امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ضعف أبی الجارود
#1
آقای خوئی أبی الجارود را به دو جهت توثیق کرده است: یکی بخاطر شهادت شیخ مفید در رساله عددیه، که گفته من الاعلام الرؤساء الماخوذ عنهم الحلال و الحرام. دوم بخاطر ورودش در تفسیر علی بن ابراهیم قمی که در دیباجه تفسیر علی بن ابراهیم می‌گوید نحن ذاکرون و مخبرون بما ینتهی الینا و رواه مشایخنا و ثقاتنا عن الذین فرض الله طاعتنا.
به نظر ما هر دو وجه ناتمام است؛
توجیه توثیق شیخ مفیدره
اما شهادت شیخ مفید در رساله عددیه: این تعبیر شیخ مفید برای ابی الجارود که رئیس فرقه منحرفه زیدیه جارودیه است به اینکه«من الرؤساء الاعلام الماخوذ عنهم الحلال و الحرام و الفتیا و الاحکام الذین لایطعن علیهم و لاطریق الی ذم واحد منهم» معقول نیست. اگر می گفت ثقه است و دروغگو نیست حرفی نبود اما این که تعبیر کند به «مرجع عالیقدر جهان اسلام» در زمانی که به کلینی ثقة الاسلام می‌گفتند ، بعید است که شامل أبی الجارود بشود. و لذا ما توجیه کردیم و گفتیم مقصود ایشان ناقل مجموع روایات محل بحث بوده است: ایشان در رساله عددیه در مقابل روایاتی که می‌گفت ماه رمضان همیشه سی روز است، ماه شعبان هم بیست و نه روز است؛ برای اثبات این مطلب که ماه های قمری گاهی بیست و نه روز است و همیشه سی روز نیست روایاتی ذکر می کند و می گوید روایاتی که دلالت دارد شهر رمضان قد ینقص و قد یتم این ها معتبر است و این روایات را بزرگان نقل کردند. یعنی مجموع من حیث المجموع نه تک تک این روایات. و الا نمی‌شود ابی الجارورد را بگوید جزء رؤساء اعلام است.
ادغام کتاب تفسیر قمی با تفسیر أبی الجارود
راجع به تفسیر قمی هم اگر قبول هم کنیم که دیباجه نوشته خود علی بن ابراهیم قمی است و تفسیر قمی را معتبر بدانیم، با این حال نمی توان أبی الجارود را توثیق کرد زیرا؛
در تفسیر قمی، تفسیر ابی الجارود ادغام شده است، و اصلا علی بن ابراهیم قمی از ابی الجارود نقل نمی کند. هر جا گفته شده: و فی روایة‌ ابی الجارود بعدش اینگونه آمده: رجعٌ الی تفسیر علی بن ابراهیم. متأسفانه آن کسی که این کتاب را جمع آوری کرد، امانت دار خوبی نبود. کتاب تفسیر قمی را با تفسیر ابی الجارود ادغام کرد. و قمی حتی یک مورد هم از أبی الجارود نقل نمی کند.
پاسخ
#2
عجيب ترين شخصی که در رجال دیدم ابو الجارود است( البته به جز ابو عمر زاهد)
به جز اینکه درباره ی او گفتار فراوان است ولی انچه عجیب تر است سخن ابن غضایری است
او می گوید اصحاب به انچه محمد بن بکر ارحبی از ابو الجارود نقل می کنند اعتماد دارند.
ارحبی سنه ۹۴ به دنیا می اید و ۱۷۱ می میرد.
هم شیعه و هم سنی نقل کرده اند لقبه الباقر بالسرحوب
پس انچه نجاشی گفته نمی تواند درست باشد
پس اساسا معلوم نیست ارحبی قبل از تغیر از او حدیث شنیده باشد
ایضا وصیتی در مکاتیب نقل شده که امام باقر به او وصیت کرده اند
روایاتی نقل می کند که از انها بوی غلو می اید
اصلا معلوم نیست او داعی به زید بوده یا محمد بن عبدالله بن الحسن
می گویند او قایل به وصف بوده نه تسمیه ولی من هر چه کتاب از طرفدارانش چه از قدمایشان چه از معاصرینمان خوانده ام همگی به نص و تسمیه معتقد بودند و اصلا اثبات می کرده اند در کتابهایشان تسمیه را مثل دیباج الوضی
از همه عجیب تر نقل هایی وجود دارد که می گوید او قبل از سنه ۱۲۰ مرده است و این بر اساس راویان و مروی عنه ها اصلا بعید نیست بلکه محتمل تر از سخن بخاری است
و الله اعلم
پاسخ
 سپاس شده توسط 83068


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان