امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نکته جالب رجالی
#11
بله. حقیر هم عرض کردم این حجیتی که اختصاص به معصوم دارد، متفاوت است با حجیت ظهور به معنای رایجش.
عرض حقیر این بود که حجیت ظاهر افعال به آن معنا که اختصاص به معصوم ندارد (مثل حجیت ظهور الفاظ معمولی خودمان) ثابت نیست، و به آن معنایی که ثابت است اختصاص به معصوم دارد.
پاسخ
#12
در ضمن، افعالی که ضمنا شامل «بیان» یا «افهام» هستند، از باب افهامی که درشان هست، حالشان حال الفاظ است. مثل حرف زدن از طریق اشاره کردن.
اطلاقات مقامی‌ای که مثال زدید (تعلیم صلاة و ...) نیز از همین باب هستند و باز هم ارتباطی به این بحث ندارد که بگوییم بر اساس فلان کار، ظاهراً فلان شخص شیعه است. این «ظاهرا فلانی شیعه است» یعنی «احتمال زیاد فلانی شیعه است». در آن هیچ گونه «افهام» (ولو با فعل) وجود ندارد که تحت بحث حجیت ظهور برود.
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محمد صادق رضوی
#13
در ظهور فعل ائمه علیهم السلام بحث افهام مد نظر نیست. تعلیم از باب مثال بود. آنچه در اصول بیان می شود اعم از اینست.
فرض کنید روایت بیان کند که امام فعلی را انجام دادند؛ از انجام فعل استفاده جواز و بلکه عدم کراهت می شود با وجود احتمالاتی مثل تقیه، ضرورت و ...
گرچه می توانید این موارد را هم مختص به حصول اطمینان کنید
پاسخ
#14
(6-فروردين-1397, 21:25)سید محمد صادق رضوی نوشته:
(5-فروردين-1397, 12:32)سید حسین منافی نوشته: در نرم افزار درایه النور «الحسن التفلیسی» را شیعه مجهول معرفی می کند....و از طرفی بزنطی از او روایت کرده است و مبنای آیت الله شبیری این است که واژه ثقه متضمّن تشیّع نیز هست پس کسی که بزنطی از او روایت کند شیعه و ثقه است.
 این که آیة الله شبیری ثقه را متضمن تشیع هم می دانند چه  ارتباطی به ما نحن فیه دارد؟ ظاهرا مقصود ایشان در مواردی است که در مورد یک راوی گفته شود که: ثقة، نه در مثل ما نحن فیه که : البزنطی لا یروی الا عن ثقة. چرا که از قرائن مشخص است که مراد وثاقت قولی است وگرنه موارد نقض متعدد باعث می شد به هیچ وجه نتوان به این سخن اعتماد کرد.
اما وجه حکم به تشیع حسن تفلیسی را می توان این گونه بیان کرد که ظاهر نقل یک راوی از امام علیه السلام امامی بودن وی و تعبد او به سخن امام علیه السلام است.
ضمنا به این نکته نیز باید اشاره کرد که درایة النور در عین تحول بزرگی که در شناخت طبقات روات به وجود آورده اشتباهاتی هم در بر دارد؛ لذا لازمست طلاب محقق تمام اتکایشان بر آن نباشد.

اولا: در کلام آسید جواد شبیری هست که ایشان مطلقا ثقه را ملازم با تشیع می داند
و ثانیا در نرم افزار درایه النور به هیچ وجه به مجرد نقل از معصوم حکم به تشیع راوی نمی کند علاوه بر اینکه این مطلب ظهور که ندارد هیچ، در حد اشعار هم نیست.
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محسن حائری ، مسعود عطار منش
#15
(11-فروردين-1397, 07:19)سید محمد صادق رضوی نوشته: فرض کنید روایت بیان کند که امام فعلی را انجام دادند؛ از انجام فعل استفاده جواز و بلکه عدم کراهت می شود با وجود احتمالاتی مثل تقیه، ضرورت و ...
گرچه می توانید این موارد را هم مختص به حصول اطمینان کنید
همان طور که قبلا هم عرض کردم، دلالت فعل امام بر جواز و امثالهم اختصاص به معصومین علیهم السلام دارد. بحثش کاملا با حجیت ظهور متفاوت بوده و شیوه‌ی اثبات حجیتش هم ارتباطی به سیره و ... ندارد و کاملا متفاوت است. (بحث اغراء به جهل، مباحث عقلی و ... در این بحث دخالت دارند) و حتی این نکته که اطمینان در چنین مواردی شرط است یا نیست، نیز محل بحث و مناقشه است.


بحث از حجیت ظهور (که دلیلش سیره است) در مورد افعال، فقط در مورد افعالی مطرح می‌شود که در آنها افهام از جانب فاعل وجود داشته باشد (تا بتوان بحث احتجاج با وی را مطرح نمود)
کمله‌ی «ظاهر» که گاهی در جملاتی مثل «ظاهرا فلان شخص شیعه است» به آن معنایی که در بحث «حجیت ظهور» محل بحث است نمی‌باشد. بلکه به این معناست که «نشانه‌هایی غیر قطعی بر مدعا وجود دارد». همین. ادعا این بود که «ظاهر» به این معنا چه دلیلی بر حجیتش وجود دارد؟
پاسخ
 سپاس شده توسط سید محمد صادق رضوی
#16
(6-فروردين-1397, 21:25)سید محمد صادق رضوی نوشته:  این که آیة الله شبیری ثقه را متضمن تشیع هم می دانند چه  ارتباطی به ما نحن فیه دارد؟ ظاهرا مقصود ایشان در مواردی است که در مورد یک راوی گفته شود که: ثقة، نه در مثل ما نحن فیه که : البزنطی لا یروی الا عن ثقة.
اولا تا آنجا که در ذهن دارم مبنای حضرت آیت الله شبیری دام ظله این است که ثقه در البزنطی لا یروی الا عن ثقه هم دال بر تشیع است و روشن ترین دلیل بر این مدعا این است که این عبارت ، عبارت شیخ طوسی در می باشد و شهادت ایشان محسوب می شود و ما وقتی به عبارات ایشان در العده فی اصول الفقه مراجعه می کنیم به روشنی می بنیم که مراد شیخ طوسی از لفظه ثقه و شهادت ایشان به وثاقت مشایخ بزنطی و ... ناظر به صحت مذهب هم می باشد ؛ عبارت شیخ طوسی از این قرار است :
العدة في أصول الفقه، ج‏1، ص: 149
فأما إذا كان مخالفا في الاعتقاد لأصل المذهب و روى مع ذلك عن الأئمة عليهم السلام نظر فيما يرويه.
فإن كان هناك من طرق الموثوق بهم ما يخالفه وجب إطراح خبره.
و إن لم يكن هناك ما يوجب إطراح خبره، و يكون هناك ما يوافقه وجب العمل به.
و إن لم يكن من الفرقة[1] المحقة خبر يوافق ذلك و لا يخالفه، و لا يعرف لهم قول فيه، وجب أيضا العمل به، لما روي عن الصادق عليه السلام أنه قال: «إذا نزلت بكم حادثة لا تجدون حكمها فيما رووا عنا فانظروا إلى ما رووا عن علي عليه السلام فاعملوا به»[2]، و لأجل ما قلناه عملت الطائفة بما رواه حفص بن غياث [1]، و غياث بن كلوب [2]، و نوح بن دراج [3]، و السكوني [4]، و غيرهم من العامة عن أئمتنا عليهم‏
و[3] إذا كان الراوي من فرق الشيعة مثل الفطحية، و الواقفة، و الناووسية و غيرهم نظر فيما يرويه:
فإن كان هناك قرينة تعضده، أو خبر آخر من جهة الموثوقين بهم، وجب العمل به.
و إن كان هناك خبر آخر يخالفه من طريق الموثوقين، وجب إطراح ما اختصوا بروايته و العمل بما رواه الثقة.
و إن كان ما رووه ليس هناك ما يخالفه، و لا يعرف من الطائفة العمل بخلافه، وجب أيضا العمل به إذا كان متحرجا في روايته موثوقا في أمانته، و إن كان مخطئا في أصل الاعتقاد.
و لأجل‏[4] ما قلناه عملت الطائفة بأخبار الفطحية مثل عبد اللَّه بن بكير و غيره ...(ایشان کلام را ادامه می دهند تا می رسد به اینجا)
و إذا كان أحد الراويين مسندا و الآخر مرسلا، نظر في حال المرسل، فإن كان ممن يعلم أنه لا يرسل إلا عن ثقة موثوق به فلا ترجيح لخبر غيره على خبره، و لأجل ذلك سوت الطائفة بين ما يرويه محمد بن أبي عمير [1]، و صفوان بن يحيى [2]، و أحمد بن محمد بن أبي نصر [3] و غيرهم من الثقات الذين عرفوا بأنهم لا يروون و لا يرسلون إلا عمن‏[1] يوثق به و بين ما أسنده غيرهم، و لذلك عملوا بمراسيلهم إذا انفردوا عن رواية غيرهم.
تامل در عبارت ایشان شهادت ایشان به صحت مذهب را نیز روشن می کند .‏
پاسخ
#17
چرا که از قرائن مشخص است که مراد وثاقت قولی است وگرنه موارد نقض متعدد باعث می شد به هیچ وجه نتوان به این سخن اعتماد کرد.


اولا این که موارد نقض متعدد باعث عدم اعتماد شود متوقف بر این بحث است که شهادت شیخ طوسی به وثاقت بر فرض این که شامل صحت مذهب هم بشود -که میشود-منحل به دو شهادت است یکی به وثاقت قولی و یکی وثاقت اعتقادی یا این که شهادت واحده محسوب می شود ؛چون اگر شهادت منحل شود بمنزله دو شهادت بوده و موارد نقض متعدد نهایتا باعث می شود شهادت به وثاقت اعتقادی مخدوش شود نه این که به تعبیر شما به هیچ وجه نتوان به این سخن اعتماد کرد .
ثانیا استاد سید جواد شبیری حفظه الله از پدرشان نقل فرموده اند که ایشان 72 مورد نقض را جمع آوری نموده و برای هر یک پاسخی ذکر کرده اند که البته بنده از آن اطلاعی ندارم.
پاسخ
#18
(5-فروردين-1397, 12:32)سید حسین منافی نوشته: در نرم افزار درایه النور «الحسن التفلیسی» را شیعه مجهول معرفی می کند.
شیخ طوسی او را مجهول معرّفی می کند.
و از طرفی بزنطی از او روایت کرده است و مبنای آیت الله شبیری این است که واژه ثقه متضمّن تشیّع نیز هست پس کسی که بزنطی از او روایت کند شیعه و ثقه است.
در مورد این راوی ثقه بودنش تعارض می کند با مجهول بودنی که شیخ طوسی ادّعا کرده است پس راهی برای اثبات وثاقت او نیست ولی تشیّع او که از لفظ ثقه در «لا یروی الا عن ثقه» استفاده شد معارضی ندارد
پس او شیعه مجهول است.
ولی سؤال اینجاست که با وجود اینکه شیخ طوسی خود در عدّه این ادّعا را مطرح کرده که سه نفر من جمله بزنطی لایروون و لا یرسلون الا عن ثقه، چطور حکم به توثیق الحسن التفلیسی نکرده و او را مجهول معرفی می کند؟!!
ولی این استظهار محلّ تأمّل است؛ زیرا مجهول بودن ظهور در جهالت من جمیع الجهات دارد نه جهالت از جهت وثاقت فقط.
پس هم وثاقت او محلّ تعارض است و هم تشیّع او.
در عامه، مجهول کسی است که فقط یک نفر از او نقل داشته باشد.
از حسن بن نضر تفلیسی ارمنی اما ابراهیم بن عقبه هم نقل دارد. به نظر می رسد مجهولیت به خاطر آن است که ناشناخته است. و حدیثش درباره ی اختصاص الماء بالجنب المجتمع مع الميّت را شهید در روض الجنان حکم به صحت داده
پاسخ
#19
ذکر چند نکته لازم است: اول: آنچه آقای شبیری در رابطه با لفظ ثقه فرمودند در بحث مشایخ ثلاث در مباحث رجالی هم فرموده اند و تمسک ایشان نیز به کلام شیخ در عده است.ثانیا: این راوی در منابع روایی ما علی ما فحصت مختصرا دو روایت دارد یکی در بحث اجتماع غسل میت و جنابت و دیگری رواتی در باب متعه که می توان برای شیعی بودن او تمسک کرد این روایت در فقیه و تهذیب وارد شده است. متن روایت به نقل تهذیب:الحسن التفلیسی قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع أَ يُتَمَتَّعُ مِنَ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ فَقَالَ تَمَتَّعُ مِنَ الْحُرَّةِ الْمُؤْمِنَةِ أَحَبُّ إِلَيَّ وَ هِيَ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنْهُمَا.
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نکته علمی  عبارت جالب مرحوم شیخ بهایی مهدی قنبریان 0 1,546 23-فروردين-1394, 19:48
آخرین ارسال: مهدی قنبریان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان