امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیدار با فقها (دیدار با آیت الله محمد سند)
#1
این دیدار در نجف اشرف در تاریخ 21 مرداد 1396 صورت پذیرفت.

باسمه تعالی
این جلسه با توضیحاتی درباره مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام توسط استاد فاضلی آغاز شد.
از بزرگان قم که در نجف درک کردم از شاگردان نایینی عراقی و کمپانی بودند.
دو مباحثه در اصول داشته باشید یک مباحثه هم در فقه
مباحثه در اصول از اول الفاظ و دومی از اول حجج
در مباحث اول، آخوند و نایینی و عراقی مباحثی دارند. آقای ضیای عراقی در نهایه الافکار آمده است. مرحوم کمپانی هم خوب است.
بزرگان نجف می گفتند که مباحثه باید از حفظ گفته بشود بدون تعیین و با قرعه کشی ولو روزی نیم ساعت هر دو بحث اصول باید بشود.
در فقه هم بیع و مکاسب بحث شود. متن مکاسب شیخ، حاشیه آخوند و سید یزدی و میرزا علی شیرازی و حاشیه کمپانی و اگر شد حاشیه شیخ محمدحسین مامقانی را هم ببیند.
مباحثه آن هم باید از حفظ شود. اشکالات بیان شود. اگر یک دور این بحث انجام شود صناعت فقهی و اصولی انسان ایجاد می شود.
تتبع فقهی و ذوق عرفی
صناعت فقهی و صناعت اصولی همه با هم متفاوت است.
این مباحثات باعث تقویت صناعت اصولی و فقهی انسان می شود.
برای به دست آوردن مواد فقهی این کار کافی نیست. معروف است که سید یزدی هفت بار جواهر را خوانده و سید ابوالحسن سه بار و نیم جواهر را خوانده.[1]
تکرار بسیار موثر است. در قصص العلما میرزا تنکابنی می گوید: از شیخ جعفر کاشف الغطا پرسیدند که چطور این قدر مبرز شدید؟ فرمودند 300 بار کتاب شرایع را خواندم.
حتی اگر 30 بار هم باشد بسیار مفید است.
کتاب الصلاه عروه را خدمت میرزا هاشم آملی بودم. ایشان بسیار نکته سنج بود. روزی مریض بود. رفتیم درس آقای مرعشی. ایشان داستان سید عبدالحسین شرف الدین را مطرح کرد. گفتم شما خیلی موفق بودید و بارها به الازهر رفته اید. راز موفقیت شما چیست؟ ایشان گفت: من 18 بار مطول را درس داده ام. به طوری که علم بلاغت در دستم مثل موم شده آن را برای دفاع از اهل بیت به کار بستم.
یک نکته بلاغی زمحشری در آیه مودت بیان کرده که کل علمای شیعه به آن نرسیده اند که سید عبدالحسین شرف الدین با هنر خود آن را از زمخشری بیان کرده در دفاع از اهل بیت. نکته بالاتر از وجوب مودت
علم بلاغت این چنین اثر دارد. زمحشری می گوید: چرا در قرآن می گوید: المودی للقربی، چرا نفرمود المودی فی القربی یا القربی یا ....
با اینکه در آیه مودت یک کفه آن زحمات پیامبر صل الله علیه و آله و یک کفه آن مودت است و این فرمول برای خود قرآن یا انبیاء اولو العزم هم بیان نشده است. زمخشری بالاتر از این را بیان می کند.
در این آیه سه ولایت است؟ ولایت الله ولایت النبی و ولایت القربی
تکرار ذهن را تیز هوش می کند.
 یکی از رازهای تسلط بر هر علمی این است که فهرست آن علم دست انسان باشد. هم فهرست اجمالی و هم فهرست تفصیلی. فهرست در واقع نقشه آن علم است. البته نقشه هر علمی شاهرگ های اصلی آن علم است.
علم عقاید
بزرگانی در فقه و اصول بارشان را بسته اند ولی در علم کلام و عقاید بالشان رشد نکرده است و اگر تصدی این علم را پیدا کنند خطرناک است. خیال نشود در علم کلام به سرعت می توان تسلط پیدا کرد. این علم چندین برابر علم فقه است. قرآن شناسی در بسیاری از پایه ها مربوط به علم کلام است. شبهاتی درباره کتب آسمانی است که خودش یک علم را تشکیل داده است. خیلی از افراد در تئوریزه کردن مباحث ادیان موفق نبوده اند. شهید ثانی در کتاب حقایق الایمان بسیار خوب بحث کرده است. مجلسی به صورت پراکنده این بحث را مطرح کرده است.
برای مثال معنای تفکیر چیست؟ این علم روز است. تنها فقه نمی شود همان طور که کلام تنها هم نمی شود. تفکیر به معنای حرمت نداشتن مال و جان و مال نیست. داعش و طالبان عین مطالب فقهی اهل سنت و تولیدات آن است. حضرت زهرا علیها سلام فرمود: آیندگان خواهند دانست که این ها چه چیزی را پایه گذاری کردند. تفکیر به معنای تخطئه است. خونش حلال نیست. این از ضرورت های فقه شیعه است. بله کسی که عدوانی باشد ولو شیعه باشد خونش هدر است. این بحث باید با دوبال فقه و کلام بررسی شود.
اینکه پیامبر صل الله علیه و آله فرمود: علم کله فضیله الا آیه محکمه (کلام)، سنت محکمه (اخلاق )فریضه عادله (فقه)
لذا فلاسفه جواب این بحث را ندارند.
بحث نظام های سیاسی کجاست؟ فقیه جایگاهش کجاست؟
علوم تفسیری هم باید داشته باشید.
در این زمانه وقت برای راحتی نباید گذاشت. و الا با اندک لغزش می لرزیم.
بنده نمونه هایی دیدم که در دو علم قوی بودند ولی در یک علم قوی نبود لغزش پیدا کرد. بشر تشنه نور اهل بیت علیه السلام و قرآن است. اگر مجتهد هم نشویم باید ور برویم.
باید حداقل روزی یک ساعت در علم کلام وقت گذاشت. علم خلاف خودش یک علمی است. شبکه ولایت به این علم پرداخته است. لااقل باید اطلاعات عمومی از علم خلاف داشته باشیم.
برای مثال در مساله توسل لرزیدند، 70 سال پیش در نجف بین آقای قاضی و عده ای علما جنگ علمی در گرفت خود ایشان نتوانست حل کند.
سید یزدی صاحب عروه، در عرفان و فلسفه نیز قلدر است. شرح بر اسفار دارد. بسیار مسلط است. یک دیوان عرفان به شعر دارد. آیت الله بهجت به من فرمود: یکی از سید یزدی از پیش گویی هایی خطرناکی در مورد آینده ایران کرده است. این قدر قدرتمند بود. اما این مرد در بحث توسل در عروه در بحث توسل به اهل بیت نتوانست حل کند. شیخ جعفر کاشف الغطا این مساله را حل کرده در کتاب منهج الرشاد.
منظور از علم کلام معارف است نباید خود را محصور به فلسفه و عرفان یا کلام کرد. باید به سراغ وحی رفت
آقای علوی گرگانی: یکی از بستگان آقای طباطبایی فوت کرد. رابطه بین آقای گلپایگانی و طباطبایی که شاگرد هر دو بودم بسیار صمیمی است اگرچه آیت الله گلپایگانی ضد فلسفه بود. آقای گلپایگانی فرمودند که بیا با هم به تسلیت برویم. علامه گفت خواب عجیبی دیدم. مادرم که فوت کرد به خوابم آمد گفت هنوز سوالی که در معارف دارید هنوز حل نکردید. تصور کردم از عقل مادرم در برزخ بسیار بزرگتر است. گفتم نه حل نکردم. فهمیدم یک پیامی از حضرات معصومین علیهم السلام دارد. جوابش را گفتند. دیدم چقدر درست است. مادرش بهش گفت مادر بس نیست عمرت را در فلسفه گذاشتی، تصمیم گرفتم درس عقاید خود را بر روی احادیث بگذارم.
از چندین نفر از بزرگان پرسیدم فلسفه خواندن چه حکمی دارد؟ کسی نگفت حرام نیست ولی فرآورده بشر است ولی به پای وحی نمی رسد.
مگه علامه طباطبایی در نجف درس نخواند. در نجف هم هست ولی باید به فلسفه نگاه ابزاری کرد.
میرزا کاظم تبریزی را 4 سال در پنج شنبه و جمعه درک کردم: با چشم خودم حاشیه آسید ابوالحسن را بر منظومه دیدم.
منظور از تحریم فلسفه این است نباید در کنار کتاب و سنت قرار داد. فرق این دو آیا زیاد است. اگر هست باید روی هر کدام زحمت گذاشت؟ روش را باید تصحیح کرد. اگر ادعای اجتهاد در عقاید داریم چرا سیستم عقلی نمی توانیم از احادیث بیرون بیاوریم.
نمی شود به راحتی تسلط بر معارف پیدا کند، لا اقل باید اطلاعات عمومی در معارف بالا باشد.
تسلط انسان بر علوم روحی و عرفان با معارف رابطه دارد. یکی از بزرگان در معارف و فقه و اصول قوی است اما از جن گیر گول خورده است. گاهی اطلاعات عمومی از علوم غریبه محرمه برای فاضل ضروری است. این زمانه زمانه باریکی است. نیروهای جنگ روانی در این مسیر بسیار قوی هستند.
یکی از بزرگان گفتند در بسیاری از علوم غریبه و عرفان و کلام و هر آنچه مربوط به روان است مجتهد شدم تا جریان های انحرافی را بگیرم.
در مورد شیاطین و جنیان باید انسان اطلاعات داشته باشد.
آقای لنگرودی وکیل آقای گلپایکانی در هند و پاکستان کتابی از خاطراتش می نویسد از قدرت های مرتاضان در هند و پاکستان. می توانند پرونده شما را بخوانند. می تواند قطار را بایستاند. حالت خلق لبس دارد. آگهی عمومی نیاز است و بدون آن گول می خورد. حتی برای جواب به شبهات و تربیت روحی موثر است.
نکته دیگر اینکه در علم رجال است. مطلب نخست این است که بسیار ضروری است. نقطه نخست این است که در علم رجال شیعه چندین مکتب است. این مکتب آقای خویی تنها راه رهایی نیست. حتی مکتب نجاشی نیست. باید در این بحث قلدر شد، چندین مکتب رجال در علوم شیعه است. آقای خویی در اول معجم الرجال می فرماید: این که بنده می گویم خلاف مشهور است. میراث اهل بیت را نمی توان بر روی یک مکتب بنا کرد.
اجتهاد در علم رجال معنایش چیست؟ 3 جلد در رجال چاپ کرده ام. 18 روش در رجال هست. آقای بروجردی می فرماید انسداد در علم رجال شوخی است.
سطح علم در حوزه ها باید با بالارفتن علم بالا برود.
الذریعه آقا بزرگ بسیار کتاب ارزشمندی است. در جاهای مختلف در مورد یک کتاب بحث کرده است و ایشان در بحث اعتبار کتاب ها ایشان اعلم است. برخی از بزرگان در برخی از ابواب علم رجال
شناخت مکاتب علم رجال در پیش شیعه ضروری است.
خواندن مشیخه بسیار موثر است. دنبال کردن راویان بسیار موثر است. خواندن خاتمه مستدرک نوری از نظر مواد دریاست. از همه مهمتر صناعت در علم رجال است. صناعت به معنای هندسه است. در علم کلام و فقه و اصول و رجال و تفسیر صناعت داریم. به معنای اینکه چینش آن علم چگونه خواهد بود؟
صناعت رجال از فوائد الرجال به دست می آید. البته باید با بحث های اصولی مهم در این رابطه بسیار موثر است.
برخی گمان می کنند که اگر فلان مکتب نقد بشود اسلام از بین می رود.
حواشی عروه بسیار در ذهنیت صناعت فقهی انسان را تقویت می کند. در عبادات هم کتاب صلاه صناعت فقهی در عبادات را تقویت می کند. کوشش شود در مسائل مورد سوال به عروه مراجعه کنید.
نکته دیگر اینکه دوستی در دل با پیامبر و ائمه علیهم السلام را باید آبیاری کرد. این دوستی اختیاری ماست و بغض هم اختیاری ماست. اگر درخت دوستی را با ائمه آبیاری نکنیم خدایی نکرده در برخی صحنه ها می بازیم. امام صادق علیه السلام فرمودند هل الدین الا الحب. اگر این دوستی را در دل رعایت نکنیم، به مشکل برمی خوریم.
در اذن دخول می خوانیم: و فتحت باب فهمی بلذیذ مناجاتهم
5 واژه است. چرا واژه فهم را با لذت قلب آورده است. زمانی که لذت بردید زیارت قبول شده است. همان مقدار زیارت بوده است.
حضرت امیر علیه السلام می فرماید: جان ها می خواهند با هم سخن بگویند مودت است.
هر موقع دوستی در دل ایجاد شده باشد، گفتگو انجام شده است.
خود شناخت افعال قلب برای علم معارف اثر دارد.
آبیاری این درخت از راه هایی همچون شناخت اهل بیت است. راه دیگر آن تملق و لوس و ننر شدن با ائمه است. تنها برای ارتباط با خدا بسیار موثر است. دل باید صحبت کند نه زبان.
شنیدن همه معارف از بزرگانی نجف یک طرف و شنیدن و بو کشیدن آنها از نزدیک یک طرف.


[1]. البته برخی گفته اند که ابوالحسن گفته من یک بار و نیم و سید یزدی سه بار ونیم خوانده
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  دیدار با فقها (دیدار با آیت الله ایروانی) meisam 0 126 15-شهريور-1396, 08:29
آخرین ارسال: meisam
  دیدار با فقها (دیدار با آیت الله آل راضی) meisam 0 83 15-شهريور-1396, 08:27
آخرین ارسال: meisam
  دیدار با فقها (دیدار با آیت الله سید علی سبزواری) meisam 0 234 15-شهريور-1396, 07:24
آخرین ارسال: meisam
  دیدار با فقها (دیدار با آیت الله فیاض) meisam 0 63 14-شهريور-1396, 20:39
آخرین ارسال: meisam
  دیدار با فقها (دیدار با آیت الله بشیر النجفی) meisam 0 52 14-شهريور-1396, 20:36
آخرین ارسال: meisam
  دیدار با فقها (دیدار با آیت الله سید محمد سعید حکیم) meisam 0 55 14-شهريور-1396, 20:29
آخرین ارسال: meisam
  دیدار با فقها (دیدار با سید محمد باقر سیستانی قسمت دوم) meisam 0 48 14-شهريور-1396, 20:26
آخرین ارسال: meisam
  دیدار با فقها (دیدار با سید محمد باقر سیستانی قسمت اول) meisam 0 81 14-شهريور-1396, 20:21
آخرین ارسال: meisam
  ماندگاری حقیقت شیعه در بیان ایت الله حکیم و فیاض تلخاب لی 0 225 24-مرداد-1396, 00:18
آخرین ارسال: تلخاب لی
  نظر آیت الله شبیری در مورد کتاب فقه الرضا (فقه رضوی) rayhan 6 3,197 26-فروردين-1396, 09:48
آخرین ارسال: aad1416

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان