مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.

نام‌کاربری
  

رمز عبور
  





جستجو در انجمن‌ها

(جستجو‌ی پیشرفته)

آمار انجمن
» کاربران: 1,037
» آخرین کاربر: رباط جزی
» موضوعات انجمن: 1,083
» ارسالهای انجمن: 4,721

آمار کامل

آخرین موضوعات
جایگاه افعال مطلق در کفای...
انجمن: کفایه
آخرین‌ارسال: 82036
1 ساعت قبل
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 11
بررسی اطلاق در فکلوا مما ...
انجمن: کفایه
آخرین‌ارسال: 82036
2 ساعت قبل
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 6
بررسی دلیل استحاله جعل ول...
انجمن: مطالب علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: رضا
11-مهر-1397, 18:10
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 702
دوری بودن تبادر
انجمن: کفایه
آخرین‌ارسال: رضا
11-مهر-1397, 11:39
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 102
تفکیک بین قبح مقید و قبح ...
انجمن: مکاسب شیخ
آخرین‌ارسال: رضا
9-مهر-1397, 12:52
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 1,103
اقسام موضوعات حکم شرعی
انجمن: اصول استاد قائینی
آخرین‌ارسال: رضا
9-مهر-1397, 12:35
» پاسخ‌ها: 1
» بازدید: 201
آیت الله تبریزیان و عمل ب...
انجمن: مطالب علمی (اصولی)
آخرین‌ارسال: 89194
18-مرداد-1397, 11:39
» پاسخ‌ها: 10
» بازدید: 1,526
تقریرات فقه استاد شهیدی 9...
انجمن: فقه استاد شهیدی
آخرین‌ارسال: 89195
13-تير-1397, 10:12
» پاسخ‌ها: 0
» بازدید: 392
ملازمه عقلیه در مساله اجز...
انجمن: الموجز و اصول فقه
آخرین‌ارسال: عبدخدا
26-ارديبهشت-1397, 15:53
» پاسخ‌ها: 2
» بازدید: 2,878
روش شیخ الطائفه در جمع بی...
انجمن: سوالات علمی (فقهی)
آخرین‌ارسال: سید محسن حائری
25-ارديبهشت-1397, 02:44
» پاسخ‌ها: 3
» بازدید: 2,279

 
  دلیل حرمت مشاهده فیلمهای مبتذل
ارسال‌شده توسط: فقه جواهری - 9-ارديبهشت-1397, 15:48 - انجمن: فقه استاد شهیدی - پاسخ‌ها (3)

ما از مذاق شارع  حرمت مشاهده افلام خلاعیه را از روی شهوت کشف می‌‌کنیم. مفاسد نوعی که مترتب است بر انتشار این فیلم‌های مبتذل که بسیاری از جوان‌ها و نوجوان‌ها را به انحراف اخلاقی کم یا زیاد کشانده است که عرف این مفسده را کمتر نمی‌داند از مفسده نظر بشهوة به خود زن در حالی که هیچ خوف وقوع در زنا با او را ندارد مثل اینکه زن متشخصی است احتمال ندارد که بخواهد این جوان با او ارتباط نامشروع برقرار کند اما زن زیبایی است، نگاه شهوت‌آمیز به او حرام است، ‌مفسده دارد. خب نگاه شهوت‌آمیز به این فیلم‌های مبتذل که به نظر عرف مفسده‌اش بیشتر است. لااقل اگر این مطلب منشأ فتوی به حرمت نشود منشأ احتیاط واجب می‌‌شود. و این‌که جرأت بکند انسان و فتوی به حلیت بدهد بسیار کار سختی هست.
ولی نگاه کردن و مطالعه کردن کتاب‌های مشتمل بر داستان‌های مثیر شهوت اگر خوف وقوع در حرام را نداشته باشد اثبات حرمت خیلی مشکل است. و لذا مرحوم آقای گلپایگانی با این‌که خیلی محتاط بود فتوی نمی‌داد، می‌‌گفت بهتر است اجتناب بشود از خواندن این داستان‌های مثیر یا فکر مثیر شهوت. آقای خوئی و ‌آقای سیستانی هم فتوی به عدم حرمت داده اند و لذا راجع به مطالعه قصص خلاعیه از روی شهوت یا تفکر در قضایای شهوت‌انگیز اگر خوف وقوع در حرام نباشد نمی‌شود فتوی به حرمتش داد. بعید نیست که حلال باشد.
فقه محرمات 23/12/96

چاپ این بخش

  اشکال در نقلهای مستقیم عبدالله بن مسکان
ارسال‌شده توسط: فقه جواهری - 9-ارديبهشت-1397, 15:42 - انجمن: بررسی راویان - پاسخ‌ها (3)

یک بحثی هست در مورد نقلهای مستقیم عبدالله بن مسکان 
در کتاب رجال کشی از یونس نقل می کند که می گوید: عبدالله بن مسکان فقط یک حدیث از امام صادق علیه السلام شنید و  آن هم من ادرک المشعر فقد ادرک الحج است در حالی که در مجامع حدیثی 35 مورد هست که عبدالله بن مسکان مستقیم از امام صادق علیه السلام نقل کرده است. 
اینجا این بحث مطرح است که بگوئیم یونس بن عبدالرحمن اشتباه کرده است و یا این 35 مورد ارسال در آن هست، مطلب به نظر استاد شهیدی مشکل است
دوستان وجهی برای رفع مشکل دارند؟؟؟

چاپ این بخش

Question ثمره مقدمه واجب و مباحث مرتبط به عدالت
ارسال‌شده توسط: میرزا رضا نائینی - 7-ارديبهشت-1397, 23:07 - انجمن: کفایه - بدون‌پاسخ

در كلمات علما، چندين ثمره بر نزاع در باب مقدّمه واجب ذكر شده است.
از جمله آن گفته‏اند اگر ذى‏المقدّمه‏اى داراى چند مقدّمه باشد و فردى آن واجب را باتمام مقدّماتش ترك كند، در اين صورت اگر قائل به وجوب مقدّمه باشيم نتيجه‏اش اين است كه عنوان فسق بر او منطبق مى‏شود زيرا او چند واجب را ترك كرده در حقيقت اصرار بر حرام و گناه دارد و نفس اصرار بر گناه- و لو صغيره باشد- عنوان كبيره پيدا مى‏كند و عادل نيست.
آخوند : مسلّما اصرار بر گناه، تحقّق پيدا نكرده. وقتى مكلّف، اوّلين مقدّمه را ترك كرد، به تبع آن، قدرت بر انجام ذى المقدّمه ندارد لذا به خاطر عدم قدرت بر اتيان ذى المقدّمه، اصل تكليف، نسبت به واجب، ساقط مى‏شود و به تبع آن چون سائر مقدّمات هم وجوب غيرى داشته، آن تكليف نسبت به مقدّمات هم ساقط مى‏شود لذا از آن مكلّف، فقط يك عصيان و مخالفت، تحقّق پيدا كرده و بر عصيان واحد، عنوان اصرار، صادق نيست و موجب فسق هم نمى‏شود.
استاد حسینی نسب فرمودند که مرحوم تبریزی می فرمایند :
وقتی مکلف یک مقدمه را ترک کرد ، تکلیف به همه منجز بود و کسی که قائل به وجوب مولوی غیری برای مقدمات است تمام آن ها را منجز میداند و با یک ترک تمام آن واجبات منجز را ترک کرده است مانند کسی که از پشت بام خود را بر روی کسی بیندازد این شخص هم خودکشی کرده و هم قتل نفس کرده است. 

و در ثانی لا صغیره مع الاصرار منصرف از وجوب غیری است و ظهور بر نفسی دارد و در هر حال برای خروج از عدالت یا باید مرتکب کبیره شد یا آنکه اصرار بر صغیره داشته باشد اما در مانحن فیه که کبیره مرتکب نشده چون ترک مقدمه از جمله واجباتی نیست که بر ترکش وعده عقاب و عذاب داده شده باشد و هم چنین اصرار بر صغیره هم نیست چون اصرار بر صغیره ای که موجب خروج از عدالت میشوند آن است که بر صغیره واحد اصرار ورزد و مانحن فیه ارتکاب صغایر متعدد است و آن موجب خروج از عدالت نیست .
اشکال مرحوم فاضل به آخوند : بيان مذكور، قابل مناقشه هست زيرا سلب قدرت مكلّف، نسبت به ذى المقدّمه در اثر سوء اختيار بوده و امتناع به سوء اختيار، موجب سقوط تكليف نمى‏شود و منافاتى با مسأله اختيار ندارد.
درعين‏حال، غير از اشكال مصنّف، ايراد ديگرى به اصل ثمره دوّم داريم كه:
مخالفت با مقدّمات، موجب معصيت نيست زيرا معصيت آن است كه باعث استحقاق عقوبت شود و ما در بحث واجبات غيريّه و طهارت ثلاث گفتيم بر مخالفت واجب غيرى، استحقاق عقوبت، مترتّب نمى‏شود و ترك آن‏ها موجب فسق نمى‏گردد كه در دنبالش استحقاق عقوبت مطرح باشد و صرف ترك يك يا دو واجب غيرى بدون اينكه استحقاق عقوبتى بر مخالفت آن مترتّب گردد، موجب فسق نمى‏شود.
 
 

چاپ این بخش

  مرحوم خویی:صحت حمل و صحت سلب علامت تبادر نیست
ارسال‌شده توسط: 90220 - 3-ارديبهشت-1397, 08:39 - انجمن: اصول استاد گنجی - بدون‌پاسخ

مرحوم خویی در بحث علامت حقیقت و مجاز وقتی به علامت دوم میرسند میفرمایند این علامت، اماریت برای حقیقت و مجاز نیست زیرا در حمل ما باید ابتدا موضوع و محمول را تصور کنیم تا بتوانیم حمل را انجام بدهیم و اگر موضوع و محمول را در ذهن احضار کردیم دیگر نیاز به حمل پی بردن به حقیقت و مجاز نیست چون موضوع و محمول تصور شده است.
جناب اقای گنجی در جواب فرمودند که ما گاهی اوقات با حمل میخواهیم حکایت از چیزی بکنیم و ان را حاکی قرار دهیم در اینجا نیاز به تصور موضوع و محمول و مشخص کردن انها داریم و گاهی اوقات ما عملیات حمل را برای اختبار و ازمایش انجام میدهیم و بررسی کنیم که ایا این حمل صحیح است یا نه؟ و در این حمل اختباری نیازی به مشخص کردن موضوع و محمول نیست؟
سوال: ایا فرق قارقی بین این دو حمل وجود دارد یا خیر؟

چاپ این بخش

  اتحاد ابن قولویه و ابن مسرور 3
ارسال‌شده توسط: هادی - 2-ارديبهشت-1397, 23:49 - انجمن: بررسی راویان - بدون‌پاسخ

در پست قبل در جهت اثبات اتحاد ابن قولویه و ابن مسرور به  ذیل عبارت نجاشی در ترجمه علی بن محمد بن جعفر بن موسی بن مسرور اشاره کردیم. مرجوم آقای خوئی به این استدلال اشکالی مطرح فرمودند. ایشان می فرمایند: هذا الاحتمال بعيد جدا، فإن علي بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور، لم يسمع منه على ما ذكره النجاشي و جعفر بن محمد بن قولويه، لم يرو عن علي بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور و إنما روى كتابه عن أخيه (علي). كما روى عن أخيه في كتاب كامل الزيارات كثيرا، و ليس في كلام النجاشي أن جعفر بن محمد بن قولويه روى عن أخيه علي بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور، و عليه فلم يثبت أن قولويه اسمه مسرور، بل الثابت خلافه.
ایشان دو استدلال برای عدم اتحاد ذکر کرده اند که فعلا یکی را که جواب استدلال به عبارت (حدثنا اخی به) بود را ذکر می کنیم. خلاصه استدلال ایشان بتقریب منی این است که نجاشی نفرموده (اخی) همان صاحب ترجمه است بلکه ظاهر عبارت این است که برادر ابن قولویه غیر از صاحب ترجمه است جون می گوید( حدثنا اخی به) و ظاهر این است که کسی که تحدیث می کند اثر دیگری را تحدیث می کند نه اثر خود را.
اما در جواب به این استدلال مرحوم آقای خوئی باید گفت که عادت مرحوم نجاشی در ذکر طرق آن است که صاحب گتاب را در آخر طریق ذکر می کند (مگر در موارد بسیار بسیار نادر که قرینه دارد) بنابراین با توجه به عادت نجاشی نمی توان معنای مرحوم آقای خوئی را درست دانست و ظاهر کلام نجاشی حمل بر عادتش می شود.

چاپ این بخش

  شبهه مفهومیه جزو شبهات حکمیه نیست!!
ارسال‌شده توسط: 89194 - 2-ارديبهشت-1397, 16:01 - انجمن: اصول استاد سید محمود مددی - پاسخ‌ها (9)

استاد مددی اخیرا در درس خارج اصول فرمودند که شبهات مفهومیه جزو شبهات حکمیه محسوب می شود و رفعش به ید شارع است.

************
لکن مسئله این جاست که اگر شارع مثلا برای «غنا» احکامی را قرار داده است و غنا شبهه مفهومیه دارد یعنی حقیقت شرعیه یا متشرعیه ای برای آن قرار داده نشده، پس باید به فهم عرف رجوع نمود. حال اگر معنای عرفی آن هم مجمل است دلیلی وجود ندارد که حتما شارع باید این ابهام را زایل کند بلکه شارع موضوع را مشخص کرده و اگر در تشخیص آن هم عاجز ماندیم شارع متعال اصول عملیه را قرار داده است و در نتیجه در مقام عمل متحیر نمی مانیم. لذا دلیلی برای این که رفع شبهه مفهومیه به ید شارع باشد نداریم. 

 لذا شبهه مفهومیه در زمره شبهات موضوعیه باید قرار گیرد نه حکمیه.

لطفانظر خود و یا اساتید محترم را در این رابطه بفرمایید.

چاپ این بخش

  راه چهارم سقوط تکلیف در نظر آخوند و متاخرین
ارسال‌شده توسط: میرزا رضا نائینی - 2-ارديبهشت-1397, 10:54 - انجمن: کفایه - پاسخ‌ها (1)

آخوند : مقدمه واجب از جهت اطلاق و تقیید مانند ذی المقدمه است
صاحب فصول : مقدمه مقید به موصله بودن و تحقق خارجی در ایجاد ذی المقدمه است 
اشکال آخوند: اگرمقدمه مقید به تحقق خارجی باشد پس بااتیان مقدمه امر ساقط نمیشود چون نه اطاعت رخ داده و نه عصیان و نه انعدام موضوع پس با اتیان مقدمه هم چنان امر به آن ساقط نشده  در حالی که نمی توان این را پذیرفت پس میگوییم علّت سقوط تكليف، موافقت با آن هست زيرا عبد، آن را اتيان و سلّم را نصب نموده پس نتيجه مى‏گيريم كه: وجوب غيرى، مربوط به نصب سلّم و ذات مقدّمه هست، ترتّب و انجام ذى المقدّمه، مدخليّتى در وجوب غيرى آن نداشته است
صاحب فصول در جواب اشکال: راه‏هاى سقوط تكليف، منحصر به سه طريق مذكور نيست بلكه راه چهارمى هم براى آن مطرح است كه: اگر در موردى، غرض از تكليف، تحقّق پيدا كرد امّا حصول غرض، ارتباطى به فعل مكلّف نداشت، آن تكليف ساقط مى‏شود.
و وقتى مقدّمه و نصب سلّم، تحقّق پيدا كرد- در زمانى كه ذى المقدّمه، حاصل نشده- چون هدف از واجب غيرى، محقّق شده، لذا وجوب غيرى مقدّمه، ساقط مى‏شود.

در جواب آخوند میگوید: طريق چهارم سقوط تكليف مورد قبول ما هست امّا فائده‏اى براى محلّ بحث ما ندارد و بعد وارد تفصیلات در فرق مانحن فیه و طریق چهارم می شود .
استاد حسینی نسب فرمودند : مرحوم امام و تبریزی  اصل راه چهارم سقوط تکلیف را به عنوان راه مستقل قبول ندارند چون در زمانی که اطاعت رخ میدهد به صورت قطعی متوجه این میشویم که غرض استیفا شد و در صورت عصیان هم میفهمیم که غرض محقق نشد اما این که بدون تحقق اطاعت و عصیان بخواهیم بفهمیم که غرض حاصل شده محل تامل است چون اثباتا مساله مشکل است

چاپ این بخش

  لب مطلب در تمسک به عام در شهه مصداقیه مخصص
ارسال‌شده توسط: مسعود عطار منش - 2-ارديبهشت-1397, 07:39 - انجمن: اصول استاد سیدجواد شبیری - پاسخ‌ها (1)

اگر شارع عامی را بیان کرد و سپس تخصیصی بر این عام وارد شد و سپس شک کردیم این فرد عام از افراد مخصص است یا نه ؛ بحث شده است که آیا امکان تمسک به عام وجود دارد یا نه ؛ برخی در اینجا بین مخصص لفظی و لبی فرق گذاشته اند و لکن به نظر ما نکتۀ اصلی در جواز و عدم جواز امر دیگری است که البته ممکن است در مخصصات لبی بیشتر از لفظی یافت شود ؛ و بیان ذلک :
گاهی تخصیص افرادی است و گاهی عنوانی ، تخصیص افرادی تخصیصی است که به عام عنوان جدید نمی دهد ولی تخصیص عنوانی تخصیصی است که به عام عنوان جدید می دهد ؛ حال اگر تخصیص افرادی باشد می توان به عام تمسک کرد ولی اگر عنوانی باشد نمیتوان ؛ بیان ذلک :
گاهی شارع تضمین کنندۀ موارد بوده و به نحوی با بیان همان عام ، شک ما را زائل میکند ( ولو به کمک اصاله العموم او الاطلاق) ولی گاهی ناظر به آن جهت شک نبوده و تضمین کنندۀ آن جهت نیست . فرض کنید شارع میگوید صلوا  ، این امر دو قید لبی دارد یکی مقدوریت و دیگری ملاک دار بودن چون اگر نماز مقدور نباشد یا ملاک نداشته باشد عقلاً نمیتواند متعلق امر باشد و این یک تخصیص لبی برای امر به صلوا می باشد .
و لکن باید دانست بین این دو مخصص فرق است در تضمین شارع و عدم تضمین شارع ؛ همانطور که پیداست به طور متعارف کشف ملاکات احکام برای مکلفین ناممکن است فلذا اگر شارع در جایی به نماز امر کرد همین نماز به معنای تضمین وجود ملاک در نماز است و اگر ما شک کردیم که فلان نماز ملاک دارد یا نه با اطلاق یا عموم می توانیم شک را دفع کنیم ولو شبهۀ مصداقیه در مخصص داریم ولی همین شک در مقدوریت و عدم مقدوریت به نحوی دیگر است چون شارع که می گوید صلوا وجود قدرت در مکلفین را تضمین نمیکند و با توجه به این که تشخیص قدرت وداشتن و نداشتن برای خود مکلفین ممکن است می تواند به آنها واگذار کرده باشد بخلاف ملاکات فلذا اگر در قدرت داشتن و نداشتن شک کردیم نمی توانیم به اطلاق و عموم تمسک کنیم زیرا قدرت از قیودی است که تخصیص عنوانی می دهند و عام را عنوان دار می کند .

چاپ این بخش

  مناط حجیت خبر واحد و مباحث مرتبط با حجیت فتوایی
ارسال‌شده توسط: میرزا رضا نائینی - 31-فروردين-1397, 21:17 - انجمن: کفایه - بدون‌پاسخ

یکی از ادله ای براى حجّيّت شهرت فتوائى مطرح است این است که :  خبر واحد فى الجملة حجّت است. و ملاك حجّيّت آن اين است كه براى مخبر له ظن آور است و تا حدّى وثوق و اطمينان از خبر واحد حاصل مى‏شود.
ملاك در شهرت فتوائى بنحو اولويّت وجود دارد.
آخوند : شما از كجا ملاك حجّيّت خبر واحد را به دست آورديد كه: ملاك حجّيّت خبر واحد حصول ظن براى مخبر له است؟
بله غايت مطلب چنين است كه انسان ظن دارد كه ملاك حجّيّت خبر واحد حصول ظن براى مخبر له است و این دلیل نمیشود
به علاوه ممكن است كسى ادّعا كند كه ما اصلا مظنّه هم پيدا نمى‏كنيم كه ملاك حجّيّت خبر واحد حصول ظن باشد زيرا:
چون اگر مناط باشد باید در مرحله اثبات این تطابق وجود داشته باشد در حالی که طردا و عکسامی بینیم که ظن آوری ملاک حجیت نیست مثلا مى‏دانيم كه: چه از خبر واحد مظنّه پيدا بشود يا نشود خبر واحد حجّيّت دارد.
پس چگونه مى‏توان ادّعا كرد كه ملاك حجّيّت خبر واحد حصول ظن براى مخبر له است و همچنین چه بسا اماره ای که ظن آوری داشته باشد وبرای ما حجت  نباشد
استاد اعلایی در این رابطه فرمودند : میتوانیم بگوییم که حکمت حجیت خبر واحد ظن آور بودن است و در بیان معنای حکمت در نظر استاد میتوان گفت که رابطه حکم با حکمت  اعم از علت است و حکم اوسع از حکمت جعل میشود اگر چه علت حقیقی حکم همان حکمت است اما برای جلوگیری از حرج و مرج و تحفظ بر احکام واقعیه اوسع از آن جعل میشود  پس  این که برای عدم مناط بودن ظن آوری بودن مثال خبر واحد را میزنید که ولو ظن آوری نداشته باشد این مثال غلط است  چون چهه بسا علت و مناط حقیقی برای حجیت خبر واحد ظن آوری باشد اما اگر حکمت بود حکم هم باید بیاید  و اما اگر حکمت نبود تلازم با عدم الحکم نیست
 
 

چاپ این بخش

  تذکر مهم
ارسال‌شده توسط: هادی - 31-فروردين-1397, 13:22 - انجمن: نکات و ترفندهای پژوهش - بدون‌پاسخ

سلام خدمت دوستان عزیز
یکی از آفت هایی که حوزه های علمیه به آن دچار هستند بحث بر سر هر چیز بدون تحقیق است حاشیه زنی بر مطالب دیگران بی فایده نیست اما مهم این است که خود طلبه مطالب را بررسی کند و فواید و نتایج این کار اکثر من ان یحصی هست. دوستان خودتون کار کنید خودتون خودتون

چاپ این بخش