مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 1,223
» آخرین کاربر: amirsaleh
» موضوعات انجمن: 1,855
» ارسالهای انجمن: 6,433

آمار کامل

آخرین موضوعات
عدم بطلان روزه استحبابی ب...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: هادی اسکندری
46 دقیقه قبل
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 1
ضعف سند صدوق به معاویة بن...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: هادی اسکندری
47 دقیقه قبل
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 1
لاینبغی؛ حرمت یا کراهت
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: هادی اسکندری
52 دقیقه قبل
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 1
استدراک آیت الله شبیری نس...
انجمن: قواعد رجال
آخرین‌ارسال: عرفان عزیزی
11 ساعت قبل
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 13
قرنطینه در اسلام
انجمن: فقه استاد قائینی
آخرین‌ارسال: علاوی
دیروز, 13:42
» پاسخ‌ها: 8
» بازدید: 251
کراهتِ در روایات و حرمت ف...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: هادی اسکندری
دیروز, 11:05
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 14
اشتباه در فهم حکمت و علت
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: هادی اسکندری
دیروز, 10:48
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 16
نقد قول به ارتفاع کراهت د...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: هادی اسکندری
دیروز, 10:39
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 15
اختلاف در تحدید و الزامی ...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: هادی اسکندری
دیروز, 10:19
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 11
بلند تکبیر گفتن به قصد شن...
انجمن: مطالب علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: مهدی خسروبیگی
15-فروردين-1399, 15:01
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 39

 
  عدم بطلان روزه استحبابی با بقاء بر جنابت
ارسال‌شده توسط: هادی اسکندری - 46 دقیقه قبل - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

عدم بطلان روزه استحبابی با بقاء بر جنابت
 
مرحوم خویی مطلبی دارند با عنوان «اصالة الاتحاد بین النافلة و الفریضة فی الاحکام» به این معنا که همواره کیفیت نوافل مثل کیفیت فرائض است؛ یعنی ظاهر آن است که وقتی شارع به نماز فریضه یا صوم واجب أمر کرده و بعد از آن به نماز نافله یا روزه‌ی مستحبی أمر کند، تمام أجزاء و شرائط نماز فریضه و روزه‌ی واجب می‌باید در نماز نافله و روزه مستحب نیز رعایت شود مگر این که نص بر خلاف وجود داشته باشد که در این صورت از اصل مذکور رفع ید می‌شود.
این مطلب برای ما واضح نیست البته بعید نیست که عرفاً استظهار شود که در صورت عدم وجود قرینه بر خلاف کیفیت داخلیه نماز فریضه با نماز نافله یا کیفیت داخلیه صوم فریضه با صوم مستحب واحد باشد؛ أما این که شرائط خارجیه نیز واحد باشند برای ما روشن نیست؛ فلذا بقاء عمدی بر جنابت مبطل صوم فریضه می باشد اما دلیلی بر مبطلیت آن نسبت به صوم مستحبی وجود ندارد.
 

چاپ این بخش

  ضعف سند صدوق به معاویة بن وهب
ارسال‌شده توسط: هادی اسکندری - 47 دقیقه قبل - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

ضعف سند صدوق به معاویة بن وهب
 
گفته شده است: «سند صدوق به معاویة بن وهب که در مشیخه ذکر شده است ضعیف است؛ چرا که سند مذکور مشتمل بر «محمد بن علی ماجیلویه»ی است که توثیق ندارد».
 
به نظر استاد شهیدی اشکال مذکور قابل دفع است به این که گفته شود: هر چند محمد بن علی ماجیلویه فاقد توثیق خاص است اما وی از زمره مشایخ صدوق است که صدوق روایات بسیاری از وی نقل کرده و در طرق متعددی از طرق صدوق به کتب و روایات اصحاب واقع شده و مکررا مورد ترضی صدوق واقع شده است.
 
مجموع امور مذکور اماره ای است عرفیه بر اعتماد صدوق به نسبت به وی، و لااقل این است که وی نزد شیخ صدوق حسن ظاهر داشته و حسن ظاهر اماره بر عدالتی است که اخص از وثاقت می باشد؛ جرا که عدالت مساوق با تحرز از کذب و گناهان دیگر است. فلذا به محمد بن علی ماجیلویه ثقه بوده و بالتالی سند صدوق به معاویه بن وهب خالی از خلل است.
 
 

چاپ این بخش

  لاینبغی؛ حرمت یا کراهت
ارسال‌شده توسط: هادی اسکندری - 52 دقیقه قبل - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

لاینبغی؛ حرمت یا کراهت
 
برخی تعبیر «لاینبغی» در رویات را ظاهر در کراهت دانسته‌اند؛ لکن استاد شهیدی معتقد است هر چند تعبیر مذکور در حال کنونی به معنای «سزاوار نیست» بوده و ظاهر در جواز است لکن در عرف آیات و روایات به معنای «لایتیسّر: نمی شود» بوده و ظهور در حرمت دارد و لا اقل آن است که اجمال داشته باشد نه این که ظاهر در کراهت باشد؛ به طور مثال آیه شریفه ﴿قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آبَاءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كَانُوا قَوْماً بُورا[1] به معنای «نمی شود ما غیر خدا را ولی خود قرار دهیم -نه این که جایز است و سزاوار نیست-» می‌باشد و یا در صحیحه زراره (مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ دُرُسْتَ الْوَاسِطِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا يَنْبَغِي نِكَاحُ أَهْلِ الْكِتَابِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ أَيْنَ تَحْرِيمُهُ قَالَ قَوْلُهُ وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ) زراره از تعبیر مذکور حرمت فهمیده و ازهمین رو به حضرت عرضه داشت: «و این تحریمه؟»
 


[1] سوره فرقان، آيه 18.

چاپ این بخش

  استدراک آیت الله شبیری نسبت به رساله ی عددیه شیخ مفید
ارسال‌شده توسط: عرفان عزیزی - 11 ساعت قبل - انجمن: قواعد رجال - بدون‌پاسخ

شیخ مفید در کتاب جوابات اهل الموصل فی العدد و الرویه ص25 عبارتی راجع به راویان این مطلب که  ماه رمضان کمتر از 30روز نیز می شود فرموده که به این صورت است الأعلام‏ الرؤساء المأخوذ عنهم الحلال و الحرام و الفتيا و الأحكام الذين لا يطعن‏ عليهم و لا طريق إلى ذم واحد منهم و هم أصحاب الأصول المدونة و المصنفات المشهورة.

آیت الله شبیری نسبت به این عبارت این طور فرمودند: بعد از مراجعه دوباره به رساله عدديه مرحوم شيخ مفيد معلوم شد كه به اين فرمايش مرحوم شيخ مفيد كه آقايان در بسيارى از موارد به آن استناد مى‌كنند و مرحوم آقاى خوئى نيز به آن استناد كرده، نمى‌توان براى مطلوب استناد كرد، مرحوم شيخ مفيد كه در مقابل عدد كه ماه مبارك رمضان هميشه سى روز است، مى‌خواهد رؤيت را اثبات كند، آنجا سه روايت كه عدد را اثبات مى‌كند، نقل مى‌كند و بعد مى‌فرمايد درباره رؤيت، بزرگان و اجلاء روايات كثيرى كه متواتر است، روايت كرده‌اند، بعد در هر سه روايت عدد مناقشه مى‌كند، درباره يكى از آنها كه محمد بن سنان روايت كرده، مى‌فرمايد محمد بن سنان بالاتفاق مطعون است، و بعد متصل به همين در مقام اثبات رؤيت كه روايات را ذكر مى‌كند و مى‌گويد اعلام و رؤساء هستند، يك روايت از محمد بن سنان عن ابى الجارود هست، همچنين اشخاصى مانند عمير بن مرداس وجود دارند كه اصلاً ترجمه و اسمى از آنان نيست، گرچه ابتداءاً به نظر مى‌آيد كه همه آنها را مى‌خواهد توثيق كند، اما با ملاحظه اين قرينه كه در ميان آنها محمد بن سنان، راوى از ابى الجارود كه مؤسس جاروديه زيديه است و اشخاص مجهول ديگر كه اسمى از آنها نيست، وجود دارد و اين تعبير ايشان كه صاحب اصول و مصنفات مشهوره بر آنها صدق نمى‌كند، از مجموع اينها استفاده مى‌شود كه ايشان مى‌خواهد اينطور بفرمايد كه روايات رؤيت را شخصيت‌هائى نقل كرده‌اند كه هيچ نقطه ضعفى در مورد آنها نمى‌توان گفت، و بعد به عنوان تأييد كه مسئله شكل متواتر بگيرد، ضعاف را ضميمه كرده و اين اشكالى ندارد، بنابراين، نمى‌توان به رساله عدديه مرحوم شيخ مفيد استناد كرد، و اينكه قبلاً به اين رساله استناد كردم، درست نيست.(خارج صوم ج3ص430)

چاپ این بخش

  کراهتِ در روایات و حرمت فقهی
ارسال‌شده توسط: هادی اسکندری - دیروز, 11:05 - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

کراهتِ در روایات و حرمت فقهی
 
برخی لفظ کراهت در روایات را ظاهر در کراهت مصطلحِ فقهی می‌دانند؛ از همین رو مرحوم محقق داماد برای اثبات کراهت محاذات زن و مرد در نماز به صحیحه فضیل (وَ فِي كِتَابِ الْعِلَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّمَا سُمِّيَتْ مَكَّةُ بَكَّةَ لِأَنَّهُ يَبْتَكُّ فِيهَا الرِّجَالُ وَ النِّسَاءُ- وَ الْمَرْأَةُ تُصَلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ عَنْ يَمِينِكَ- وَ عَنْ يَسَارِكَ وَ مَعَكَ وَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ- وَ إِنَّمَا يُكْرَهُ فِي سَائِرِ الْبُلْدَانِ[1]) استدلال کرده است.

به نظر استاد شهیدی این مبنی ناصحیح است؛ چرا که لفظ کراهت در روایات قطعاً ظهور در کراهت اصطلاحیه در مقابل حرمت نداشته است؛ کراهت در روایات به معنای لغوی یعنی «مبغوض بودن» استعمال شده که با حرمت نیز سازگار است.

به طور مثال در قرآن کریم اموری چون زنا و قتل نفس و أمثال آن را نزد خداوند متعال مکروه دانسته است: ﴿كُلُّ ذلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً[2] و یا در روایتی بیان شده است که امیرالمومنین علی علیه السلام از معاوضه‌ی دو وسق خرمای نامرغوب در مقابل یک وسق خرمای مرغوب کراهت داشته‌اند (أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ سَيْفٍ التَّمَّارِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي بَصِيرٍ أُحِبُّ أَنْ تَسْأَلَ- أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ اسْتَبْدَلَ قَوْصَرَتَيْنِ فِيهِمَا بُسْرٌ مَطْبُوخٌ بِقَوْصَرَةٍ فِيهَا تَمْرٌ مُشَقَّقٌ قَالَ فَسَأَلَهُ أَبُو بَصِيرٍ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ ع هَذَا مَكْرُوهٌ فَقَالَ أَبُو بَصِيرٍ وَ لِمَ يُكْرَهُ فَقَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع يَكْرَهُ أَنْ يَسْتَبْدِلَ وَسْقاً مِنْ تَمْرِ الْمَدِينَةِ بِوَسْقَيْنِ مِنْ تَمْرِ خَيْبَرَ لِأَنَّ تَمْرَ الْمَدِينَةِ أَدْوَنُهُمَا وَ لَمْ يَكُنْ عَلِيٌّ ع يَكْرَهُ الْحَلَالَ[3]) حال آن که معامله‌ی مذکور ربوی بوده و حرمت آن مسلم و قطعی است.

نتیجه آن که «کراهت» در روایات قطعاً ظهور در کراهت اصطلاحیه ندارد و لاأقل ظهور آن در کراهت اصطلاحیه محرز نیست؛ بلکه آقای سیستانی ادعا دارند که کراهت در روایات ظهور در حرمت داشته است.


[1] وسائل الشیعة، الشیخ الحر العاملي، ج5، ص126، أبواب مکان المصلی، باب5، ح10، ط آل البيت.
[2] سوره اسراء، آيه 38.
[3] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج5، ص188.

چاپ این بخش

  اشتباه در فهم حکمت و علت
ارسال‌شده توسط: هادی اسکندری - دیروز, 10:48 - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

اشتباه در فهم حکمت و علت
 
آقای سیستانی در بحث ارتفاع شرطیت فاصله بین زن و مرد در حال نماز در صورت اضطرار و ضیق وقت (که در عبارت صاحب عروه ذکر شده است) مطلبی اضافه کرده‌اند به این‌که: «و کذا عند الزحام فی المسجد الحرام بمکة المکرمة فلایعتبر فیه الشرط المذکور». مستند مطلب ایشان صحیحه‌ی فضیل است: وَ فِي كِتَابِ الْعِلَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّمَا سُمِّيَتْ مَكَّةُ بَكَّةَ لِأَنَّهُ يَبْتَكُّ فِيهَا الرِّجَالُ وَ النِّسَاءُ- وَ الْمَرْأَةُ تُصَلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ عَنْ يَمِينِكَ- وَ عَنْ يَسَارِكَ وَ مَعَكَ وَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ- وَ إِنَّمَا يُكْرَهُ فِي سَائِرِ الْبُلْدَانِ.[1]
 
 
به نظر استاد شهیدی مطلب ایشان ناتمام است؛ چرا که روشن نیست صحیحه فضیل اختصاصی به فرض ازدحام در مسجدالحرام داشته باشد؛ زیرا روایت علت تسمیه مکه به «بکه» را چنین دانسته است که «تبک فیه الرجال و النساء» و این مطلب حکمتِ رفع مانعیت محاذات زن و مرد در نماز در مسجد الحرام است و نه علت آن، فلذا رفع مذکور اطلاق داشته و شامل فرضی که ازدحامی فعلی نیز در بین نباشد، می‌شود. از همین رو اگر مردی اراده‌ی نماز طواف کند و زنی هم بخواهد نماز طواف بخواند، رعایت فاصله بین این دو، اگر چه مقدور باشد، لزومی ندارد؛ چرا که دلیل رفع مانعیت در مسجدالحرام اطلاق دارد.


[1] وسائل الشیعة، الشیخ الحر العاملي، ج5، ص126، أبواب مکان المصلی، باب5، ح10، ط آل البيت.

چاپ این بخش

  نقد قول به ارتفاع کراهت در فرض اضطرار
ارسال‌شده توسط: هادی اسکندری - دیروز, 10:39 - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

نقد قول به ارتفاع کراهت در فرض اضطرار
 
محقق خوئی اضطرار را رافع کراهت دانسته‌اند. به این بیان که نهی تنزیهی در حقیقت ارشاد مکلف است به این که عمل مذکور منقصتی دارد که موجب قلت ثواب آن می شود، فلذا شایسته است فرد دیگری که افضل بوده و منقصتی ندارد، اتیان شود. و بالطبع وقتی مکلف مضطر بوده و قادر بر اختیار فرد دیگری نیست، ارشاد وی به اختیار کردن فرد افضل بدون معنا بوده و نهی تنزیهی شامل وی نخواهد بود.
 
مرحوم تبریزی قدس سره فرموده اند:
در صورتی که اضطرار مستند به علم و عمد مکلف باشد، مثل این که مکلف از روی علم و عمد وارد حمامی شد که می‌داند تا انتهاء وقت نماز قادر به خروج از آن نیست، وجهی برای عدم شمومل نهی تنزیهی نسبت به این شخص وجود ندارد. و اما شمول نهی مذکور نسبت به این شخص خالی از أثر نیست؛ چرا که اثر نهی کراهتی این است که مکلف این حالت را اختیار نکرده و خود را مضطر به این حالت نکند. استاد فرمایش استاد خویش مرحوم آیت الله تبریزی را فرمایشی متین می‌دانند.
 

چاپ این بخش

  اختلاف در تحدید و الزامی نبودن حکم
ارسال‌شده توسط: هادی اسکندری - دیروز, 10:19 - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

اختلاف در تحدید و الزامی نبودن حکم
 
برخی از فقهاء متأخر همچون محقق همدانی برآنند که اختلاف روایات در تحدید، کاشف از تنزیهی بودن حکم است.
 
تطبیق مبنا بر بعض موارد فقهی:
۱. برخی روایات باب استظهار راجع به زنی که بعد از ایام عادت نیز خون می‌بیند، دلالت بر آن دارد که این زن اگر احتمال تجاوز خون از ده روز را می دهد، استظهار کند؛ یعنی در عمل بناء را بر حیض بگذارد؛ اگر خون قبل از ده روز قطع شد کشف می‌شود تمام این ده روز حائض بوده و اما در صورت تجاوز از ده روز کشف می‌شود در ایام استظهار، مستحاضه بوده است و باید نمازهای خود را قضا کند.
لکن مشهور متأخرین گفته اند از آن جا که روایات استظهار اختلاف زیادی دارد؛ چرا که برخی تعبیر به «تستظهر بیومین»، برخی دیگر تعبیر به «تستظهر بیوم أو یومین»، بعضی تعبیر به «تستظهر بثلاثة أیام» و بعضی دیگر تعبیر به «تستظهر بعشرة أیام» دارند؛ فلذا معلوم می شود این حکم استحبابی است.

۲. در باب عدم محاذات زن و مرد در حال نماز خواندن برخی روایات فاصله بیش از ده ذراع را مطرح کرده‌اند، طائفه‌ای دیگر دلالت بر کفایت یک وجب می کنند؛ از همین رو مشهور متأخرین محاذات را مانع ندانسته و آن را مکروه می‌دانند.

۳. اختلاف روایات در منزوحات بئر نیز موجب فتوا به استحباب نزح شده است.
 
نظر استاد بر فساد این مبنا می‌باشد. به نظر ایشان اگر قدرمشترک و حداقلی وجود داشته باشد که مورد اتفاق تمامی روایات است، وجهی برای رفع ید از ظهور روایات در الزامی بودن قدرمتیقن مذکور وجود ندارد.
در موالی عرفیه نیز امر به همین منوال است؛ به طور مثال اگر مولا یک بار به عبد خود بگوید «یک عدد نان بخر»، بار دیگر بگوید: «دو عدد نان بخر» و بار سوم «برو یکی دو عدد نان بخر»؛ عرف خرید یک عدد نان را مستحب نمی‌انگارد بلکه آن را لازم و مازاد بر آن را مستحب می‌داند.
فلذا مطلب محقق خویی که در بحث استظهار فرموده‌اند: «استظهار بیومین أمر دارد و ظاهر أمر وجوب است لکن «تستظهر بیوم» قرینه می شود که مازاد بر استظهار یک روز حمل بر استحباب شود»، صحیح است و این بیان ایشان در بحث محاذات نیز جاری است به این که نسبت به مقدار شبر ترخیص در ترک نداریم و این مقدار باید رعایت شود؛ اما نسبت به مازاد بر شبر ترخیص در ترک وجود دارد فلذا ادله نهی از کمتر از ده ذراع حمل بر کراهت می‌شود.

چاپ این بخش

  بلند تکبیر گفتن به قصد شنیدن مأمومین
ارسال‌شده توسط: مهدی خسروبیگی - 15-فروردين-1399, 15:01 - انجمن: مطالب علمی (فقهی) - بدون‌پاسخ

مرحوم تبریزی می فرماید اگر کسی تکبیرات نماز و سمع الله لمن حمده را در نماز جماعت بلند بگوید که مامومین دیگر بشنوند این کار موجب بطلان نماز نمی شود حتی اگر برای این کار  پول بگیرد. دلیلش این است که آنچه موجب بطلان عمل می شود قصد ریاء است ولی دواعی دیگر مبطل نماز نیست. مثلا اگر به خاطر اینکه هوای مسجد خنک تر است داخل مسجد نماز بخواند و یا اینکه به خاطر اینکه آب مسجد گرم است برای وضو به آنجا برود، این دواعی نفسانی مبطل نماز نیست. دلیلش این است که آن چیزی که بر او واجب است طبیعت نماز است و این خصوصیات وجود مستقلی از نماز دارد و طبیعی نماز که جامع بین خواندن نماز در مسجد یا خانه است را به قصد قربت اتیان کرده است. درمورد ریاء هم دلیل خاص داریم که عمل پذیرفته نمی شود«يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا خَيْرُ شَرِيكٍ فَمَنْ عَمِلَ لِي وَ لِغَيْرِي فَهُوَ لِمَنْ عَمِلَهُ غَيْرِي» درس اصول جلسه 62

چاپ این بخش

  توثیق ابی الجارود(المنقول فی حقه شیطان اعمی) توسط مرحوم آقای خویی
ارسال‌شده توسط: عرفان عزیزی - 14-فروردين-1399, 16:46 - انجمن: بررسی راویان - پاسخ‌ها (1)

یکی از رواتی که مذمت های شدیدی درمورد او وارد شده است زیاد بن المنذر معروف به ابی الجارود می باشد به عنوان مثال کشی درصفحه ی 230راجع به او حدیثی را نقل می کند که در قسمتی از آن نسبت به ابی الجارود امام صادق این طور فرموده: يَسْمَعُونَ حَدِيثَنَا فَيُكَذِّبُونَ بِهِ.اما مرحوم آقای خویی درمعجم رجال(ج7ص321) تمامی تضعیفات نسبت به او را نقل های غیر معتبر می دانند واز سه طریق ایشان را توثیق می کنند.یکی وقوع او در تفسیر علی بن ابراهیم.دوم وقوع او در اسناد کامل الزیارات و سوم توثیق شیخ مفید در رساله ی عددیه که عبارت شیخ مفید این گونه است من الأعلام الرؤساء المأخوذ عنهم الحلال و الحرام و الفتيا و الأحكام الذين لا يطعن عليهم و لا طريق إلى ذم واحد منهم. بعد مرحوم آقای خویی دو روایت نقل می کنند که در صورت صحت سند رجوع ایشان از زیدیه را هم ثابت می کند.مضمون یکی از آنها این است که ائمه 12عدد هستند   

چاپ این بخش