاضرر اقدام شارع برای دفع ضرر استفاده میشود.

چاپ این بخش

  رمز نگاری های متون قدیمی، از مناشئ خطا و تصحیف
ارسال‌شده توسط: محمود رفاهی فرد - دیروز, 11:21 - انجمن: فقه استاد سید محمد جواد شبیری زنجانی - بدون‌پاسخ

سید یزدی در برخی مواضع (؟ شک در تعدادش دارم) قولی را به ابن ادریس نسبت داده اند در حالی که چنین قولی در سرائر یافت نمی شود اما در تحریر علامه آمده است. منشا این اشتباه چه بوده است؟ در گذشته، از کتاب تحریر، با رمز "یر" و از سرائر، با رمز "ئر" یاد می شده است. میبینیم که گرچه تصحیف بین دو واژه ی تحریر و سرائر مستبعد است اما تحریف بین "ئر" و "یر" کاملا طبیعی است. لذا مثلا سید یزدی در نقل اقوال که به جواهر مراجعه کرده اند و در جواهر، از این علائم اختصاری استفاده شده بوده، چنین خطائی ایجاد شده است (یا در نسخه ی جواهر خطا بوده و جای یر، ئر نوشته بوده و یا نسخه ی جواهر، اشتباه خوانده شده)
نمونه ی دیگری از این امر مطلبی است که استاد، سابقا بیان کرده بودند که در بحار، رمز "ل" برای خصال و رمز "لی" برای امالی است و تصحیف بین ل و لی طبیعی است و لذا حاجی نوری که در تالیف مستدرک، از بحار استفاده کرده اند گاهی مثلا حدیثی که در خصال بوده را به امالی نسبت داده اند.

چاپ این بخش

  دیدگاه فقه درباره بورس و خرید و سهام شرکتهای سهامی عام
ارسال‌شده توسط: مهدی خسروبیگی - 26-شهريور-1399, 20:49 - انجمن: مطالب علمی (فقهی) - بدون‌پاسخ

حجت‌الاسلام والمسلمین حسن نظری، عضو شورای فقهی بانک مرکزی و کمیته فقهی سازمان بورس و اوراق بهادار:
در فقه ما به اهمیت قراردادها توجه شده و عمدتاً مراد قرارداد بین دو یا چند نفر است که به صورت تفصیلی مورد بحث واقع شده است اما شرکتهای سهامی عام موضوع جدیدی است که افراد بنا بر صلاح و اختیار خود به صورت مشترک در آن‌ها سرمایه گذاری میکنند. همین موضوعات در چند دهه اخیر مورد بررسی قرار گرفته و ایراد شرعی به آن‌ها وارد نشده است.
ما در بازار سهام، مال عینی را نمی‌خریم بلکه حق درآمد را خریداری می‌کنیم اما از منظر شریعت، علما هیچ مشکلی با خرید و فروش سهام و ورود مردم به این بازار ندارند.
https://b2n.ir/632478
 

چاپ این بخش

  مفاد لا ضرر از نگاه استاد شبیری
ارسال‌شده توسط: مسعود عطار منش - 26-شهريور-1399, 09:15 - انجمن: اصول استاد سیدجواد شبیری - بدون‌پاسخ

استاد در جلسۀ تاریخ 25 شهریور فرمودند :
در مورد مفاد لا ضرر سابقا می گفتیم ظهورش در بیش از نهی و تحریم اضرار به غیر روشن نیست و نه ناظر به احکام شرعی است و نه می توان از آن برای دفع ضرر از غیر استفاده کرد چرا که وقتی به مشابهات این ترکیب مانند لا رفث و لا فسوق و لا جدال و ... نگاه می کنیم بیش از نفی مشروعیت استفاده نمی شود که البته نفی مشروعیت گاهی نتیجه اش حرمت تکلیفی است و گاهی حرمت وضعی و گاهی ... ولی به نظر می رسد در مورد لا ضرر می توان گفت :
اولا همانطور که سابقا گفتیم مراد از ضرر بقرینۀ تقابلش با ضرار ضرر زدن نیست بلکه تضرر یا همان ضرر دیدن است .
ثانیا چون لا بر سر ضرر دیدن آمده و تضرر (ضرر دیدن) در بحثهای ما به یک معنا اختیاری نیست تا مورد نهی قرار گیرد (بخلاف مواردی که لا بر سر افعال اختباری خود شخص در می آید مانند لا رفث لا فسوق و لا حدال و ...) پس مفاد لا ضرر یعنی ضرر دیدن در کار نیست و من شارع زمینه ای را فراهم می کنم که مکلفین ضرر نبینند .
ثالثا این حدیث ظهورش در بیش از حقوق الناس نبوده و این که جلوگیری شارع از ضرر هم در مورد احکام شرعی (حقوق الله) باشد و هم در مورد حقوق الناس دو لحاظ متباعد بوده و ظهور حدیث در این وسعت روشن نیست همانطور که فضای حدیث در مورد حقوق الناس بوده و بگونه ای نیست که بتوان بیش از آن را استظهار کرد .
رابعا نمی توان گفت تمام راههای ممکن برای جلوگیری از ضرر مجعول است لذا باید این راه کار ها در یک محوده خاصی باشد .
لذا می توان گفت شارع مقدس در حقوق الناس اسباب جلوگیری از ضرر را فراهم کرده و علاوه بر تحریم اضرار راه کارهایی برای دفع ضرر جعل نموده است که این راهکار ها اگر منصوص باشد یا قدر متیقنی داشته باشد فبها و الا همان راهکارهای عقلائی مورد امضاء قرار می گیرد .

چاپ این بخش

  مراحل حکم از منظر استاد سید احمد مددی
ارسال‌شده توسط: خیشه - 25-شهريور-1399, 17:53 - انجمن: فقه آیة الله سید احمد مددی - بدون‌پاسخ

مراحل حکم از این قرار است:
1. ملاکات (امور تکوینی فی نفسه) که از همه قبل‌تر است. در قرآن کریم گاهی خود امر تکوینی به‌عنوان زمینه‌ساز تشریع آمده. اگر امر تکوینی از این زاویه ـ یعنی: از زاویه‌ای که مقدّمه و تمهیدی برای اعتبارات قانونی شود ـ (در نظر گرفته شود) اسمش ملاکات است.
2.  بعد مرتبۀ حبّ و بغض است؛ یعنی: آن ملاک باید به درجه‌ای برسد که بخواهد (یا نخواهد).
3.  بعد مرتبۀ اراده و کراهت است؛ یعنی: ارادۀ او به تحقّق این عنوان در خارج تعلّق بگیرد.
4. بعد از این سه مرتبه جعل می‌آید.
5.  بعد از مرتبۀ جعل ابلاغ است که نامش فعلیّت است.
6.  بعد از ابلاغ تنجّز (علم مکلّف و وصول مکلّف) است.
7.  بعد از مرتبۀ تنجّز امتثال و یا معصیت (تحقّق و عدم تحقّق شیء در خارج) است.
 پس سه مرتبه به عنوان مبادی جعل است و این که بگويیم: «حکم اقتضايی، حکم...» درست نیست. حکم یکی و آن هم انشاء است. سه مرتبه قبل از جعل و سه مرتبه هم بعد از جعل است. آن که مناسب با تفسیر قانونی است و فعلاً هم هنوز بنای عقلا بر آن است این تفسیر است که مناسب با اعتبارات است.

چاپ این بخش

  بررسی تعدد عقاب در ترتب
ارسال‌شده توسط: خیشه - 25-شهريور-1399, 17:43 - انجمن: اصول استاد گنجی - پاسخ‌ها (3)

درس استاد گنجی در مورد بحث ترتب است. از یک طرف مرحوم اخوند قائل است به این که عدم تعدد عقاب در ترتب کشف از عدم امکان میکند و از طرف دیگری مرحوم نائینی میفرماید: در ترتب ما تعدد عقاب را میپذیریم و دلیل بر عدم امکان ترتب نمیشود. استاد گنجی میفرماید: ما تعدد عقاب را نمیپذریم و مشکلی هم در امکان ترتب به وجود نمیاورد. یعنی از جهت با مرحوم اخوند موافق است و از جهت دیگر با مرحوم نائینی موافق است. ایشان قائل است به این که در ترتب وقتی که اهم و مهم هر دو عصیان شوند دو عقاب وجود ندارد و در عین حال این کشف نمیکند که ترتب محال است بلکه ترتب هم امکان دارد. یکی از منبهاتی که در ترتب دو عقاب وجود ندارد این است که ما بین شخصی که قدرت بر امتثال دو واجب را دارد و هر دو را عصیان میکند و بین شخصی که قدرت بر اتیان یک واجب از دو واجب را دارد و هر دو را عصیان میکند فرق احساس میکنم که در اولی دو عقاب وجود دارد و در دومی یک عقاب وجود دارد.
مطالب بعدی او ادله طرفین انشا الله در مراحل بعدی مطرح خواهد شد. این موضوع برای طرح بحث و شروع بود.

چاپ این بخش

  نماز و عبادت برای تقاضای دنیوی یا استجابت دعا باطل است؟
ارسال‌شده توسط: مومن - 25-شهريور-1399, 11:53 - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

صاحب عروه فرموده اند: اگر عباداتی مانند نماز به صورت معاوضه ای باشد یعنی قصد معاوضه داشته باشد حتی قصد معاوضه با بهشت و..؛ آن عبادت باطل است و خیلی از شراح نیز آن را تایید کرده اند.

محقق ایروانی فرموده اگر کسی عبادت را برای تقرب به خدا انجام دهد و لی غرض اصلی، امردیگری است، در حقیقت همان امر که غرض اصلی است محرک و مقصود او بوده و لذا اگر آن غرض الهی باشد مانند ثواب، عبادت صحیح است اما اگر آن محرک اصلی دنیوی باشد، عبادت باطل است.
به نظر ما این مطلب که کسی خدا را برای تقرب عبادت کند تا به ثواب برسد و یا از عقاب دور شود، در حقیقت قصد تقرب نداشته و صرفا قصد داعی اصلی که همان ثواب و دفع عقاب است دارد و لذا صدق عبادت لله نمی کند؛ اما سیره متشرعه و ارتکاز قطعی و روایاتی مانند «ان قوما عبدوا الله خوفا....» دلالت بر ایندارد که در مورد عبادات، قصد وجه الله توسعه داده شده و صرف اضافه به خداوند تذللا برای تحقق عبادت کفایت می کند؛ حتی اگر قصد او از تذلل برای خداوند، حاجات دنیوی باشد، مانند نماز حاجتیا نماز استسقا و...

چاپ این بخش

  اخطار ذهنی نیت در ابتدای نماز لازم است؟
ارسال‌شده توسط: حسین بن علی - 25-شهريور-1399, 07:18 - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

مشهور از متوسطین از علما هنگام شروع نماز، اخطار نیت به ذهن را لازم می دانند؛ اما متاخرین نپذیرفته و صرف نیت قربت ذهنی را کافی می دانند به گونه ای که اگر از او سوال شود، بتواند بدون تامل پاسخ دهد.
مرحوم خویی در استدلال بر عدم لزوم اخطار ذهنی نیت در ابتدای نماز علاوه بر نبود دلیل بر یان مدعا، به روایت «الصلاه اولها التکبیر و آخرها التسلیم» استدلال نموده است چرا که طبق این روایت اولین جزء نماز تکبیر است نه خطور ذهنی نیت.
اشکال به مرحوم خویی این است که
اولا این عبارت در هیچ روایتی وجود ندارد. بله روایت «الصلاه تحریمها التکبیر...» وجود دارد ولی اینکه قطع نماز بعد از تکبیر باشد حرام باشد، بر اینکه اولین جزء آن نیز تکبیر باشد دلالت ندارد
اما روایت «مفتاح الصلاه التکبیر» میتواند بر این مدعا دلالت کند که اولین جزء نماز تکبیراست
ثانیا: اخطار به ذهن، جزء قبل از تکبیر نیست؛ بلکه شرطمقارن تکبیر است و خطور آن قبل از تکبیر به جهت مقدمه علمیه است؛ بنابر این حتی اگر اولین جزء نماز تکبیر باشد نیز ممکن است اخطار به ذهن بعنوان شرط مقارن تکبیر لازم باشد.
بنابر این مهمترین دلیل بر عدم وجوب اخطار ذهنی نیت در ابتدای نماز نبود دلیل بر آن است.

چاپ این بخش

  مرحوم بروجردی نیز امر را به معنای انشاء الزام دانسته، اما به بیانی دیگر
ارسال‌شده توسط: حسین بن علی - 24-شهريور-1399, 21:52 - انجمن: اصول استاد قائینی - بدون‌پاسخ

گفته شد که نظر مختار در مفاد امر، انشاء الزام از طرف متکلم است.

مرحوم بروجردی مفاد امر را این دانسته است که طلب بنفسه برای انبعاث مخاطب کافی باشد نه اینکه نیاز به خواهش و رغبت به ثواب و... نیست؛ هر چند که ممکن است متکلم علاوه بر امر، رغبت به ثواب و خواهش و.. نیز داشته باشد.
بنابر این در مفاد امر، علو و استعلاء شرط نیست؛ مگر اینکه استعلا را به معنای این بدانیم که طلب به تنهایی برای تحریک کافی باشد و لذا اگر سافل، امر به عالی کند توبیخ براین می شود که به چه جهت از حد خود تجاوز کره و حق نداشته که امر کند و بر امر کردن توبیخ می شود.
البته مرحوم امام بر خلاف دیگر مقررین، در تبیین مختار محقق بروجردی، علو و یا استعلا را در تحقق مفاد امر و نه در مفهوم آن، لازم می دانندو بدان اشکال کرده اند؛ اما به نظر این تقریر صحیح نباشد.
این مطلب از مرحوم بروجردی ممکن است به همان مختار ما که انشای الزام باشد رجوع کند؛ زیرا در انشای الزام است که امر مخاطب، به تنهایی برای انبعاث مکلف کفایت میکند؛ چرا که در اوامر استحابی، صرف امر کافی نیست و نیاز به ترغیب به ثواب و ... نیز می باشد.

چاپ این بخش

  رد واقفی بودن سماعۀ بن مهران
ارسال‌شده توسط: محمود رفاهی فرد - 24-شهريور-1399, 15:49 - انجمن: قواعد رجال - بدون‌پاسخ

در دو موضع از فقیه و همچنین در رجال مرحوم شیخ، سماعه بن مهران واقفی معرفی شده است.
با این حال به نظر می رسد که چنین نسبتی خطا بوده و سماعه، صحیح المذهب بوده است.
اولا طبقه ی سماعه اساسا به زمان وقف نمی خورد. حتی با توجه به این که زمزمه های وقف در پیش از شهادت امام کاظم علیه السلام و در زندان آخر حضرت مطرح شده، باز هم مشکل است بگوییم سماعه تا این زمان زنده بوده است.
ثانیا نجاشی سماعه را توثیق کرده و اشاره ای به فساد مذهب او نکرده و این امر، هم از جهت معنای مصطلح ثقه بنا بر مختار که دلالت بر صحت مذهب می کند و هم از جهت این که نجاشی ملتزم به ذکر قدح های راویان شده دلالت بر صحت مذهب می کند.
ثالثا اساسا اعتبار نسبت های  وقف در باب اصحاب الکاظم علیه السلام در رجال شیخ محل اشکال است کما قرر فی محله
مجموعا می توان گفت واقفی نبودن سماعه محرز است. اما این که منشا این انتساب چه بوده است؟ چند عامل می تواند موثر بوده باشد:
1- دو نفر از راویان اصلی سماعه واقفی بوده اند، یکی زرعه که بعد از سماعه به جای او نماز می خواند و دیگری عثمان بن عیسی که از رئوس وقف بوده است هر چند بعدا توبه کرد.
2- تشابه در عنوان سماعه با افرادی چون حسن بن محمد بن سماعه و جعفر بن سماعه که واقفی بوده اند.
3- نسبت دادن روایاتی به سماعه در تایید وقف. این امر در روایات در دسترس ما نیز شواهدی دارد...
برگرفته از درس فقه استاد سید محمدجواد شبیری، 99/3/27

چاپ این بخش