امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشکال اشکال به مقدوریت حصه متضاد از جامع واجب موسع
#1

باسمه تعالی
سلام علیکم!
استاد دام ظله در درس امروز به مرحوم میرزا اشکالی از محقق خوئی را مطرح فرموده و تأیید نمودند که میرزا قائل به تقیید جامع واجب موسع (مثل جامع افراد نماز )به فردی از نماز که متضاد با واجب مضیقی (مثل ازاله نجاست از مسجد) شده بود و دلیلش این بود که در این فرد دیگر صلات مقدور نیست و چون خطابات ظهور در تکلیف مقدور دارند امر به صلات این فرد را شامل نمی شود فتقع الصلاة باطلة و محقق خوئی اشکال می کنند که در این فرد هم صلات مقدور است و نیازی به تقیید جامع نیست.
به نظر می رسد قدرت در اشکال محقق خوئی خلط شده است؛ چون درست است که مکلف قدرت دارد با سوء اختیار صلات که متضاد با ازاله است را انجام دهد؛ ولی این قدرت تکوینی است و آنجه که خطابات ظهور در آن دارند، قدرت تشریعی است. پس درست است که مکلف قدرت تکوینی بر انجام صلات دارد؛ ولی بر اساس خطابات و اینکه در اینجا ازاله مقدم است، شرعا قدرت بر انجام صلات ندارد؛ چون صلات متضاد با ازاله امر ندارد. و اینکه گاهی گفته می شود وجدانا قدرت دارد، منظور قدرت تکوینی است که گفتیم انکار نمی شود؛ ولی خارج از مدلول خطابات شرعی است و اگر گفته شود: عقل حاکم بر شرطیت قدرت است نه خطابات شرعی، در این صورت هم عقل قدرت تشریعی را مورد نظر قرار می دهد نه قدرت تکوینی را. فتأمل تعرف ان شاء الله تعالی.
پاسخ
#2
باسلام
ظاهرا آنچه تقریر نموده اید مطابق با فرمایش استاد نیست
لذا برای روشن شدن بحث ابتدا کلام محقق ثانی وسپس اشکال میرزا به ایشان ودر پایان اشکال به میرزا ونکته ای که بر طلبه ی فاضل مخفی مانده را ،بیان می کنیم
اما کلام محقق ثانی :
در واجب موسع امر ،به جامع به نحو صرف الوجود تعلق گرفته
وازجمیع خصوصیات افراد چشم پوشی شده است البته این طبیعت صرف الوجودی ،مشروط به مقدور بودن است ودر بحث ما هرچند فردی ازصلاة که با ازاله تزاحم دارد مقدور نیست لکن متعلق تکلیف (همان طییعت صرف الوجودی)مقدور است به اعتبار قدرت بر افراد دیگر . حال اگر مکلف آن فرد مزاحم باازاله را اتیان کرد،امتثال صورت گرفته زیرا کما سبق خصوصیات افراد در متعلق تکلیف اخذ نشده است لذا امتثال چیزی جز انطباق ماتی به بامامور به نیست وخصوصیات افراد در مامور به اخذ نشده است ودر فرض ما ،با اتیان صلاة مزاحم باازاله،طبیعت صلاتی که به اعتبار افراد دیگر مقدور است محقق شده است
اما اشکال مرحوم نائینی :
اگر ماقدرت را از خود خطاب استفاده کنیم ،چون که غرض از امر تحریک مولوی است ،
آن حصه ای از طبیعت مامور به است که مقدور باشد ولذا حصه ای که از فرد مزاحم است ،مقدور نیست ولذا خارج از متعلق امر است
اما اشکال بر نائینی:
همانطور که درتقریب کلام محقق ثانی گذشت ، مامور به صرف وجود جامع است
وواضح است که جامع بین مقدور وغیر مقدور ،مقدور است ولذا اگر شخص فرد مزاحم را اتیان کرد،
درست است که برخصوص آن فرد قدرت شرعی ندارد ،لکن کماسبق خصوصیات فرد در متعلق حکم اخذ نشده است و لذاحتی با اتیان این فرد هم ،متعلق حکم یعنی صرف الوجود جامعی که مقدور است ولو به اعتبار افراد دیگر ،محقق می شود
در نتیجه بحث در این نیست که آیا بر فرد مزاحم قدرت داریم یا نه که بگوییم خلط بین قدرت شرعی و تکوینی شده ، مسلم است که قدرت شرعی نداریم وقدرت تکوینی داریم
لکن بحث در این است که با اتیان این فرد، صرف الوجود مقدور ،محقق می شود یانه
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان