مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 968
» آخرین کاربر: میرزا .
» موضوعات انجمن: 900
» ارسالهای انجمن: 4,007

آمار کامل

آخرین موضوعات
بررسی اعتبار کتاب تفسیر ق...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: محمود رفاهی فرد
27 دقیقه قبل
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 83
وجه عدم ذکر توثیق برای ا...
انجمن: قواعد رجال
آخرین‌ارسال: فقه جواهری
11 ساعت قبل
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 13
تفاوت جمله شرطیه نحوی و ا...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: فقه جواهری
11 ساعت قبل
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 4
تناقض در کلام مرحوم آخوند...
انجمن: اصول استاد قائینی
آخرین‌ارسال: حسین بن علی
27-دي-1396, 20:43
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 14
نظر استاد قایینی در رابطه...
انجمن: اصول استاد قائینی
آخرین‌ارسال: rayhan
27-دي-1396, 14:27
» پاسخ‌ها: 6
» بازدید: 1,206
دلالت سکوت شیخ در فهرست، ...
انجمن: قواعد رجال
آخرین‌ارسال: حسین بن علی
27-دي-1396, 12:08
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 22
تقریبی متفاوت از برائت عق...
انجمن: نکاتی از درس خارج اصول استاد سید جواد شبیری
آخرین‌ارسال: حسین بن علی
27-دي-1396, 12:01
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 12
مدرک قاعده یقین (یکی از ...
انجمن: اصول استاد قائینی
آخرین‌ارسال: مسعود عطار منش
27-دي-1396, 11:55
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 1,303
تاثیر غلبه در ایجاد ظهور
انجمن: نکاتی از درس خارج اصول استاد سید جواد شبیری
آخرین‌ارسال: مسعود عطار منش
27-دي-1396, 11:08
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 12
ملاک تعیین مدعی و منکر
انجمن: اصول استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: ابو الخیر
27-دي-1396, 02:07
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 16

 
  تفاوت جمله شرطیه نحوی و اصولی در مفهوم
ارسال‌شده توسط: فقه جواهری - 11 ساعت قبل - انجمن: فقه استاد شهیدی - بدون‌پاسخ

من کان عادلا فاکرمه جمله شرطیه نحویه است نه جمله شرطیه اصولیه. جمله شرطیه اصولیه آنی است که حکم برای یک موضوع معلق بشود بر ثبوت یک شرط. مثل ان کان العالم عادلا فاکرمه؛ وجوب اکرام عالم معلق شد بر عادل بودن او ترجمه که می‌‌کنیم می‌‌گوییم وجوب اکرام العالم معلق علی کونه عادلا. اما من کان عالما فاکرمه این صله و موصول است؛ این‌که مفهوم مطلق شرط ندارد. به بیان دیگر ضمیر در من کان عالما فاکرمه بر می‌‌گردد به من کان عالما چون موصول بدون صله ابهام دارد، ‌با صله ابهامش رفع می‌‌شود. ضمیر فاکرمه بر می‌‌گردد به این موصول معرف به صله، بر خلاف ان کان العالم عادلا فاکرمه؛ آنجا ضمیر بر می‌‌گردد به عالم. می‌‌گوید اگر عالم عادل باشد اکرامش واجب است.

چاپ این بخش

  تناقض در کلام مرحوم آخوند در فرق بین معلوم التاریخ و مجهولی التاریخ
ارسال‌شده توسط: حسین بن علی - 27-دي-1396, 20:43 - انجمن: اصول استاد قائینی - بدون‌پاسخ

مرحوم آخوند فرمودند که استصحاب در مجهولی التاریخ جاری نمی شود چون اتصال احراز نشده است
در تبیین این فقره دو تقریب اساسی وجود دارد
1 مرحوم نایینی:فاصله زمانی بین ساعت یقین و شک مانع از استصحاب است و اکر ساعت حادث دیگر ساعت سوم باشد بین متیقن و مشکوک فاصله افتاده است
2 مرحوم آقا ضیا:  شبهه نقض یقین به یقین که به سبب علم اجمالی حاصل میشود مانع از جریان استصحاب است

با توجه به این دو تقریب، استصحاب معلوم التاریح نیز مبتلا به شبهه عدم احراز اتصال است چون اگر حادث مجهول قبل از معلوم محقق شده باشد، استصحاب عدم معلوم التاریخ در ظرف حادث دیگر مبتلا به فاصل شده است و احتمال این امر محقق شبهه عدم اتصال است
و این اشکال طبق هر دو تقریب بر مرحوم آخوند وارد است

چاپ این بخش

  وجه عدم ذکر توثیق برای ابراهیم بن هاشم
ارسال‌شده توسط: حسین بن علی - 27-دي-1396, 20:26 - انجمن: قواعد رجال - پاسخ‌ها (1)

با وجود جلالت ابراهیم بن هاشم و روایات فراوان او که در کتب اربعه موجود است چرا در هیج کتاب رجالی از او تعبیر به ثقه ننموده اند؟
مگر رجالیئن به غرض جرح و تعدیل روات،  کتاب را ننوشته اند؟

چاپ این بخش

  دلالت سکوت شیخ در فهرست، بر صحت مذهب راوی
ارسال‌شده توسط: حسین بن علی - 27-دي-1396, 12:08 - انجمن: قواعد رجال - بدون‌پاسخ

در رابطه با فهرست شیخ ابتدا ممکن است به جهت وعده ایشان در ابتداء کتاب، توهم شود که ایشان ملتزم به ذکر فساد مذهب بوده اند و اگر ذکری از آن نشده است در نظر شیخ ثقه بوده است
لکن با تتبع در فهرست روشن می شود که ایشان به این وعده عمل ننموده و در حدود پنجاه مورد از آن تخلف کرده اند
بنابر این ذکر نکردن فساد مذهب در فهرست از باب نبودن همت به ذکر است نه عدم پذیرش مطلب

چاپ این بخش

  تقریبی متفاوت از برائت عقلی
ارسال‌شده توسط: مسعود عطار منش - 27-دي-1396, 11:20 - انجمن: نکاتی از درس خارج اصول استاد سید جواد شبیری - پاسخ‌ها (1)

مناط قاعده قبح عقاب بلا بیان عبارت است از این که :
مقدمه اول این که عبد باید مطلقا تابع اراده و خواست مولا باشد به این معنا که اگر مولا از شما می خواهد خود را ملزم بدانی فلان کار را انجام دهی یا ترک کنی باید خود را ملزم بدانی و همینطور اگر مولا مصلحت را در این می داند که شما مرخص باشی و خود را در  فعل و ترک فلان کار آزاد بدانی باید تابع این خواست او نیز باشی (اباحه اقتضایی) و همینطور اگر در الزام کردن و ملزم بودن شما مفسده ای میبیند که نمی خواهد شما را ملزم کند شما نیز نباید خود را ملزم بدانی .
مقدمه دوم  این که در جایی که عبد احتمال می دهد فلان کار در نظر شارع واجب یا حرام است در قبالش این احتمال نیز هست که شارع مصلحت را در ترخیص شما دیده باشد و یا در الزام شما مفسده ای دیده باشد فلذا نخواهد شما در این امر ملزم باشی و این احتمال باعث می شود عبد متحیر مانده اصلا نتواند از اراده مولا تبیعت کند فلذا از این باب که تمکن از تبعیت ندارد مولا نمی تواند او را بازخواست کند .

چاپ این بخش

  تاثیر غلبه در ایجاد ظهور
ارسال‌شده توسط: مسعود عطار منش - 26-دي-1396, 11:24 - انجمن: نکاتی از درس خارج اصول استاد سید جواد شبیری - پاسخ‌ها (2)

در برخی موارد برای بیان برخی استظهارات به غلبه استناد شده است . مثلا شهید صدر در بحث این که اگر امری به طبیعت تعلق گرفته ظهور در صرف الوجود طبیعت داشته و اتیان یک فرد در امتثال آن کافیست ولی اگر نهی به طبیعت تعلق گرفت ظهور در انحلال داشته و حکم به حرمت تک تک افراد  طبیعت می شود ، نکتۀ این ظهور را غلبه دانسته اند به این بیان که غالب اوامر صرف الوجودی و غالب نواهی انحلالی می باشد مثل صل و لا تکذب که صلات با یک فرد امتثال می شود ولی حرمت کذب منحل به تمام افراد آن می باشد.
بحث کلی ما این است که اساسا آیا غلبه میتواند موجب ظن آوری شود یا خیر ؟
در پاسخ به این سئوال باید گفت غلبه بازگشت به استقراء دارد و استقراء بررسی موارد مختلف است برای که حکم موارد مشکوک را ولو ظنا بدست آوریم  اما باید دانست هر استقرائی و هر غلبه ای ظن آور نیست زیرا نکتۀ ظن آوری غلبه نسبت به مورد مشکوک بازگشت به این دارد که ما با استقراء و یافتن حکم واحد در غالب موارد وجود علتی را در موارد استقراء شده کشف می کنیم که این علت ولو ظنا در مواردمشکوک هم هست فلذا به وجود آن حکم غالبی که معلول است نیز ظن پیدا می کنیم فلذا اگر استقراء از وجود چنین علتی ولو بصورت ظنی کشف نکند چنین ظن آوری هم نخواهد داشت . شبیه همین بیان را مرحوم شیخ انصاری در بحث استصحاب مطرح کرده اند ایشان در مقام نفی ظن آوری استصحاب می فرماید نفس این که در غالب موارد حالت سابقه  متینه استمرار دارد حتی ظن هم ایجاد نمی کند که در محل مورد نظر هم همینگونه باشد و همین نکته ایک ه بیان شد اشاره می فرماید .
خلاصه این که اگر غلبه بخواهد منشأ ایجاد ظن و ظهوری در کلام باشد باید نکتۀ مذکور نیز لحاظ شود .

چاپ این بخش

  ملاک تعیین مدعی و منکر
ارسال‌شده توسط: ابو الخیر - 26-دي-1396, 02:25 - انجمن: اصول استاد شهیدی - پاسخ‌ها (2)

یکی از اختلافاتی که در تعیین مدعی و منکر وجود دارد این است که ملاک تعیین مدعی و منکر مصب دعوی است یا غرض آن
صاحب عروه, مرحوم امام و سید سیستانی ملاک را مصب دعوی (کیفیت طرح دعوی)میدانند ,فلذا اگر زید بگوید که من این کتاب را به عمرو فروخته ام اما عمرو بگوید تو آن را به من هبه کرده ای تداعی میشود چون هرکدام در بیان نزاع خود ادعایی را مطرح کرده اند، زید ادعای بیع کرده و عمرو ادعای هبه کرده است.
اما مرحوم خویی ، شهید صدر. و مرحوم تبریزی ملاک را غرض دعوی می دانند. در همین مثال گرچه زید ادعای بیع و عمرو ادعای هبه کرده است اما غرض زید از ادعای بیع ،اثبات شغل ذمه عمرو به ثمن کتاب است و غرض عمرو از ادعای هبه نفی شغل ذمه اش میباشد. با در نظر گرفتن غرض دعوی و با توجه به اینکه اصل عدم شغل ذمه ی عمرو است ،در این مثال زید مدعی و عمرو منکر خواهد بود.

چاپ این بخش

  قواعد تصحیف
ارسال‌شده توسط: محمود رفاهی فرد - 26-دي-1396, 01:16 - انجمن: فقه استاد سید محمد جواد شبیری زنجانی - بدون‌پاسخ

آدمی زاد، خطاهایش نیز یک روند منطقی دارد. تحریفات و تصحیفاتی که در نسخ رخ میدهد در اثر خطاهایی است که در روندی طبیعی حاصل شده اند. مهم شناخت روند خطا است تا در پی آن قواعد تحریف و تصحیف را کشف کرد.
یکی از مهم ترین قواعد تحریف این است که روند تحریف از شکل نامأنوس به مأنوس رخ می دهد. لذا اگر متنی دو نسخه داشت که یکی مأنوس و دیگری نامأنوس بود، اصل این است که نسخه‌ی نامأنوس اصیل بوده و در نسخه ی دیگر عبارت نامأنوس به مأنوس تبدیل شده است.
مثلا محمد بن اسلم، در بیشتر مصادر، به "جبلی" توصیف شده و در بعض مصادر(علامه در خلاصه از ابن غضائری) به "حلبی" توصیف شده است.
بنا بر قاعده ای که ذکر شد؛ حلبی تصحیف جبلی است و نه بالعکس. زیرا حلبی وصف شایعی است بر خلاف جبلی که این گونه نیست. لذا جبلی اصیل است و حلبی مصحف.

چاپ این بخش

  تفکیک بین مقصودین بالافهام و حجیت ظواهر
ارسال‌شده توسط: میرزا رضا نائینی - 25-دي-1396, 19:17 - انجمن: کفایه - پاسخ‌ها (1)

میرزای قمی در مورد حجیت ظواهر میفرماید : مقصود بالافهام خطابات مشافهین اند و برای غیر مشافهین قراین موجود احتمال حذف شدنش بالا است پس در رسیدن و فهم این خطابات اجمال حاصل میشود وظهور مخدوش است انسداد کبیر-
مرحوم آخوند: غیر مشافهین هم مقصود بالافهام اند و اگر هم نباشند ظهور کلام آن ها حجت است تفکیک بین مقصود بالافهام بودن وحجیت  ظواهر-
استاد اعلایی: مقصود بالافهام خطابات مشافهین اند و وظیفه بیان هر امام به غیر موجودین عصر خود معلوم نیست اما انسداد کبیر و اجمال در خطابات هم پذیرفته شده نیست بلکه با رسیدن به فضای صدور و نگریستن از دریچه مشافهین به کلام معصوم ، ظهور آن شکل گرفته و حجیت دارد انسداد تبعیضی-
و همچنین تفاسیر علمی قرآن که خارج از فهم مخاطبین و مشافهین آن بوده حجیت ندارد البته منافات با حجیت فهم عمیق تر غیر مشافهین ندارد .

چاپ این بخش

  مفاد بعینه در روایات اصاله الحل از نگاه شیخ اعظم
ارسال‌شده توسط: مسعود عطار منش - 25-دي-1396, 11:42 - انجمن: نکاتی از درس خارج اصول استاد سید جواد شبیری - بدون‌پاسخ

در برخی روایات اصاله الحل غایت اینست :«حتی تعرف انه حرام بعینه» که مرحوم شیخ ظهورش در علم تفصیلی را نپذیرفتند و تعبیر بعینه را دال بر علم تفصیلی ندانسته اند بخلاف روایتی که تعبیرش اینست «حتی تعرف الحرام منه بعینه» که شیخ ظهورش در علم تفصیلی را پذیرفته اند و فرموده اند مطابق ظاهر این روایت تا علم تفصیلی نباشد حکم به حلیت می شود البته به این ظهور ملتزم نشده اند . فرق بین این دو تعبیر : اگر من بگویم من معرفت دارم به این که پدر زید بعینه عمرو است(که عبارت ارای تعبیر اول است) منافاتی ندارد با این که پدر زید را بعینه نشناسم یعنی نمی توانم به عمرو که پدر زید است اشاره کنم و نسبت به وی معرفت تفصیلی ندارم ولی در عین حال می دانم او بعینه پدر زید است نه غیراو فلذا با علم اجمالی هم سازگار است ولی اگر گفتم من پدر زید را بعینه می شناسم معنایش اینست که می توانم به او اشاره کنم و الا معرفت من نسبت به او بعینه نیست پس بستگی دارد بعینه برای بیان رابطه بین معرفت و پدر زید باشد یا رابطه بین این که عمرو پدر زید چون اگر قید معرفت باشد باید معرفت تفصیلی باشد ولی اگر قید عمرو باشد که او و نه غیر او پدر زید است منافاتی ندارد با معرفت اجمالی .

چاپ این بخش