امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راهی برای اعتبار احادیث ضعیف
#1
در این مساله که مراد از فاحشه ی مبینه در آیه اول سوره طلاق چیست؟ دو روایت در کافی هست که آن را به بذاء و سوء خلق معنی کره و یک روایت در فقیه هست که آن را به زنا تفسیر کرده است. هر سه روایت سندا نا تمام هستند. استاد این اشکال را طرح کردند که در این مضامین، نوعا داعی جعل نیست لذا ولو وثاقت راوی احراز نشود می توان به روایات مطمئن شد. بعد جواب دادند که بله داعی جعل نیست و احتمال جعل منتفی است اما احتمال این می رود که راوی مطلبی را که مثلا مربوط به عامه است به اشتباه به امام نسبت دهد.
اشکالی به این جواب مطرح شده به این بیان که این احتمال هم با اصل عدم خطا دفع می شود.
ممکن است گفته شود که اصل عدم خطا در مورد فرد ضابط جاری می شود و ما وقتی راوی را نمی شناسیم در ضبط او هم تردید داریم. و یمکن الجواب به این که خود استادقائل به اصاله الضبط هستند لذا مثلا در مورد برخی روات، که صرفا حسن ظاهرشان اثبات می شد می فرمودند که این حسن ظاهر کاشف از عدالت است، ضبط هم با اصاله الضبط اثبات می شود و در نهایت وثاقت ثابت می شود. دلیل اصاله الضبط همان متعارف بودن ضبط است. یعنی نوع افراد اشتباهاتشان بیشتر از متعارف نیست پس لو لا قرینه بر عدم ضابطیت، اصل این است که ضابط اند.
بنا بر این، احتمال جعل عمدی با این که در این مضامین نوعا داعی بر جعل نیست نفی می شود.
و احتمال انتساب سهویِ خطا، با اصل ضبط و اصل عدم خطا نفی می شود.
این بیان، با تسلم مبانی (اصل ضبط و عدم خطا و نفی داعی بر جعل) اشکالی دارد؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حسین . ، سید محمد صادق رضوی ، مسعود عطار منش
#2
انما الکلام کل الکلام فی اصل المبنی!
پاسخ
#3
استاد فرمودند نوعا دواعی جعل در این موارد وجود ندارد . به نظر می رسد یکی از دواعی جعل عبارت از این است که شخص دفتر دستکی برای خود دست و پا کند و خود را راوی حدیث جلوه دهد و شاهد بر این مطلب این است که در کتب رجالی گاهی گفته میشود فلان کتاب موضوع و مجعول است و بعید است وقتی به تک تک روایاتش مراجعه کنیم داعی جعل در آن بیابیم البته بنده از این زاویه دید به روایات کتب نگاه نکردم ولی بدواً عرض می کنم جعل کتاب یک غرض عقلائی اش همین دفتر دستک درست کردن است و لازم نیست در مضمون روایت نکتۀ خاصی که داعی جعل است وجود داشته باشد .
پاسخ
#4
در ادامه ی بحث طرح شده، استاد فرمودند که در ما نحن فیه، اصل عدم خطا جاری نمی شود.
اصل فرمایش استاد (اگر درست نقل کنم) این است که اصل عدم خطا در مورد ضابط جاری می شود و وقتی راوی مجهول باشد ضبط او محرز نیست و اصل ضابطیت هم در مورد مشکوک العداله جاری نمی شود.
توضیح ذلک این که درست است که در مورد عادل اصل ضبط جاری می شود و لذا اگر در راوی ای صرفا حسن ظاهر داشتیم عدالت اثبات می شود و با ضمیمه ی اصل ضابطیت وثاقت هم اثبات می شود، اما اصل ضبط به نکته ی غلبه است و چنین غلبه ای در مورد غیر عادل محرز نیست. اصل ضبط یعنی خطاهای شخص بیشتر از متعارف نیست. خطا دو نوع دارد. یک خطایی که احتمال عام دارد و حتی در مورد ضابط هم مطرح است و دیگری خطایی که در مورد فرد لا ابالی مطرح است. یعنی لا ابالی گری و این که شخص روحیه ی تقید به احکام و راستگویی ندارد خودش می تواند منشا خطا در نقل شود. چرا که بی اهتمامی به راستگویی، خطای سهوی را هم افزایش می دهد. چنین خطایی را اصل عدم خطا نفی نمی کند بنا بر این اصل ضابط بودنی که بخواهد انتفاء خطا را نتیجه دهد تنها در مورد عادل اثبات می شود.
ضمنا در مورد عادل، می توان گفت خود دلیل حجیت تعبدی خبر عادل احتمال خطا را نفی می کند و نیازی به اصل عدم خطا نیست. ولی با این حال، دلیل حجیت خبر عادل اطلاقی نسبت به غیر ضابط ندارد.
به هر حال، عقلائی بودن اصل ضبط در ما نحن فیه محرز نیست. به تعبیر استاد (اگر درست نقل کنم) بسیاری از بنائات عقلائی به حکمت انسداد و این که سنگ روی سنگ بند نمی شود است.
لکن اگر اصل ضبط و عدم خطا را در ما نحن فیه نپذیریم مشکلی پیش می آید و آن این که استاد به تبع والد معظمشان قائل اند که اگر شخص ضعیفی روایتی را نقل کرد و اصل آن روایت توسط فرد ثقه ای هم نقل شده لکن در برخی قیود و جزئیات، بین این دو نقل اختلاف بود در صورتی که نسبت به آن قیود در حدیث شخص ضعیف احتمال تعمد کذب نرود این دو نقل نسبت به آن جزئیات با هم تعارض پیدا می کنند. چرا که با نقل شخص ثقه می فهمیم که اصل روایتی که شخص ضعیف نقل کرده درست است. نسبت به جزئیات هم که احتمال تعمد کذب نمی رود. احتمال خطا هم با اصل عدم خطا نفی می شود.
(این که درباره برخی روات ضعیف هم آمده که به منفرداتش عمل نمی شود می تواند مربوط به همین باشد. چرا که ممکن است گفته شود در روایت غیر منفرد، راوی روایت دیگر اگر ثقه است که اعتماد به همان است و اگر ضعیف است که فائده ای ندارد. اما می توان گفت با روایت دیگری از ثقه، اصل این روایت ضعیف اثبات می شود و به بیانی که گذشت حدیث این ضعیف نسبت به جزئیات ثابت می شود. (البته می توان گفت اجتماع ضعیفین بی فائده نیست و می تواند موجب وثوق شود. مضافا این که وقتی حجیت خبر ثقه را گفته ایم که تعبدی است باید دید آیا از این جهات هم منتج هست یا نه. یعنی از این جهت که اصل روایت شخص ضعیف را با آن اثبات کنیم وبعد به جزئیات روایت ضعیف عمل کنیم))
اما همین جا می توان همان اشکال را طرح کرد که چه طور درباره ی نقل راوی ضعیف نسبت به جزئیات اصل عدم خطا را جاری کرده اید؟ طبق بیانی که گذشت اینجا هم باید تفصیل بدهید که آیا خطای محتمل از سنخ خطاهای عام است و یا می تواند از خطاهای ناشی از بی مبالاتی باشد؟
شاید استاد این تفصیل را قبول داشتند و می فرمودند که ادعا ناظر به همین دست خطا هاست. مثل جایی که یک روایت بلند را شخص ضعیف نقل کرده و تنها در یک موضع یک اضافه ای دارد. اینجا نمی توان گفت که خصوص اینجا یک خطای از سر بی مبالاتی کرده.
به نظر می رسد که التزام به این مطلب دشوار است. خصوصا در حدیث لا ضرر که این مطلب را تطبیق داده اند، ممکن است راوی ای که قید علی مومن را نیاورده و یا راوی ای که این قید را آورده، خطا کرده باشد و منشا خطایش هم عدم ضبط و بی مبالاتی باشد. درست است که ضابط هم ممکن است این خطا را بکند ولی به هر حال، نمی توان گفت چنین خطایی نمی تواند به منشا عدم ضبط و بی مبالاتی باشد.
پاسخ
 سپاس شده توسط حسین .


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نکته علمی  توجیهی برای روایات متعارض محمود رفاهی فرد 0 659 27-بهمن-1396, 18:08
آخرین ارسال: محمود رفاهی فرد
  تفسیر قمی و منبع یابی احادیث محمود رفاهی فرد 2 965 27-بهمن-1396, 17:29
آخرین ارسال: محمود رفاهی فرد

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان